وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ.»[99]

خلاصه‌ آنکه‌ احکام‌ در شریعت‌ اسلامی، همچون‌ هم?‌ آیین‌های‌ الهی، بخشی‌ تفکیک‌ناپذیر از آن‌ واحد تکامل‌‌یافته‌ای‌ است‌ که‌ به‌ نام‌ «اسلام» می‌شناسیم. اسلام، به‌‌رغم‌ بخش‌بندی‌ دستورات‌ آن‌ در پژوهش‌ها و آثار مکتوب‌ به‌ بخش‌های‌ فرهنگ‌ و عقیده‌ و فقه‌ و اخلاق، واحدی‌ است یک‌پارچه‌ که‌ قلمروهای آن‌ در پیوند با یکدیگرند و بخش‌های‌ آن‌ در تعامل‌ با یکدیگر. فرهنگ‌ یا در اصطلاح‌ نگرش‌ اسلام‌ به‌ هستی‌ مبنای‌ عقیده‌ است‌ و هر دوی‌ آن‌ها پای?‌ شریعت‌ در فقه‌ و اخلاق. از سوی‌ دیگر، شریعت‌ حافظ عقیده‌ و روشنگر بینش‌ و نگرش‌ است‌ و هر بخش‌ از آن‌ بر بخش‌ دیگر اثری‌ ژرف‌ دارد.

اینک نمایی‌ چند از این‌ پیوند:

مفهومی‌ که‌ قرآن‌ از الله به‌ دست‌ می‌دهد، گسترده‌تر و جامع‌تر از هم? مفاهیمی‌ است‌ که‌ ادیان‌ پیشین‌ در مقول?‌ «شاه‌ شاهان» و «پدر» و اندیشمندان‌ و فلاسفه‌ در قالب‌ «واجب‌ الوجود» و «وجود مطلق» عرضه‌ کرده‌اند.

این‌ مفهوم‌ که‌ واجدِ‌ «اسماءحسنا»ست‌ و خود غایت هر کمال‌ و اوّل و آخر و ظاهر و باطن‌ است‌ و «آسمان‌ها در ید قدرت‌ او در هم‌ پیچیده‌» و او به‌ آدمی‌ از رگ‌ گردنش نزدیک‌تر و «میان‌ او و قلبش‌ حایل‌ است»‌ و الی‌ آخر، همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ پای? فرهنگ‌ اسلامی‌ و مبنای‌ عقیده‌اش‌ به‌ شمار می‌آوریم‌ و مسلمان‌ باید به‌ درک‌ و دریافت‌ آن‌ برسد و به‌ یاری‌ دلیل‌ بدان‌ ایمان‌ بیاورد و آن‌ را با‌ تمامی‌ وجود حس‌ کند. اسلام‌ هرگز جز این‌ را نمی‌پذیرد و هرکه جز این‌ بیندیشد و ایمان‌ بیاورد، در شمار مسلمانان‌ نخواهد بود.

بدین‌سان‌ اسلام‌ دربار? جهان‌ و حیات‌ و مرگ‌ و انسان‌ و جامعه‌ و غیره‌ مفاهیمی‌ عرضه‌ می‌کند که‌ مبنای‌ اندیشه‌ و ایمان‌ و عمل‌ در شریعت‌ اسلامی‌ است.

ایمان‌ به‌ خداوند یکتایِ‌ یگانه‌ای‌ که‌ نه‌ زاده‌ است‌ و نه‌ زاده‌ شده‌، بر موضع‌ مسلمان‌ در قبال‌ برادر مسلمان‌ خود و نیز در برابر هم?‌ انسان‌ها و جامعه‌ بازتاب‌ دارد.

عبادات‌ نیز با توجه‌ به‌ شروط‌ آن‌ و در رأس‌ آن‌ها خلوص‌ نیت‌ برای‌ خدا، برآیند طبیعی‌ چنین‌ ایمانی‌ است‌ و خود، در عین‌ حال،‌ ایمان‌ را پاس‌ می‌دارد و موجبات‌ بالندگی‌ آن‌ را در جان‌ فراهم‌ می‌کند و از گرایش‌های‌ برانگیزاننده‌ در انسانِ‌ مسلمان‌ می‌کاهد.


