و حتی آه بر لب نمیآوریم. ما اینگونه نام و یاد حسین را گرامی میداریم.
در این سال ما در همه عالم و همه تاریخ این افتخار را داریم که برای نخستین بار در تاریخ حسینی خود، با عقل و جان و دست و مال و حیات خود، یاد حسین(ع) را گرامی داشتیم، نه با زبان تنها. ما زمان حماسه را گرامی میداریم. زمان آن کی میرسد؟ آن که این زمان را تعیین میکند، ما نیستیم. ما تنها آمادهایم. ستمگراناند که وقت آن را مشخص می��نند، زیرا اگر آنان خواهان صلح باشند، ما از آن استقبال میکنیم و اگر خواهان جنگ باشند نیز آمادهایم. ما سر فرو نمیآوریم و فرار نمیکنیم. تجهیزاتی هم نداریم جز دستانمان و سنگها و تفنگهای کوچک و کودکان و محلههای ساده. هرچند میان امکانات ما و آنان، برابری و توازن وجود ندارد، ولی این نابرابری بیشتر از نابرابری میان سپاه امام حسین(ع) و سپاه عمربنسعد نیست. سپاه امام چند نفر بودند؟ هفتاد و دو نفر [...][296]
[296]. متأسفانه بقیه سخنرانی بر روی نوار نیست.
میایستیم و میجنگیم و از کودکان و اهداف و حقوق خود بیباکانه دفاع میکنیم.
شبههاندازی و تفرقهافکنی بس است. تقسیمبندی مردم و حیلهگری و تبلیغات گمراهکننده کافی است. مردم حیالغوارنـه چه کردهاند که سزاوار آوارگی و اسارت باشند؟ چه کردهاند؟ آیا در میان آنان برخی تیراندازی کردهاند؟ همه مردم در همهجا تیراندازی کردهاند. جوانان چه کردهاند که میبایست دستانشان را بر روی سرهایشان قرار میدادند؟ همه اینها برای خوار کردن و ترساندن و اثبات برتری نژادی است، همانگونه که یهود چنین میکند. ولی یهود از اینکه خود را ملت برگزیده خدا خواندند، چه سودی بردند؟ غیر از بحران و نابسامانی و محنت همیشگی خود و ملت یهود و عرب؟ آیا اکنون قرار است با چشمان خود شاهد شکلگیری اسرائیلی جدید در این منطقه باشیم؟ اسرائیلی مسیحی؟ هرگز، اگر یک قطره از خون ما باقی باشد، نمیگذاریم اسرائیل دومی در سرزمین ما به وجود آید، هر کاری هم میخواهند بکنند. ما برتر دانستن برخی بر دیگران را نمیپذیریم. همه مردم مانند دندانههای شانه با یکدیگر برابرند. نه میخواهیم بر کسی برتری داشته باشیم و نه کسی بر ما برتری داشته باشد. سه نفر از آنان اسیر میشوند و آنان در مقابل، 130 نفر یا نود نفر یا سی نفر را در منطقه کحاله اسیر میکنند؛ یعنی در برابر هریک نفر، ده نفر. این تفکر صهیونیستی است. این تفکر نازیهاست. این تفکر فاشیستی است. این تفکر برتریجویانه است که مردم را تقسیمبندی میکند: برخی بالاتر از دیگران و برخی پایینتر. این تفکر مردود است. چه خواهید کرد؟ ما را عذاب میکنید؟ تاریخ ما و عاشورای ما و احترام ما به حسین(ع) تأکید میکند که ما دنبالهرو همین راهیم و این چیز جدیدی نیست که مردم را میکُشید و آزار میدهید و میربایید و خانه مردم غیرنظامی را خراب میکنید. اینها در تاریخ ما تازگی ندارد. امام حسین(ع) کشته شد، فرزند شیرخوارش کشته شد، زنان او اسیر شدند، خیمهگاه او به آتش کشیده شد. حال اگر خانههای ما نیز سوزانده شود، تسلیم نمیشویم و سر فرو نمیآوریم. حسین این را به ما آموخت و زنده نگه داشتن یاد عاشورا یعنی همین.
دست ما برای تفاهم و آشتی دراز است، ولی اگر خواهان جنگ هستند، ما نیز آمادهایم. حسین(ع) تا آخرین لحظه نصیحت و خیرخواهی میکرد و از جنگ پرهیز میکرد، ولی وقتی آنان بر جنگ پا فشردند، گفت: من آمادهام، هیچ مانعی وجود ندارد. ما نیز حسین را بزرگ و عزیز میشماریم و افتخار ماست که او را عزیز بشماریم و در راه او حرکت کنیم. اگر آنان جنگ میخواهند، ما آمادهایم و اگر هم خواهان صلح و آشتی هستند، ما آمادهایم. ما به دنبال برتریجویی و فساد در زمین نیستیم و سرانجامِ نیک از آنِ تقواپیشگان است. معنای بزرگداشت یاد حسین این است.
