فرقه اش است، چنین کسی مؤمن نیست. مؤمن کسی است که به مصلحت مؤمنان و مصلحت فرق? خود و مصلحت برادران و همسایگانش می اندیشد و اجازه نمی دهد دیگران او را تحریک کنند و چشم و گوش بسته خشمگین نمی شود و گرفتاری و مصیبت به وجود نمی آورد.
نمی توان گفت صحنه های تأسف باری که شاهد آن بودیم تجلی ایمان و غیرت دینی بود. این صحنه ها جلوه گاه ایمان نیست، بلکه جلوه گاه نژادپرستی و تفرق? بشری است و نشان? ریشه نداشتن ایمان در دلهاست و به همین علت رفتارهای سبک سرانه از ما سر می زند. نشان? مؤمن بودن، لرزش و لغزش نداشتن در چنین موقعیت هایی است.
بنابراین، باید به آینده اندیشید. الحمدلله اوضاع آرام شده، مشکلات برطرف شده و فضای کشور بهتر شده است، ولی آیا می توانیم سرنوشت کشور را به قضا و قدر بسپاریم و بگذاریم دشمن آن را بازیچه قرار دهد و دوست نادان و دستان خرابکار آن را تباه کنند؟ باید در اندیش? ساختن آینده باشیم و این امر جز با ایمان و مسلطبودن بر عواطف شخصی امکان پذیر نیست. رسول خدا به ما چنین آموخته است. امیرمؤمنان علی(ع) چنین رفتار کرده است و فاطم? زهرا(س) - صاحب این روز مبارک - نیز در زندگی و رفتار خود اینگونه بوده است. حضرت فاطمه در برابر مصیبت هایی که بر او وارد شد و در برخورد با اوضاع دشواری که در آن به سرمی برد، هیچگاه حالت تعادل خود را از دست نداد و شکیبا و خشنود به قضای پروردگار بود و در همه حال هدف خود را حفظ می کرد و خود را به مشکلات، دشواری ها و فتنه های مسیر سرگرم نمی ساخت.
اسلام ما را اینچنین می خواهد. نماز جمعه ما را اینچنین می خواهد، خداوند سبحان ما را اینچنین می خواهد. فرزندان ما در آینده این عذر ما را نمی پذیرند که اوضاع از کنترل ما بیرون بود. اگر اوضاع کشور به دست هموطنان نباشد، پس به دست چه کسی است؟ اگر شهروند مسئولیت پذیر و بیدار بر اوضاع مسلط نباشد چه کسی مسئولیت آن را بر عهده خواهد گرفت؟ این عذر ما پذیرفتنی نیست.
از هماکنون باید برای آنکه اینگونه بحران ها و مصیبت ها تکرار نشود، ایمان خود را تقویت کنیم و پیوند خود را با پروردگار محکم سازیم. باید بدانیم که مؤمن در هر حالتی و در هر مصیبتی فقط یک موضع دارد و از رهگذر ایمان خود با آن برخورد می کند و اجازه نمی دهد هیجانات و تحریکات و رفتارهای اشتباه و گذرا در او تأثیر بگذارند. هیچکس در مبانی و اصول اختلافی ندارد. هیچکس از ما نمی خواهد که در لبنان حاکمیت و تمامیت ارضی و عزت هموطنان را حفظ نکنیم. هیچکس در جهان چنین خواسته ای از ما ندارد و حق ندارد چنین خواسته ای داشته باشد. اصل دیگری که همگان بر آن اتفاقنظر دارند و هم? مسئولان و هموطنان بر آن تأکید دارند، اصل مقدس بودن جهاد در راه آزادی فلسطین است. قداست این جهاد به گواهی ما نیاز ندارد، همچنان که حاکمیت لبنان به گواهی غیر ما نیاز ندارد. بنابراین، تلاش برای آزادسازی فلسطین، تلاش برای نجات مقدسات اسلامی و مسیحی است؛ تلاش برای آزادی انسان و تلاش برای جلوگیری از بدنامشدن خداوند در زمین است. صهیونیسم با اقدامات و رفتارهای خود نام خداوند را خدشه دار کرده است. آنان می گویند فلسطین سرزمین موعود است و آنان می خواهند به آن بازگردند و این بازگشتِ خود به سرزمین موعود را وعد? خداوند
داشته باشیم و در هرکجا جزع و فزع کنیم و توانایی، استقلال و شکیبایی را از کف بدهیم.