[99«ما تورات‌ را که‌ در آن‌ هدایت‌ و روشنایی‌ است‌ نازل‌ کردیم. پیامبرانی‌ که‌ تسلیم‌ فرمان‌ بودند، بنا بر آن برای‌ یهود حُکم‌ کردند و نیز خداشناسان‌ و دانشمندان‌ که‌ به‌ حفظ‌ کتاب‌ خدا مأمور بودند و بر آن‌ گواهی‌ دادند. پس، از مردم‌ مترسید و از من‌ بترسید و آیاتِ‌ مرا به‌ بهای‌ اندک‌ مفروشید. و هرکه بر وفق‌ آیاتی‌ که‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ حکم‌ نکند، کافر است. و در تورات‌ بر آنان‌ مقرر داشتیم‌ که‌ نفس‌ در برابر نفس‌ و چشم‌ در برابر چشم‌ و بینی‌ در برابر بینی‌ و گوش‌ در برابر گوش‌ و دندان‌ در برابر دندان‌ و هر زخمی‌ را قصاصی‌ است. و هرکه از قصاص‌ درگذرد، گناهش‌ را کفاره‌ای‌ خواهد بود. و هرکه به‌ آنچه‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ حکم‌ نکند، از ستمکاران‌ است. و از پیِ‌ آن‌ها عیسی‌ پسر مریم‌ را فرستادیم‌ که‌ تصدیق‌کنند?‌ توراتی‌ بود که‌ پیش‌ از او فرستاده‌ بودیم‌ و انجیل‌ را که‌ تصدیق‌کنند? تورات‌ پیش‌ از او بود به‌ او دادیم‌ که‌ در آن‌ هدایت‌ و روشنایی‌ بود و برای‌ پرهیزگاران‌ هدایت‌ و موعظه‌ای. و باید که اهل‌ انجیل‌ بر وفق‌ آنچه‌ خدا در آن‌ کتاب‌ نازل‌ کرده‌ است‌ داوری‌ کنند، زیرا هرکس‌ به‌ آنچه‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ داوری‌ نکند، از نافرمانان‌ است. و این‌ کتاب‌ را به‌ راستی‌ بر تو نازل‌ کردیم، تصدیق‌کننده و حاکم بر‌ کتاب‌هایی‌ است‌ که‌ پیش‌ از آن‌ بوده‌اند. پس‌ بر وفقِ‌ آنچه‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ در میانشان‌ حکم‌ کن‌ و از پیِ‌ خواهش‌هایشان‌ مرو تا آنچه‌ را از حق‌ بر تو نازل‌ شده‌ است‌ واگذاری. برای‌ هر گروهی‌ از شما شریعت‌ و روشی‌ نهادیم. و اگر خدا می‌خواست‌ هم? شما را یک‌ امت‌ می‌ساخت. ولی‌ خواست‌ در آنچه‌ به شما ارزانی داشته‌ است‌ بیازمایدتان. پس‌ در خیرات‌ بر یکدیگر پیشی‌ گیرید. همگی بازگشتتان‌ به‌ خداست‌ تا از آنچه‌ در آن اختلاف می‌کردید آگاهتان سازد. میانشان‌ بر وفق‌ آنچه‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ حکم‌ کن‌ و از خواهش‌هایشان‌ پیروی مکن‌ و از ایشان بپرهیز مبادا بفریبندت تا از بعضی‌ چیزهایی‌ که‌ خدا بر تو نازل‌ کرده‌ است‌ سرباز زنی. و اگر روی‌گردان‌ شدند بدان‌ که‌ خدا می‌خواهد آنان‌ را به‌ پاداش برخی‌ گناهانشان‌ عقوبت‌ کند، و هر آینه‌ بسیاری‌ از مردم‌ نافرمانند. آیا حکم‌ جاهلیت‌ را می‌جویند؟ برای‌ آنان که اهلِ‌ یقین‌ هستند چه‌ حکمی‌ از حُکمِ‌ خدا بهتر است؟» (مائده،44ـ50)


برآوردن‌ خواست‌های‌ او قرار می‌دهد.

این‌ همان‌ مفهومی‌ است‌ که‌ نه‌تنها معنای‌ توحید و معنای‌ اسلام‌ را به‌ هم‌ نزدیک‌ می‌کند، بلکه‌ این‌ دو را به‌ یک‌ معنا می‌گیرد، زیرا اسلام‌ همان‌ تسلیم‌ کامل‌ به‌ خداوند است،‌ چه‌ به‌ عقل،‌ چه‌ در دل‌، چه‌ به‌ تمامیِ‌ جسم‌ و تن. تسلیم‌ در حوز? عمل یا «اسلامِ‌ جوارح‌». بخشی‌ از مفهوم‌ توحید است.

آیاتِ‌ بعدی‌ این‌ مفهوم‌ ژرف‌ را روشن‌ می‌کند. قدری‌ با تأمل‌ بخوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا.»[98]

دوباره‌ می‌خوانیم: «می‌گویند که‌ بعضی‌ را می‌پذیریم‌ و بعضی‌ را نمی‌پذیریم‌ و می‌خواهند در این‌ میانه‌ راهی‌ برگزینند.» آیا کفر ورزیدن‌ به‌ پاره‌ای‌ از احکام‌ به‌ معنای‌ انکار اهلیت‌ آن‌ها و اقتباس‌ از منابع‌ دیگر نیست؟

باز می‌خوانیم: «و می‌خواهند میان‌ خدا و پیامبرانش‌ جدایی‌ افکنند.» اینان‌ دقیقاً‌ همان‌ کسانی‌اند «که‌ به‌ خدا و پیامبرانش‌ کافر می‌شوند.» ایمان‌ به‌ خدا به‌ عقل‌ و به‌ قلب یا «اعتقاد و اخلاق» بدون‌ ایمانِ‌ به‌ تن‌ یا پایبندی‌ به‌ احکام‌، «کفر ورزیدن‌ به‌ پیامبران» است‌ و در معیار قرآن‌ «کفر ورزیدن‌ به‌ خدا و پیامبران‌ او»ست.

در اینجا آنچه‌ در آیات 44 تا50 از سور?‌ مائده‌ خواهیم‌ خواند، به‌‌روشنی‌ نمود می‌یابد، زیرا در منطق‌ قرآن‌ حُکم‌‌ کردن‌ به‌ آنچه‌ خدا دربار?‌ قصاص‌ و قصاصِ‌ نفس‌ نازل‌ نکرده‌ است‌، ستم‌ و کفر و نافرمانی‌ به‌ شمار می‌رود، همچنان‌ که‌ پیروی‌ از خواهش‌های‌ دیگران‌ و تن‌ ندادن‌ به‌ احکام‌ خدا در انجیل‌ و قرآن‌ ناپذیرفتنی‌ و نافرمانی‌ محسوب‌ است.

«إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ وَقَفَّیْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِیهِ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى اللّه مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوکَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْکَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ


[98].?«کسانی هستند که‌ به‌ خدا و پیامبرانش‌ کافر می‌شوند و می‌خواهند میان‌ خدا و پیامبرانش‌ جدایی‌ افکنند و می‌گویند که‌ بعضی‌ را می‌پذیریم‌ و بعضی‌ را نمی‌پذیریم‌ و می‌خواهند در این‌ میانه‌ راهی‌ برگزینند. اینان‌ درحقیقت‌ کافرانند و ما برای‌ کافران‌ عذابی‌ خوارکننده‌ آماده‌ ساخته‌ایم.» (نساء،150ـ151)


روح تشریع در اسلام و وضعیت کنونی تشریع در جهان اسلام

متن مقال? امام سیّد موسی صدر

1. واقعیت قانون گذاری

تا آنجا که‌ براساس‌ اطلاعات‌ نه‌ چندان‌ دامنه‌دار خود می‌دانیم، پس‌ از مطالعاتی‌ بس‌ توان‌فرسا، دریافتیم‌ که: امروزه، قانون‌گذاری‌ در جهان‌ اسلام، به‌ واقع‌ از روح‌ شریعت‌ اسلامی‌ بس‌ دور افتاده‌ است؛ چه‌ از حیث‌ پایه‌ و مبنا، چه‌ به‌ لحاظ‌ منابع، چه‌ از نظر اصول‌ کلی‌ و حتی‌ در بسیاری‌ از جزئیات.

اگر هم‌ در این‌ میانه‌ نقط? اشتراکی‌ وجود دارد منحصر به‌ پاره‌ای‌ از فروع‌ و بسیاری از ظواهر است. این‌ همانندی، اگر نگوییم‌ بیشتر، باری به‌ همان‌ اندازه‌ میان‌ قانون‌گذاری‌های‌ ما و دیگر قانون‌گذاری‌های‌ مدنی، چه‌ در جهان‌ معاصر چه‌ در گذشته، به‌ چشم‌ می‌خورد.

مای?‌ تأسف‌ است‌ که‌ ناگزیر از اعتراف‌ به‌ این‌ واقعیت‌ شویم‌ هنگامی‌ که‌ این‌ آیات‌ شریف‌ قرآنی‌ فرایادمان‌ می‌آید: «لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِین. وَقُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِین. کَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِین. الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ. فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ. فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ. إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ. الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ.»[96]

اندکی‌ توجه‌ به‌ این‌ آیات‌ و ترتیب‌ آن‌ها، سپس‌ لختی‌ تأمل‌ در این‌ کلمات: «اگر برخی‌ از مردان‌ و زنانشان‌ را به‌ چیزی‌ بهره‌ور ساخته‌ایم‌ تو بدان‌ نگاه‌ مکن»، و «آنان‌ که‌ قرآن‌ را به‌ اقسام‌ تقسیم‌ کرده‌ بودند»، و «از مشرکان‌ روی‌گردان باش»، نیز وعد?‌ بازداشتن‌ مسخره‌کنندگان، «آنان‌ که‌ با الله خدای‌ دیگری‌ قایل‌ می‌شوند…» و دقت‌ در این‌ امور، مفهوم شرک‌ را در قرآن‌ (در اصطلاح‌ علم‌ حدیث‌ «شرک‌ خفی») روشن‌ می‌کند. توحیدِ‌ تام‌ و تمام‌ مصداقی‌ ندارد جز گردن‌ نهادن‌ به‌ هرآنچه‌ خداوند فرمان‌ داده‌ است. نیز به‌ چند قِسم‌ ‌گرفتنِ‌ قرآن‌ گونه‌ای‌ شِرک‌ است، آن‌سان‌ که‌ با الله به‌ خدای‌ دیگر قایل‌‌شدن؛ خدایی‌ که‌ در پاره‌ای‌ از موارد مطاع‌ می‌شود. بالطبع، جلوه‌های‌ ظاهرِ‌ حالِ‌ دیگران - آنان‌ که‌ به‌ خدا ایمان‌ ندارند - و، به‌ عبارت‌ دیگر، توفیق‌ ظاهریِ‌ پیروان‌ قوانینِ‌ غیرالهی، هرچند فریبنده‌ است، به‌ هیچ‌ روی‌ در آن‌ حد نیست‌ که‌ بتواند مطمح‌ نظر پیامبر(ص)‌ و مؤ‌منانی باشد که‌ به‌ تمامی‌ احکام‌ خداوند پایبندند، اگرچه‌ به‌ «ارتجاع‌ و جز آن» متهم‌ شوند و آماج‌ استهزا و تمسخر قرار گیرند.

