به وجود آوردند که به حالت انفجار انجامید و بلکه مقدمات یک جنگ داخلی را فراهم آورد و جنوب را در معرض اشغال قرار داد و در یک کلمه، موجب نگرانی دربار? آیندهای مبهم و پیچیده شد.
من جبرگرا نیستم که معتقد باشم حوادث، مستقل از اراد? انسان رقم می خورد و به آینده نیز نه خوش بینم و نه بدبین. من به حوادث نگاه تماشاگرانه ندارم، بلکه همچون انسانی که با دیگر هموطنان در رقم زدن اتفاقات همکاری دارد به آنها می نگرم.
در طول سه روز از این حوادث خونبار، من مانند کسی که بر روی آتشی شعله ور نشسته باشد آرام و قرار نداشتم. پیدرپی با مسئولان لبنانی و میانجیگران عرب تماس داشتم و در عین احترام به صلاحیت های قانونی، نقشی افتخارآمیز داشتم و امیدوار بودم اقداماتی که برای برقراری صلح و آشتی انجام می گیرد موفقیتآمیز باشد. از این رو بود که گام های کوچکی در این راه برداشتم و بر این باور بودم که بر من در جایگاه شهروند واجب است که هم? توانایی و امکانات خود را به کار گیرم تا از شدت تنش بکاهم.
رهبران دینی طراز اوّل را گرد آوردم تا بتوانم شبح فرقه گرایی را از صحنه دور کنم و با امانتداری کامل دیدگاه های مختلف گروه های لبنانی را برای آنان بازگو کنم و از این راه میان هم? گروه های لبنانی همدلی و اتحاد فراگیر برقرار کنم. واقعیت این است که هم? علما با مسئل? فلسطین و آزادسازی قدس و قداست جهاد از یک سو و با حاکمیت لبنان - که بیش از هر کشور دیگری آزادی و عزت آنان را عینیت می بخشد - از سوی دیگر در ارتباطاند و آن را قبول دارند و همین امر آنان را قادر میکند تا با یکدیگر گفتوگو و مذاکره کنند. آقای یاسر عرفات از من خواست تا راه گفتوگوی شفاف و بی پرده میان جبه? مقاومت و اندیشمندان لبنانی را باز کنم.
خود رئیسجمهور به سران دینی اعلام کرده است که دولت لبنان به جبه? مقاومت احترام می گذارد و هرگز در فکر از بین بردن آن نبوده است. یاسر عرفات و رهبران مقاومت نیز به نوب? خود به علما اطمینان داده اند که به حاکمیت لبنان احترام می گذارند و به دخالت نکردن در امور لبنان پایبندند و در صددند که تصمیمات و برنامه هایشان را به طور تدریجی یا کلی به اجرا درآورند. طبیعی بود که گفتوگو با رهبران دینی، سطح گفتوگو را بالا برد و از رسیدن بحران به مرحل? انفجار جلوگیری کرد.
از سوی دیگر این ملاقات ها و گفتوگوها این زمینه را فراهم آورد که پیام وجدان فلسطینی از زبان رهبر فلسطینی مطرح شود. او به من گفت: «تیزهوشی لبنانی که برای هم? این مشکلات راهحل پیدا کرده بود، کجا رفته است تا ما را در پیمودن راه دور و درازمان یاری رساند و روابط ما با دیگران را ساماندهی کند؟» او مایل بود سران جبه? مقاومت با اندیشمندان لبنانی دیدار کنند و از من خواست راه را برای این گفتوگو باز کنم.
بدون تأخیر تلاش خود را آغاز کردم، زیرا یک روز تأخیر یعنی اضافهشدن یک خطر دیگر.
روز چهارشنب? آینده با دیدار با پاتریارک حکیم آغاز خواهد شد و به طور پیاپی ادامه خواهد یافت.