برادران مؤمن!
ایمان فقط در زمان راحتی و آسودگی جلوه نمی کند، بلکه ایمان پیوند محکم و استواری است که هم در هنگام سختی و مصیبت و ترس و نگرانی - که انسان حالت طبیعی خود را از دست می دهد - و هم در هنگام پیروزی و خوشحالی، انسان را حفظ می کند. مؤمن تعادل خود را از دست نمی دهد و از راه راست منحرف نمی شود، زیرا ایمان در قلب او ریشه دارد و در نتیجه، رفتار او برخاسته از ایمان خواهد بود. از این رو، قرآن کریم بر نکات مشخصی تأکید می کند و می گوید مؤمنان کسانیاند که در هنگام مصیبت صبر پیشه می کنند: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ.»[92] قرآن بر روی زمان مصیبت دست می گذارد و می گوید ایمان انسان وقتی شناخته می شود که مصیبتی بر او وارد شود. همچنین در هنگام ترس و ترس از زیان نیز مؤمن شناخته می شود، زیرا شیطان انسان را از فقر می ترساند و او را به گناه فرمان می دهد.[93]
ایمان علاوه بر آنکه در زمان سختی و خشم شناخته می شود در هنگام پیروزی نیز شناخته می شود. خداوند متعال در کتاب خود فرموده است: «إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا.»[94]
انسان مؤمن وقتی پیروز می شود کنترل خود را از دست نمی دهد، از پیروزی خود سرمست نمی شود، رفتار نابخردانه و سرمستانه از او سرنمی زند، انتقام نمی گیرد و بی عدالتی نمی کند. مؤمن در هنگام سختی، هنگامی که دیگران به او ستم می کنند و هنگامی که خشمگین می شود، مقابله به مثل نمی کند و واکنشی شدیدتر نشان نمی دهد و به خاطر آنکه کسانی او را به خشم آورده اند، کشور را ویران نمی کند. مؤمن در تنگنا و سختی براساس ایمان خود رفتار می کند.
هم? لبنانیان مؤمناند و هرکس بنا بر آیین خود ایمان دارد. هریک از ما بنا بر آیین خود خداوند را می پرستد. هریک از ما ایمان دارد که آفرینند? زمین و پدید آورند? جهان هستی و حسابرس انسان در روز رستاخیز خداوندی است که پروردگار جهانیان است. هم? ما می دانیم که حرکت جهان هستی و جریان تاریخ و اعمال انسان ها همه حساب شده است و به آن رسیدگی می شود و خداوند از ما خواسته است اخلاق خدایی پیدا کنیم و راه او را بپیماییم و بگوییم: «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ» باور داشته باشیم که به سوی او بازمی گردیم. در هنگام مشکلات انسان باید کاملاً هوشمندانه و هوشیارانه رفتار کند. ما نباید فراموش کنیم که در این کشور علاوه بر دشمن اسرائیلی، در برابر دشمنان بسیاری قرار داریم. دشمنی در برابر ماست که سرمایه اش حیله گری، تفرقهافکنی و فتنهانگیزی و ایجاد مشکلات داخلی است. ما باید در برابر شایعه ها و دروغ ها و سخنان تحریک آمیز، خود را حفظ کنیم و این امکان ندارد مگر در پرتو ایمان. اینجاست که مؤمن از غیر مؤمن شناخته می شود. به نظر من کسی که خشمگین می شود و ادعا می کند خشم او به خاطر کرامت و عزت
[92].?«و شکیبایان را بشارت ده. کسانی که چون مصیبتی به آنان رسید، گفتند: ما از آنِ خدا هستیم و به او بازمی گردیم.» (بقره، 155ـ156)
[93].?اشاره به آی? 268 سور? بقره: «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء.»