درحقیقت، مفهوم قرآنی‌ شرک‌ یا کفر به‌ خداوند‌، به‌ پرستش خدایی‌ دیگر منحصر نمی‌شود، وگرنه‌ این‌ آی?‌ متبرک‌ چه‌ معنا می‌تواند داشت: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ.»[97] مگر کسی‌ برای‌ هوا و هوسِ‌ خود نماز و سجده‌ به‌‌جا می‌آورد؟ خدا، در اصطلاح‌ قرآن، برای‌ انسان‌ آن‌ جوهر قدسی‌ است‌ که‌ او را، مستقیم‌ و غیرمستقیم، به‌ جنبش‌ و پویش‌ برمی‌انگیزد و انسان‌ خویشتن‌ را، و نیز اندیشه‌ و عواطف‌ و رفتار خود را، وسیل?‌ کسب‌ رضای‌ او و


[96].?«اگر بعضی‌ از مردان‌ و زنانشان‌ را به‌ چیزی‌ بهره‌ور ساخته‌ایم‌ تو بدان‌ نگاه‌ مکن، و غم‌ آنان‌ را مخور. و در برابر مؤ‌منان‌ فروتن‌ باش. و بگو: من‌ بیم‌دهنده‌ای‌ روشنگرم. همانند عذابی‌ که‌ بر تقسیم‌کنندگان‌ نازل‌ کردیم: آنان‌ که‌ قرآن‌ را به‌ اقسام‌ تقسیم‌ کرده‌ بودند. به‌ پروردگارت‌ سوگند که‌ همه‌ را بازخواست‌ کنیم، به‌ خاطر کارهایی‌ که‌ می‌کرده‌اند. به‌ هرچه‌ مأمور شده‌ای‌ صریح‌ و بلند بگو و از مشرکان‌ روی‌گردان باش. ما مسخره‌کنندگان‌ را از تو باز می‌داریم. آنان‌ که‌ با الله خدای‌ دیگر قایل‌ می‌شوند، پس‌ به‌ زودی‌ خواهند دانست.» (حجر،88ـ96)

[97].?«آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا او را از روی علم گمراهش کرد، دیده‌ای؟» (جاثیه،23)


سند شمار? 20-07-73

موضوع: مقاله - روح تشریع در اسلام و واقعیت قانون‌گذاری در جهان اسلام

مکان و تاریخ: الجزایر، تیزی اوزو، 20/7/1973.

مناسبت: هفتمین همایش اندیش? اسلامی در شهر تیزی اوزو در الجزایر از 10 تا 22 ژوئیه 1973، برگزار شد و امام موسی صدر این مقال? پژوهشی را در این کنفرانس ارائه کرد و بحث‌های فراوانی دربار? آن شد.

منبع: کتاب سخنرانی‌های کنفرانس هفتمین همایش اندیش? اسلامی تیزی اوزو الجزایر، انتشارات وزارت آموزش عالی و امور دینی، جلد اوّل.

متن

با توجه به اهمیت و ارزش این پژوهش این سند حاوی مطالب زیر است:

1. مقال? امام موسی صدر؛

2. پاسخ ها و مباحث:

استاد محمد ابو زهره، استاد شریعت و عضو مجمع پژوهش‌های اسلامی مصر؛

جناب شیخ محمد خاطر، مفتی مصر؛

دکتر احمد الشرباصی، استاد دانشکد? اصول دین مصر؛

3. پاسخ امام موسی صدر به مباحث فوق؛

4. پاسخ ها و مباحث:

دکتر عمر فروخ، عضو «انجمن زبان عربی» در قاهره و عضو انجمن علمی عربی در دمشق و عضو مجمع پژوهش‌های اسلامی در بمبئی؛

دکتر محمد الغزالی، مدیرکل ارشاد اسلامی در مصر؛

استاد احمد حمانی، رئیس مجلس اعلای اسلامی و استاد دانشکد? ادبیات دانشگاه الجزایر؛

5. پاسخ امام موسی صدر به مباحث فوق؛

6. پاسخ ها و مباحث:

استاد ادریس الکتانی، استاد دانشگاه رباط در مراکش؛

استاد مصطفی الزرقاء، استاد دانشکد? شریعت در دانشگاه اردن؛

مولود قاسم نایت بلقاسم، وزیر آموزش و امور دینی؛

استاد شیخ سلیمان داودبن‌یوسف، پژوهشگر تاریخ - الجزایر؛

استاد زینب الغزالی الجبیلی، نویسند? مصری؛

دکتر صبحی صالح، استاد حقوق و شریعت اسلامی در دانشگاه لبنانی؛

مولود قاسم نایت بلقاسم، وزیر آموزش و امور دینی؛

دکتر صبحی صالح استاد حقوق و شریعت اسلامی دانشگاه لبنان؛

دکتر محمود منصور، نمایند? اتحادی? عرب؛

مولود قاسم نایب بلقاسم وزیر آموزش و امور دینی؛

7. پاسخ امام موسی صدر به پرسش های دانشجویان؛

8. مباحث محمد أبی زهره و محمد الغزالی و شیخ محمد خاطر؛

9. پاسخ امام موسی صدر به مباحث؛

10. پاسخ امام موسی صدر به بحث آقای مصطفی الزرقاء؛

جمهوری دموکراتیک مردمی الجزایر

هفتمین همایش آشنایی با اندیش? اسلامی

تیزی اوزو (الجزایر)، 10-22 جولای 1973 جلد اول ـ انتشارات وزارت آموزش و امور دینی

مجلس اعلای شیعیان در حضور رئیس‌جمهور، شارل حلو گفتم: این مجلس به وجود نیامده است تا جانشینی برای شخص یا مؤسسه یا نهادی خاص باشد. من در همین چارچوب ادای وظیفه کردم و دوباره می گویم که من بر خلاف آنچه می گویند، فعالیت سیاسی ندارم و فکر نمی کنم آرمان من اجازه دهد که در یک منصب ریاست معین باقی بمانم. برخی از عناصری که از من دل خوشی نداشتند و مرا تأیید نمی کردند، مرا به همکاری با دوران پیشین، به‌ویژه دوران رئیس‌جمهور، شهاب متهم می کردند. من همواره تأکید کرده ام و اکنون نیز تأکید می کنم که برای رئیس‌جمهور، شهاب، احترام فراوانی قایل بودم و همواره ایشان را تحسین می کردم و از بنیان گذاران دولت جدید به شمار می آورم ولی هیچ گاه با هیچ‌کسی همکاری - به معنای سیاسی آن - نداشته ام و کسانی که چنین اتهامی به من می زنند، این حقیقت را نادیده می گیرند که پیوند میان من و مردم لبنان به خاطر تلاش های پیگیر و طاقت فرساست، یعنی پیمودن صدهزار کیلومتر در سال در بین مناطق لبنان و ایراد بیش از 67 سخنرانی در سال. دیدارهای من، سخنان من و ملاقات های من در هر خانه و هر دانشگاه و هر مدرسه ای انجام می‌گرفت… آنان این مسائل را نادیده می گیرند، زیرا از آن اطلاعی ندارند. از این رو می گفتند ظهور ناگهانی و سریع من برخاسته از یک تمایل سیاسی دامنه دار است.

امام لبخندی می زند و می گوید: در یکی از سؤال‌ها آمده بود: شما که در دور? گذشته شیوه های تند و قاطع به کار می بستید، چطور اکنون همه را به میانه روی و اعتدال فرا می خوانید؟ این سؤال درحقیقت اتهام مزبور دربار? نقش معین من در دور? گذشته را باطل می کند. گذشت زمان این حقیقت را آشکار کرد که نقش ما پایان نیافته است. در حوادث اخیر روشن شد که هرچه بکوشیم نقش علمای دین را نادیده بگیریم، باز هم آنان نقش مهمی در اصلاح اوضاع دارند. بله، آنان در تقسیم غنایم هیچ نقشی ندارند. وقتی اوضاع سامان می یابد، روحانی به محراب و دفتر و محل کار خود بازمی گردد و غنایم را رها می کند تا در میان دیگران تقسیم شود. نوش جانشان!

امام صدر با لحنی قاطع و استوار سخنان خود را این چنین پایان می دهد:

در روزهای آینده، روشن خواهد شد که هیچ‌کس در لبنان نمی تواند برای من نقش تعیین کند. نقش من را خداوند سبحان، تاریخ میهن، دین و مذهب تعیین کرده است و تغییر نخواهد کرد. آنچه نقش مرا تعیین می کند، بسیار بزرگ‌تر از دورانی سیاسی یا وطن است و کسانی که با این منطق فکر می کنند شاید به هم? امور از دریچ? افکار تنگ و کوتاه خود نگاه می کنند که امیدواریم افق فکرشان گسترده تر شود.

گفت وگوی ما در اینجا پایان می یابد ولی پرسش ها هنوز تمام نشده است… هر روز سؤالی تازه خطاب به امام صدر مطرح می شود و از دل هر پاسخی، سؤالی دیگر بیرون می آید.

باید برای همگان باشد، نه یک گروه خاص، تا بتواند نقش عمومی و فراگیر خود را ایفا کند.

رهبری سیاسی شیعیان از رهگذر چارچوب هایی همچون مجلس اعلای شیعیان یا نمایندگی یا ریاست شکل نمی گیرد. رویکرد رهبری در این عصر، مردمی و فکری است و در نتیجه با چارچوب هایی که تود? مردم را از فرمان پذیری فکری و اجتماعی از اشخاص دور می کند، ارتباطی ندارد و این چیزی است که من شخصاً از آن رنج می برم، زیرا وجود من در جایگاه ریاست مجلس اعلای شیعیان باعث می َشود مسئولیت کارهای اداری گوناگونی بر عهده ام باشد و از سوی دیگر مرا به برخی از اقدامات رسمی وادار می کند. این دو مسئله مرا از رهبری فکری مردم دور می کند و شاید پیش از پذیرفتن ریاست، می توانستم این رهبری را برعهده بگیرم. هم? سیاستمداران و شخصیت ها نیز مانند من از این مسئله رنج می برند. بنابراین، فکر می کنم ریاست مجلس اعلای شیعیان یا هر نهاد مردمی یا سیاسی دیگری نمی تواند امکان رهبری مردمی شیعیان را فراهم کند، بلکه فقط می تواند در فراهم‌کردن بسترهای لازم برای این رهبری تأثیر داشته باشد.

از امام می پرسم: به گمانم طرحی در پارلمان دربار? تعیین کردن مدت ریاست مجلس اعلای شیعیان به شش سال وجود دارد، ولی این طرح هنوز قانون لازم الاجرا نشده است و چه بسا به حالت تعلیق درآمده باشد. چرا شما پیشاپیش آن را قانونی می دانید؟

امام در پاسخ می گوید: طرحی برای اصلاح مواد اساسنام? مجلس اعلای شیعیان در پارلمان وجود دارد که به طور شتاب زده و در وضعیتی دشوار تنظیم شده بود و در اثر جریان های گوناگون تغییراتی در آن داده شد. این طرح کاستی های فراوانی داشت و از این رو تعدیل شد و کمیسیون مدیریت و دادگستری نیز آن را تأیید کرد، ولی هنوز در پارلمان مطرح نشده است و امیدواریم در آینده مطرح شود. منصب های دائمی، بیشتر برای کارهای تشریفاتی و تعارفاتی است و من آمادگی ندارم که کارم تشریفات و آداب و رسوم باشد و در مراسم گوناگون حضور یابم. فعالیت جدی من همیشگی نیست، زیرا نیرو و توان انسان محدود است و وضعیت سلامتی انسان اجاز? فعالیت دائمی را نمی دهد. البته تعیین مدتی طولانی تر برای ریاست مجلس اعلا امکان پذیر است و شاید این پیشنهاد در آینده اجرا شود.