[94].?«چون یاری خدا و پیروزی فراز آید، و مردم را ببینی که فوجفوج به دین خدا درمیآیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه، که او توبه پذیر است.» (نصر، 1ـ3)
برادران مؤمن، در حوادثی که چندی پیش رخ داد و امیدواریم دیگر در لبنان و زندگی امت ما تکرار نشود، شاهد ضعف مسئولیت پذیری در هموطنان بودیم. بسیاری از مردم لغزیدند و در آستان? سقوط قرار گرفتند و این نشان? آن است که ایمان در دل آنها ریشه ندارد. در هنگام فشار و مصیبت و درماندگی و خشم و پیروزی است که ایمان شناخته می شود. در حدیث شریفی آمده است: «کُنْ کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لاتُحَرِّکُهُ الْعَواصِفِ.» (مانند کوهی استوار باش که تندبادها آن را به حرکت درنمی آورند.) مؤمن مانند کوهی استوار است، زیرا ایمان فقط حالتی نفسی یا قلبی یا فکری نیست، بلکه پیوندی استوار با پروردگار جهانیان است که انسان را از لغزش، سستی، بی ارادگی و رفتارهای نابخردانه و غیرمسئولانه باز می دارد.
ایمان فقط در سخن، در نماز و روزه و در ظاهر نیست، بلکه ایمان حقیقی آن است که انسان در لحظات سخت و دشوار، هنگام بلا و مصیبت و زمانی که میان منافع تضاد پیش می آید، استوار بایستد. اگر انسان مؤمن درست تربیت شده باشد، در هنگام سختی یا راحتی و سود یا زیان نیازی ندارد که مربی به او بگوید چنین کن و چنان نکن، بلکه خودش براساس حکم وجدان و توانایی اش از دایر? منافع و مصیبت ها فراتر می رود و بر پیشامدهای کوچک و کینه توزی ها و دشمنی ها و دیگر عوامل روانی نامطلوبی که در هنگام سختی انسان را احاطه می کنند، چیره می شود. اما اگر از مؤمنانی نباشیم که مانند کوه استوارند، نمی توانیم آینده و سرنوشت خود را پیش بینی کنیم.
خداوند در این روزها به همت مردمانی پاک و باتلاش، انسان هایی بااخلاص از مسئولان و غیر مسئولان، کشور ما را از وقوع فاجعه و مصیبت و تنش حفظ کرد. هم? ما در قبال یکدیگر مسئولیم. آیا می توان پس از این حادثه، نگاه غیرمسئولانه و مانند تماشاگر به آینده داشت و به سرنوشت خوشبین یا بدبین بود؟ هرگز خداوند ما را این چنین نخواسته است. خداوند از ما خواسته است به دست خود و با تلاش و بیداری و ایمان خود، آینده را رقم بزنیم و بر جریان تاریخ حاکم باشیم. کسانی که از جبر تاریخ سخن می گویند، درحقیقت دربار? نقش انسان در تاریخ سخن می گویند. جز انسان کسی نمی تواند تاریخ را به حرکت درآورد و آینده را بسازد. این انسان است که آینده ای درخشان یا تاریک برای خود می ُسازد. پذیرفتنی نیست که امتی بگویند ما مسئول آینده نیستیم. دشمن ما را به بازی گرفته و دستان خرابکار در میان ما مشغول توطئه است. شهروند بیدار و آگاه چنین سخنی را به زبان نمی آورد، بلکه دستان خرابکار را قطع می کند و دشمن را از بازی با سرنوشت خود بازمی دارد. این کشور برای ما و نسل های آینده است و سربلندی فرزندان و تاریخ کهن ما در حفظ این کشور است.
بنابراین، نمی توان پذیرفت و خداوند نیز از ما نمی پذیرد که دست به سینه بنشینیم و آسوده به آینده چشم بدوزیم تا هر اتفاقی رخ دهد. هرگز اجازه نمی دهیم که حادثه ای غیر از آنچه ما می خواهیم و به مصلحت وطن و امت ماست رخ دهد و ایمان نیز همین را اقتضا می کند.
باید هنگام نماز و در پیشگاه خداوند این مسئله را بحث و بررسی کنیم و ببینیم چه عاملی ما را در لحظات سختی و مصیبت به لرزه درمی آورد؟ چه عاملی باعث می شود رفتار نابخردانه و بی هدف
موضوع: خطب? نماز جمعه - مسئولیت مؤمنان
مکان و تاریخ: مسجد جدید صور، 20/5/1973.
مناسبت: نماز جمعه.
منبع: نوار صوتی در آرشیو جنبش امل و روزنام? نداءالوطن، 21/5/1973.
امام موسی صدر، رئیس مجلس اعلای شیعیان، روز جمع? گذشته در مسجد جدید صور سخنانی بیداری بخش، سازنده و برخاسته از ایمان ایراد کرد. ایشان دربار? نقش هم وطنان در بحران ها و همچنین در مقابله با تجاوز دشمنان به کشور سخن گفت و به تبیین مسئولیت های مهم هر شهروندی که به خداوند و همنوعان و میهن خود ایمان دارد پرداخت.
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلحمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ قاصِمِ الجَبّارِینَ وَالصَّلاة وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ المُرسَلینَ وَ خَاتَمِ النَبیِیّنَ وَ عَلی آلِهِ الطّیِبیِنَ الطَّاهِرینَ وَ مَنْ إئْتَمَّ بِهِم إلی یَومِ یُبْعَثونَ.
برادران ایمانی سلام علیکم!
بحث ما بنا بر مناسبت این ایام دربار? حضرت فاطم? زهرا، دختر رسول خدا(ص) بود؛ بانوی بزرگواری که در طول زندگی خود نماد بعد دیگری از اسلام بود، یعنی نقش زن، مشارکت زن و اندیش? زن در زندگی امت؛ بانوی ارجمندی که پیامبر او را پار? تن خود و گلی خوشبو از این دنیا می خواند و می فرمود: «فاطمه از من است، هرکه او را بیازارد مرا آزرده و هرکه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.»؛ بانوی گرانقدری که به چنان مقامی دست یافته بود که پیامبر او را محترم و گرامی می شمرد، پیش از همه با او دیدار می کرد و پس از همه او را وداع می گفت.
او با تلاش و عمل خود به این جایگاه والا دست یافته بود، نه صرفاً به این علت که دختر رسول خدا بود. خود پیامبر(ص) به او چنین توصیه ای فرموده بود: «یا فاطمة اِعمَلی لِنَفْسِکِ فَإِنّی لا أغنَی عَنْکِ مِنَ اللهِ شَیئاً.» (ای فاطمه برای خود کار انجام ده، چراکه من در پیشگاه خداوند سودی به تو نخواهم رساند.)
دوست داشتیم دربار? زنی که قل? بلند اسلام و ایمان است و دربار? نقش و تأثیر او در زندگی امت صحبت کنیم، ولی وضعیتی که پیش آمد، ما را بر آن می دارد که دربار? موضوعی جامع تر و گسترده تر صحبت کنیم که درحقیقت دربار? فاطمه و پدرش و شوهر و فرزندانش نیز هست. اینها بودند که حس مسئولیت پذیری را پایه گذاری کردند و با رفتارخویش ثابت کردند که بر نسب و میراث خود و همچنین بر دستاوردهای دیگران و افتخاراتی که نسل های پیش از آنها به دست آوردند، تکیه نمی کنند. ایشان از صفر شروع کردند و در زندگی خود حس مسئولیت پذیری داشتند و بدینترتیب برای ما از زن و مرد، کوچک و بزرگ، اساس مسئولیت پذیری و راه تحرک و تلاش در این زندگی را روشن و مشخص کردند.