ایشان در ادامه گفت: نیازی نیست قانون ریاست مرا تمدید کند. من به همراه دوستانم برای تأسیس مجلس اعلای شیعیان و تصویب قانون بسیار تلاش کردیم و فکر نمی کنم اگر اوضاع به شکل کنونی ادامه یابد به اصلاح طرح نیاز باشد، زیرا من روزانه شانزده ساعت حتی در روزهای جمعه و تعطیل کار می کنم. از این رو، توانایی جسمی و فکری من، مرا برای ریاست همیشگی یاری نخواهد کرد و درست نیست که من این مسئولیت را برای همیشه بر عهده داشته باشم.

جناب امام، می گویند شما در دوران رئیس جمهور گذشته بر سر کار آمدید تا نقش معینی ایفا کنید، یعنی جای برخی از رهبران سنتی شیعه را بگیرید و با پایان یافتن آن دوران، نقش شما نیز پایان یافته است. نظر شما در این باره چیست؟

امام در پاسخ کسانی که چنین می گویند، گفت: در نخستین سخنرانی خود پس از برعهده‌گرفتن ریاست

شدید را ندارد، به‌ویژه آنکه حس می کنم این درک در جامعه به وجود آمده است که دادن حقوق کامل فرقه‌ها امری ضروری است.

به ایشان گفتیم: در اعتصابی که سال 1970 برای حمایت از جنوب سامان دهی شد، شما تهدید کردید که نافرمانی مدنی را در پیش خواهید گرفت. آیا مواضع شما در بحران اخیر و دعوت به میانه روی و پرهیز از تندروی، تغییری خاص در مواضع پیشین شما نسبت به آن سال به شمار می آید؟

امام دوباره آشکارا لبخند می زند و پاسخ می دهد:

روزی که از هم‌وطنان خواستم اعتصاب کنند و تهدید به اعمال خشونت کردم، می دیدم که به مسائل جنوب بی توجهی می شود و همین امر کشور را در معرض اشغال و تجزی? داخلی و حتی جنگ داخلی قرار داده بود. در برخی موارد، خشونت بیش از میانه روی و خردورزی سودمند است… اما اوضاع امروز کاملاً متفاوت است، به‌ویژه پس از بروز درگیری میان ارتش لبنان و جبه? مقاومت فلسطین. امروز، منشأ خطرِ اسرائیل، نه فعالیت های چریکی و شهادت طلبانه در جنوب است و نه وجود یا نبود نیروهای دفاعی. خطر کنونی اسرائیل نتیج? تحولات داخلی است، یعنی هنگامی که اوضاع داخلی دگرگون می شود، اسرائیل برخی حوادث را بهانه قرار می دهد تا در جنوب به اقدامات احمقانه ای دست بزند. مثلاً همان‌گونه که در بحران اخیر پیش آمد، ارتش برای رویارویی با فلسطینیانی که تجمع کرده بودند، به بیروت و شرق و شمال اعزام شد و در نتیجه سنگرهای جنوب خالی ماند و برخی از جوانان عضو مقاومت نیز در راه ها، سنگرها و پاسگاه ها حضور یافتند و همین بهانه برای اسرائیل کافی بود تا در صدد اشغال جنوب برآید. همچنان که تنش ها و درگیری های داخلی، لبنان را در نظر دوستان جهانی خود، کشوری بی ثبات و ناپایدار نشان می دهد و در نتیجه ارزش و اعتبار و ثبات نظام آن در نزد کشورهای مختلف کاهش می یابد و این امر راه اسرائیل را برای اشغال هموار می کند… از این رو، با وجود آنکه من بر عدالت‌خواهی خود پا می فشارم و با هرکسی در این زمینه همکاری می کنم، نمی خواهم مواضع تند و خشونت باری در پیش بگیرم که ممکن است به تشنج و ناآرامی بینجامد و منافع ملی را با تهدید روبه‌رو کند. من چنین مواضعی را تأیید نمی کنم.

رئیس دائمی مجلس نیستم

دوباره به بحث رهبری شیعیان بازمی گردیم و می پرسیم: در عصر ما دیگر جدایی دین از سیاست ممکن نیست. شما در مقام روحانی ای که در پرتو جایگاه ریاست مجلس شیعیان، نقش سیاسی نیز داشته اید، آیا فکر نمی کنید راه پر کردن خلائی که جوانان شیعه از آن گله مندند، استفاده از اهرم مقام ریاست مجلس اعلای شیعیان باشد؟

امام صدر در پاسخ می گوید:

اولاً، ریاست من دائمی نیست… مدت ریاست من شش سال است که چهار سال آن سپری شده است. ثانیاً، همان‌گونه که گفتم ما تفسیر خاصی از فعالیت سیاسی داریم. فعالیت مردمی براساس مبانی و اصول، فعالیت سیاسی به شمار نمی آید بلکه یکی از مسئولیت های مهم من است. فعالیت سیاسی آن است که به دنبال انتخاب‌شدن یک فرد به مقام ریاست یا وزارت باشیم… به نظر من مجلس

در صورت انسان ظهور یابد و شیعه را یکباره به فرقه ای بهره‌مند و پیشرفته تبدیل کند. این تفکری اسطوره ای است و از تقدیرگرایی ریشه می گیرد.