فرهیخت? لبنانی درخواست میکنیم که در کنار ما به ساماندهی روابط و اهدافی که ما را در آزادسازی فلسطین یاری میرساند، فکر کند.
این اصول و این شعارها وجدانها را برمیانگیزد و عقلها را تشویق و نیروها را بسیج میکند. بر ماست که توجه کنیم و بیندیشیم و گرد هم آییم و تصمیم بگیریم و سپس با همگرایی،میثاقهایی تدوین کنیم و به آنها پایبند بمانیم.
امام در پایان گفت: من این گامها را با آرزو و خیال برنمیدارم و به آینده به عنوان یک تماشاچی نگاه نمیکنم، بلکه تلاش خواهم کرد و از هموطنان نیز درخواست میکنم که برای ساختن آینده و کشف آن تلاش کنند.
حرکت تاریخ و جبر تاریخ و عقربههای ساعت تاریخ همگی بر یک محور واحد میچرخند که همان انسان و اراد? انسان است.
خوشبختانه بسیاری از رهبران دینی در لبنان دارای اندیشههای باز، دلهای آکنده از محبت و عقلهای روشن هستند و اگر دیدار آنها با یکدیگر ادامه یابد، وحدت ملی را حفظ میکند. نیازی به توضیح نقش حقیقی رهبران دینی نمیبینم؛ نقش آنان تنها به خیرخواهی و آگاه کردن مردم از مواضع حقیقی و با تسامح رهبران غیر دینی محدود نمیشود، بلکه نقش فراگیر آنان در این است که وضع رنجدیدگان را بررسی کنند و از دردهای آنان بکاهند.
اینگونه بود که روابط پیچیده شد
آیند? رابطه میان لبنان و مقاومت فلسطین چگونه است؟
فکر میکنم مشکل در این خلاصه میشود که بیشتر مسئولان از سال 1948 با این مسئله با جرئت و واقعبینی و اخلاص روبهرو نشدهاند، بلکه برخی با ترس به آن نگاه کردهاند، برخی با شور و هیجان یا بیتوجه به آن برخورد کردهاند، برخی نیز از آن در راستای منافع سیاسی خود بهره بردهاند. هرگاه اوضاع پیچیده شد، تنها از آرامبخش (مسکّن) استفاده کردند. و بدینترتیب، روابط میان فلسطینیان و لبنانیان در فضای ابهامآلودگی و بیسامانی، پیچیده شد و مهمترین موضوعات تأثیرگذار بر زندگی عمومی بر زمین ماند و سرنوشت آن به تصادف سپرده شد یا بازیچه دیگران یا مورد سوءاستفاد? دوست و دشمن قرار گرفت و در این میان شهروندان و مسئولان و حتی خود فلسطینیان به تماشا و گلایه و آرزو بسنده کردند.
راه حل این است…
اما اکنون که تأثیر عمیق این روابط بر اوضاع میهن و هموطنان و تاریخ و رسالت ما و همچنین ابعاد و جزئیات و پیامدهای این مشکل، آشکار شده است، جایز نیست که یک لحظه از آن فروگذار کنیم، بلکه باید آن را بر هم? دیگر کارهای خود مقدم بداریم. باید در یک کنفرانس ملی برنامهریزی شده، فلسف? سیاسی لبنان را تعیین کنیم و سپس نیروهای فکری خود را برای یافتن ابزارهایی موفق و متنوع برای کمک به آزادسازی سرزمینهای اشغالی بسیج کنیم و به دنبال آن گفتوگوی سازنده با طرف فلسطینی را آغاز کنیم و میثاقی برای ساماندهی روابط تدوین کنیم.
بحران اخیر فرق زیاد میان حقیقت و شایعات و فاصل? طولانی میان واقعیتها و آرزوها را روشن کرد. بحران ثابت کرد که لبنان تحمل تکرار این محنتها را ندارد و نباید داشته باشد، چه رسد به تحمل محنتهایی خطرناکتر. بحران ثابت کرد که خسارت طرف فلسطینی نیز همانند خسارت طرف لبنانی بزرگ و سنگین بود. تجربههایی که در طول بحران و قبل از آن به دست آمد، تجربههایی ارزشمند است و جای بررسی دارد. بحران شعارهایی را مطرح کرد که باید در آنها بسیار درنگ کرد، ازجمله این که هم? لبنانیان بر تقدیس عملیات چریکی و احترام خود به آن تأکید کردند و مقاومت فلسطین نیز بر احترام خود به حاکمیت لبنان و منافع مردم لبنان و گروههای مختلف آن حتی آنهایی که نظام دموکراتیک پارلمانی را قبول ندارند، تأکید کرد و نشان داد که اهداف مقاومت فلسطین تنها در مورد فلسطین است و قصد اجرا کردن آنها در لبنان را ندارد.
آقای یاسر عرفات گفته است: ما از عقل
موضوع: گفتوگوی مطبوعاتی- منافع سیاسی و آیند? روابط میان لبنان و فلسطین
مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان
مناسبت: در پی حوادث و درگیری میان ارتش لبنان و فلسطین بهخصوص در بیروت، المدینة الریاضیة.
منبع: روزنام? العمل، 19/5/1973؛ کتاب حوارات صحفیه، جلد 1، مرکز مطالعات و تحقیقات امام موسی صدر.
نشری? العمل به گفتوگو با رهبران روحانی دربار? سه موضوع زیر ادامه میدهد: تلاشهایی که برای مهار مشکلات ناشی از حوادث اخیر انجام دادهاند؛ پایداری جبه? داخلی؛ آیند? روابط میان لبنان و مقاومت فلسطین.
گفتوگوی امروز با جناب امام موسی صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان انجام گرفته است.
امام صدر دربار? سه موضوع مزبور چنین پاسخ داد:
تلاشهایی که برای مهار مشکلات ناشی از حوادث اخیر انجام داده است
تلاش برای برگزاری نشستهایی میان علمای بزرگ از فرقههای گوناگون لبنان.
اینگونه نشستها نقش بسیار زیادی در آرام کردن ذهنهای آشفته و دور کردن شبح [جنگ] فرقهای از بحران لبنان و تعیین حد و اندازهی واقعی آن دارد. گذشته از آن، دیدار علما، فرصتی است برای تعامل اندیشهها و تبادل نظر میان هموطنان از گروههای مختلف، چراکه عالم دین پیوندی استوار با مردم دارد و از اندیشهها و خواستههای آنان آگاه است و آنها را با اخلاص و ژرف نگری بیان میکند. این تبادل نظر و آگاهی داشتن از دیدگاههای مردم بهترین ابزار برای یکپارچهسازی نظرها و کاستن از بحرانهاست.
از سوی دیگر، علمای دین در پرتو بیطرفی، تجربه و جایگاه خود میتوانند گزین? بهتری برای گفتوگو باشند، البته اگر افراد ذیربط نیز چنین بخواهند. به طور خلاصه، نخستین فعالیت من تلاش برای گردهمایی رهبران فِرَق بود و امیدوارم این گردهمایی به هر نحو ادامه یابد تا از بسیاری حوادث جلوگیری شود.
- من با هم? توان ناچیز خود برای نزدیک شدن دیدگاهها به یکدیگر و اعتمادسازی میان طرفها تلاش کردم؛
- بسیج کردن نیروی افراد خیّر و تشویق آنان برای تلاش بیشتر در زمینه فعالیت خود؛
- جلوگیری از برخی برخوردها میان هموطنان از راه تماسهای شخصی.
برای تقویت پایداری جبه? داخلی چه تلاشهایی کردهاید؟
بی تردید پایداری جبه? ملی در خلال بحران تأثیر بسیاری بر [حفظ] وحدت ملی داشت ولی در عین حال، بحران، بسیاری از نقطه ضعفهای کشور را آشکار کرد، همچنان که دیدار میان علمای بزرگ دینی نیز برخی خطاهای موجود در میان هموطنان را روشن کرد.