تردیدی نیست که رهبران سیاسی، دینی و اجتماعی شیعه در لبنان مسئول محرومیت شیعیان‌اند، همچنان‌که سطح بیداری و هوشیاری مردم نیز تأثیر مهمی در این محرومیت ها دارد. شیعیان به آگاهی، آموزش، فرهنگ و مسئولیت پذیری بیشتری نیازمندند، ولی مسئول محرومیت شیعیان در زمین? حقوق و استخدام در مراکز دولتی، نمایندگان مناطق شیعه نشین و به طور کلی، مجلس اعلای شیعیان است.

امام در انتقاد از عملکرد مجلس اعلای شیعیان می گوید:

این مجلس با گذشت چهار سال از تأسیس آن و با وجود آنکه برای احقاق حقوق شیعیان دستگاه های دولتی را تحت فشار قرار داده، هرگز موفق نبوده است، به جز در برخی از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و ارائ? خدمات گوناگون به جنوب که تشکیل مجلس جنوب از جمل? آن‌هاست. ما با تلاش فراوان توانستیم در این مورد موفق شویم، ولی در زمین? استخدام دولتی متأسفانه موفقیتی به دست نیاوردیم، زیرا در طی این مدت تشکیلات عمومی وجود نداشت، مگر به شکل جزئی و محدود. حقیقت این است که من از عملکردمان در این عرصه راضی نیستم ولی امیدوارم در آینده به حقوق خود برسیم.

رهبری اجتماعی که می تواند از رهگذر حرکتی فرهنگی و تربیتی عمومی، سطح شیعیان را به صورت عمومی ارتقا دهد، به دست افراد یا اشخاص معین ممکن نیست و برای دستیابی به حقوق خود، ناگزیر باید به‌پاخاست، درک و آگاهی به دست آورد و از اهرم فشار و همکاری های اجتماعی استفاده کرد. من به آینده بسیار خوش بینم، زیرا شمار دانشجویان شیعه در دو سال تحصیلی 65?-66 و 66?-67 سی درصد افزایش یافته است، و این نشان? جهش شیعیان به سوی پیشرفت و فرهنگ عمومی است، ولی شیعیان در این راه به گسترش مدرسه ها و باشگاه ها و به طور کلی به بیداری و آگاهی نیاز دارند. از فرهیختگانی که شما نام بردید و در آینده پیشروان مردم خواهند بود خواهش می کنم برای بهبود اوضاع شیعیان با یکدیگر و با ما همکاری کنند.

از امام پرسیدیم: دربار? مواردی که شما در طی چهار سال ریاست بر مجلس اعلای شیعیان از آن ها ناراضی هستید، آیا مجلس به اقدام سیاسی سیاستمداران شیعه برای کمک به این طرح ها نیاز داشته است؟ ایشان گفت:

موفق نبودن مجلس در دستیابی شیعیان به حق خود در مشاغل دولتی، به خاطر خودداری برخی از سیاستمداران از تأیید مجلس و همکاری با آن نبوده است، بلکه علت آن اوضاع دشوار اجتماعی و نیز ملاحظات متعددی است که هنگام بستر سازی برای انتصاب‌ها پیش می آید… (ایشان به این نکته اشاره کرد که در پنج سال گذشته هیچ انتصاب کلی انجام نگرفته و انتصاب‌ها محدود و جزئی بوده است.) ما اکنون در حال بررسی این مسئله‌ایم که آیا برای دستیابی به حقوق شیعیان لازم است از اهرم فشاری، همانند اعتصابی که برای حمایت از جنوب شکل گرفت، استفاده کنیم.

البته باید بلافاصله بر این نکته تأکید کنم که من معتقدم اوضاع کنونی کشور توان تحمل فشار

نظام کنونی با یکدیگر ناسازگارند؟ بی درنگ پاسخ داد:

به نظر من برپایی نظام شایسته سالار و تشکیل مجلس دوم که به آن اشاره کردم، نظامی بهتر از نظام حکومتی کنونی پدید می آور و بهتر است در سؤال خود از عبارت «سعادت نسبی» استفاده کنید تا مفهوم آن درست باشد?… علاوه بر آنکه حقوق ما پایمال شده است.

در مورد مسئل? مشارکت در دولت که مسئل? کنونی و بلکه همیشگی است، از امام صدر پرسیدم: نظر شما دربار? مشارکت در دولت چیست و آیا معتقدید حقوق شیعیان در اداره ها و مؤسسه های دولتی پایمال شده است؟ اگر چنین است، مسئول آن کیست؟ ایشان به آرامی - به گونه ای که نشان? دشوار بودن بحث دربار? مسئل? مشارکت بود ـ گفت:

دربار? این مسئله در جلس? سران فرقه‌ها تصمیم گرفته شده است که کمیته ای برای تماس با گروه های مختلف و بررسی خواسته ها و مشکلاتشان تشکیل دهند. ما از کسانی هستیم که خداوند و همچنین میهن، آنان را موظف کرده است برای عدالت گستری و یاری ستم‌دیدگان تلاش کنند. ولی مسئل? مشارکت، حساس و دقیق است و چه‌بسا با مسئولان به منظور یافتن راه‌حل اساسی برای آن همکاری کنیم.