من خواست درود برادران? خاص ایشان را به جناب سلیمان فرنجیه برسانم.
در جلس? ملاقات سران فرقهها با آقای یاسر عرفات سخنی را شنیدم که هنوز در گوش و جان من طنین انداز است. ایشان گفت: «عقل فرهیخت? لبنانی که همواره برای هر مشکل دشوار و پیچیده ای در عرصه های گوناگون داخلی و خارجی راهحل پیدا می کرد، کجا رفته است؟ آیا این عقل نمی تواند بر مشکلات کنونی غلبه کند و تصویری روشن از اوضاع ارائه دهد تا مسئل? ما به طور عادلانه حل شود و حاکمیت لبنان و آرامش مردم آن حفظ شود؟» ابو عمار افزود: «ما خواهان برگزاری جلسهای منطقی و عاقلانهایم. می توانم بگویم ملت فلسطین ملتی بیدار و بافرهنگ است و رهبران جنبش فلسطین نیز از فرهیختگان و فارغ التحصیلان و استادان دانشگاهاند. ملت فلسطین از نظر فرهنگ و هوشیاری اگر نگوییم هم سطح ملت لبنان است، در مرتب? پس از آن قرار دارد. از این رو، وقتی می گویم خواهان برگزاری جلسهای منطقی و عاقلانهایم، در واقع از تمایل فلسطینیان و همچنین اوضاع لبنان سخن می گویم.»
این، ندای مجاهدی بزرگ است که من آن را ندای وجدان فلسطینی و صدای انقلاب می دانم. از این رو، عقل و قلب من کاملاً امیدوار و خوشبین است که این بحران به بهترین شکل پایان می یابد ولی در عین حال این مسئله آسایش مرا سلب کرده است به گونه ای که شبانه روز در فکر بررسی اوضاع و حل مشکل هستم.
ندای قدس در عمق دلهای مؤمنان از مسلمان و مسیحی نفوذ می کند و از عقل لبنانی می طلبد که به حرکت درآید ولی نه فقط برای تنش زدایی از روابط میان دو طرف، بلکه برای ارائ? راهکارهایی دیگر به جهادگران قهرمان برای مبارز? پیروزمندانه و آزادسازی سرزمین های مقدس. این ندا از خردمندان می خواهد که در برابر فاجع? تشکیل دولت صهیونیستی در سرزمین های مقدس به پا خیزند و برای آن چارهاندیشی کنند و از این راه رسالت تاریخی خود را انجام دهند و از رنج و درد فلسطینیان و لبنانیان - هر دو- بکاهند.
من نمی توانم شبهای دردناکی را فراموش کنم که می دیدم برادری برای کشتن برادر و فرزند مادر خود به روی آنان اسلحه می کشید. از خداوند می خواهیم که آن شب های خونبار تکرار نشود و البته دعا کافی نیست و نباید به آن بسنده کرد. بنابراین، وجدان لبنانیان و فلسطینیان - هر دو - را به بررسی دوبار? آنچه پیش آمده است و نیز به ارزیابی عوامل و پیامدهای آن فرا می خوانم و از آنان می خواهم این بحران را حتی پس از فروکشکردن آن، بدون یافتن راهحلی اساسی رها نکنند. این راهحل باید دربردارند? مصلحت لبنان باشد و در قبال ذره ای از خاک و امکانات و روابط آن کوتاهی نکند و در عین حال تأمینکنند? بهترین ابزارها و راهکارها برای آزادسازی فلسطین باشد.
موضوع: بیانی? مطبوعاتی - درگیری میان ارتش و جبه? مقاومت، جنوب را در معرض اشغال اسرائیل قرار داده است
مکان و تاریخ: بیروت.
مناسبت: امام هنگام بازگشت از سفر به سوریه و دیدار با حافظ اسد، رئیسجمهور سوریه، این سخنان را اظهار داشت.
منبع: روزنام? الحیاة بیروت، 18/5/1973.
امام موسی صدر در گفتوگو با الحیاة دربار? فعالیتها و تماسهای خود برای مهار بحران اخیر و جلوگیری از ریخته شدن خون اعراب و نیز علت سفر خود به دمشق و نتایج دیدار با رئیسجمهور سوریه، حافظ اسد، سخن گفت و بر ادام? تلاشهای فشرد? خود برای دور کردن خطر از جنوب تأکید کرد:
وضعیتی که در دو هفت? گذشته در لبنان به وجود آمد، جنوب را در معرض خطر اشغال اسرائیل قرار داد. این خطر کیان لبنان را تهدید می کند و شکاف خطرناکی در جبه? سوریه پدید می آورد و در نتیجه هم? نقشه های دفاعی عرب را تهدید و وضعیت نظامی را در منطقه به طور کلی دگرگون می کند.
کسی که رادیوهای دشمن و اظهارات مسئولان آن را دنبال کند، درمی یابد که طمع صهیونیست ها به آبهای جنوب و اوضاع اجتماعی لبنان کم کم در صحن? حوادث نمایان شده است.
(امام صدر در تحلیل مشکلی که باعث سفر ناگهانی ایشان به سوریه شد می گوید:)
1. ارتش لبنان پس از آنکه در بیروت و دیگر مناطق مشغول شد، برخی از یگان های خود را از جنوب فرا میخواند؛
2. اسرائیل با سوءاستفاده از این موقعیت و از طریق روزنامه های مزدور در سطح بین المللی اینگونه به جهان وانمود کرده که منطق? جنوب خالی از نیروهای لبنانی شده است؛
3. اسرائیل این مسئله را دستاویزی برای اشغال جنوب قرار داده است.
بنده به طور خودجوش و بدون اطلاع از جزئیات امر، با کاخ ریاستجمهوری تماس گرفتم و به جناب رئیسجمهور، سلیمان فرنجیه، خبر دادم که عازم سوریهام و ایشان هم اعتماد خود را از این حرکت من اعلام کرد.
در برخورد با مسئولان سوری و در رأس آنان رئیسجمهور، حافظ اسد، دریافتم که آنان از عملی شدن این توطئه بسیار نگراناند و هنگامی که استاد عبدالحلیم خدام از سوی سوریه در این مسئله میانجیگری کرد، تأکید کردند که آنان در قضی? لبنان و فلسطین نقش میانجی را ندارند، بلکه منافع دفاعی و ملی آنان نیز تا حد بسیاری به وضعیت بحرانی لبنان مرتبط است و به همین علت آنان تا کنون هم? تلاش خود را برای دستیابی هرچه زودتر به راهحلی که حاکمیت لبنان و عزت و آرامش مردم را حفظ کند، به کار گرفته اند و این تلاش آنان نهتنها به خاطر لبنان، بلکه برای سلب بهانه از دشمن اسرائیلی است. مسئولان سوری احترام خاصی برای رئیسجمهور فرنجیه قایلاند و جناب حافظ اسد از
از حوادث است. خطرناک ترین اسلح? دشمن، تردیدافکنی و فتنهانگیزی است و وظیف? ما این است که با اعتماد و اتحاد با آن برخورد کنیم. چندی پیش شاهد بودیم که به گروهی از برادرانمان در داخل سرزمین های اشغالی اتهاماتی زده شد. سپس حقیقت روشن شد و دریافتیم که آنان گروهی از پیشگامان مبارزه و جهادند که در زندان ها و شکنجه گاه های دشمن به سر می برند.
نقاط مشترک برای گفتوگو بسیار است و در مورد حاکمیت لبنان و قداست جهاد فلسطینیان هیچ اختلافی وجود ندارد و همه با سلاح های گوناگون دشمن ازجمله تردیدافکنی، فتنهانگیزی و تحریک وطنفروشان خائن آشنایند. باید این گرفتاری و مصیبت را پشت سر گذاریم. پیش به سوی گفتوگو، به سوی توافق، به سوی حرکت در مسیری واحد، به سوی قدس، به سوی حاکمیت لبنان و حفظ جهاد فلسطین.
موسی صدر