ایشان با لحنی ملایم تر ادامه می دهد:

دربار? حقوق شیعیان باید بگویم، همه می دانند که شیعیان محروم ترین فرقه‌های لبنان از نظر حقوق و استخدام دولتی است. ولی اینکه مسئول آن کیست، به بحثی طولانی نیاز دارد. شاید علت آن، نظام فرقه ای در لبنان باشد. این نظام که برای کمک به هم? گروه ها و فرقه‌ها پایه گذاری شده، نتوانسته است مساوات و برابری را محقق کند. از زمان استقلال، سران در فکر پاسداری از حقوق فرقه‌های محروم بودند، ولی در آن زمان فقط میان رهبران - و نه مردم - مذاکره ای انجام شد. در برخی از مناطق، وضع ساکنان بهتر بود و به سران خود فشار آوردند و در نتیجه اوضاع بهبود یافت، ولی در دیگر مناطق رهبران از امکانات و امتیازات بهره‌مند شدند و مردم محروم ماندند. بنابراین، نظام فرقه ای در این دوره کارایی مطلوبی نداشته است، زیرا مذاکره از چارچوب سران فراتر نرفته و آنان نیز امکانات را در بین خود تقسیم کرده اند و حتی برای عیش و نوش از آن استفاده کرده اند.

شیعه رهبر ندارد!

ناگزیر این سؤال را مطرح کردیم: در محافل روشنفکران و تحصیل کردگان این تفکر حاکم است که در زمین? رهبری شیعه، خلأ وجود دارد. آنان معتقدند شیعه به کسی نیاز دارد که آن را در دست یابی به خواسته هایش در زمینه های اداری، حکومتی و سیاسی رهبری کند. نظر شما در این باره چیست؟ امام صدر آشکارا لبخندی زد و گفت:

شما دربار? محافل روشنفکری از من سؤال می کنید؟ من فکر می کنم روشنفکران به رهبری های سنتی و مردمی فقط در قالب تعامل میان رأس و قاعده یا همان جنبش های فکری که در احزاب، روزنامه ها و اهرم‌های فشار نمود می یابد، ایمان دارند. بر این اساس، این‌گونه نیست که رهبری فراگیر برای شیعیان فقط زمانی تحقق پیدا کند که پیامبری

آن رهبران اهل‌سنت برای دستیابی به مقام نخست وزیری به رقابت رو می آورند در حالی که مدت ریاست‌جمهوری شش ساله است. بنابراین، وقتی فردی به نخست وزیری می رسد، گروه های مخالف برای تحکیم موقعیت و افزایش قدرت خود و همچنین هماهنگی با دیگر گروه های مخالف تلاش می کنند و این اقدامات آن‌ها به سرنگونی حکومت و روی کارآمدن حکومت دیگر می انجامد. این حالت باعث تضعیف موقعیت نخست وزیر می‌شود.

به برخی از مسئولان ذی ربط گفتم که راه‌حل مسئل? مشارکت در ساختار حکومت این است که جبهه‌ای سیاسی تشکیل شود تا چارچوبی برای کشمکش و درگیری میان رهبران اهل‌سنت بر سر نخست وزیری ایجاد کند تا این کشمکش ها موجب تضعیف پایگاه سیاسی آنان نشود.

من یک روحانی‌ام و بر خلاف آنچه گفته می شود، در سیاست دخالت نمی کنم و بر این عقیده ام که فعالیت هایی نیز که انجام داده ام برخاسته از اصول و مبانی من است و هیچ‌گاه برای انتخاب یا عزل فردی یا روی کارآمدن یا کنار رفتن دولتی تلاش نکرده ام. من وارد این کارها نمی شوم ولی در حدی که حق دارم دربار? ساختار نظام لبنان صحبت کنم باید بگویم من پیش از انتخابات امسال آرزو داشتم نظام فرقه ای به نظامی دموکراتیک و شایسته سالار تبدیل شود و نمی گویم سکولار، زیرا به جز نظام فرقه گرایی و نظام سکولار راه‌حل سومی نیز وجود دارد که همان نظام متدین غیر مستبد است.

مشکل نظام دموکراتیک این است که موجب تفاوت در فرصت های فراهم‌شده برای هم‌وطنان می شود، زیرا وقتی آزادی، بدون نظارت و حمایت رها شود، توانمندان توانمندتر می شوند و محرومان محروم تر. باید این لیبرالیسم موجود در دموکراسی مهار شود. برای حل این مسئله پیشنهاد دادم مجلس دیگری با حضور نمایندگان هم? فرقه‌ها و مناطق و هم? قشرهای محروم مثل کارگران و دانشجویان تشکیل شود و در پایان هر سال به مدت یک یا دو ماه تشکیل جلسه دهد و محرومیت های هر منطقه یا گروه را بررسی و آن را جبران کند تا به دموکراسی غربی گرفتار نشویم که اکثر ملت لبنان آن را رد می کنند.

بیش از این نمی خواهم وارد جزئیات شوم، زیرا این مسئله در حوز? مسئولیت های من نیست.

واکنش دولت به این طرح چه بود؟

هیچ!

آیا برای تقویت و احیای این طرح تلاش خواهید کرد؟

زمان و شرایط برای طرح این مسئله فعلاً مناسب نیست.

آیا شرایط نظام کنونی چنین طرحی را برمی تابد؟

اگر هم? گروه های لبنانی دریابند که با تعدیل و اصلاح نظام کنونی می توانند سربلندی و حقوق و آزادی همگان را حفظ کنند، اجرای آن امکان پذیر خواهد شد. انسان حکومت را وسیله ای برای آسایش و سربلندی خود می خواهد و هیچ‌کس در جهان نظام حکومتی را نمی پرستد و آن را ثابت و تغییرناپذیر نمی شمارد. ما نظام حکومت را برای خیر و سعادت می خواهیم و وقتی با اصلاح نظام خیر و سعادت فراهم می شود باید این اصلاح را انجام داد.

به ایشان گفتیم: آیا به عقید? شما خیر و سعادت و