ای حسینیان، ای کسانی که برای بزرگداشت نام و یاد حسین گرد آمدهاید، زمان روز عاشوراست و مکان حسینیه است؛ یعنی دو دریچه بهسوی یاد حسین(ع) در برابر ما گشوده است. در این سال هیچ شهری در جهان، حتی کربلا که قتلگاه و قبر امام حسین(ع) است، مانند لبنان، این مناسبت را گرامی نداشتهاند و نمیتوانند داشته باشند. بزرگداشت این مناسبت در اوضاع و احوال ما با اجتماع کردن نیست، بلکه با دادن شهید است؛ شهیدانی که یکی پس از دیگری بر زمین میافتند و ما بر آنان نماز میخوانیم و یادشان را گرامی میداریم. ما ایستادهایم. مهاجرت یا فرار نمیکنیم و زنان و کودکانمان را رها نمیکنیم
مسئله فلسطیـن مسئلهای برحـق اسـت و خطـر اسـرائیل تنها فلسطین را تهدید نمیکند، بلکه لبنان را و هر انسانی را تهدید میکند. اسرائیل شر مطلق است و، از این رو، هرکس در برابر آن بایستد، خیر مطلق است. ما از آنان دفاع میکنیم و هرگز از آنان چیزی نمیخواهیم، جز اینکه در کنار حق بایستیم. همانگونه که حسین(ع) 1400 سال پیش گفت: «آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیشود؟» ما برای ساختن وطنی یکپارچه و عدالتخواه و حقطلب و در راه دفاع از وطن و پاسداری از مقاومت فلسطین میایستیم و آنان را رها نمیکنیم و از وطن خود دست برنمیداریم و تجزیه آن را نمیپذیریم.
ما از چه رنج میبریم؟ آیا میخواهید ما را عذاب دهید؟ پیش از این نیز اجداد شما، شمر و یزید و ابنزیاد، حسین و فرزندان حسین را عذاب دادند. در تاریخ این مسئله تازهای نیست که بندگان شیطان و دنبالهروان استعمار، حقطلبان و مستضعفان را عذاب دهند. ولی ما همواره تحمل میکردیم و این آیه شریفه را میخواندیم: « ﴿ وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّـة وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ﴾ .»[293]
اجداد آنان فرعون است. قرآن کریم آنان را فرعون خوانده است. «فرعون» یعنی چه؟ هر طغیانگر ستمگری فرعون است: « ﴿ إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیعاً ﴾ .»[294] همچنانکه آنان نیز ما را در این سرزمین دستهدسته و گروهگروه ساختند: « ﴿ یسْتَضْعِفُ طَائِفَة مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیسْتَحْیی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ ﴾ .»[295] قرآن سپس میگوید: « ﴿ وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّـة وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ ﴾ .»
ایستادگی ما در برابر ظلم و ستم چیز تازهای در تاریخ نیست. و اینک ما عاشورا را گرامی میداریم. عاشورا و یاد عاشورا و عزاداریهای عاشورا پدیدههایی نیستند که یکباره ظهور یافته باشند. از زمانیکه ما بودیم و از زمانیکه مذهب ما وجود داشت، عاشورا را گرامی میداشتیم و میگفتیم: «السلام علیک یا ابا عبداللّه.» میگفتیم: «یا لیتنا کنا معک.» (کاش ما با تو بودیم.) ما میدانیم حسین(ع) چه سختیها و مصیبتهایی کشیده است. هر روز درباره این مصیبتها میشنویم؛ درباره کشته شدن او و فرزندانش و کشته شدن کودک شیرخوارش، تشنگی، اسارت، هجوم لشکریان به خیمهگاه، جدا کردن سرها، آزارها، تاختن اسبها بر روی بدنهای پاک شهدا. همه اینها در تاریخ آمده است. اینها الفبای تاریخ مذهب ماست. ای ستمگران، ای کاخنشینان، ای جنایتکاران، با چه چیزی میخواهید ما را عذاب دهید و شکنجه کنید؟ با موشکباران غبیری و حیالغوارنـه و برجالبراجنـه؟ اینها در تاریخ ما سابقه داشته است. ما در مقابل این سختیها بسیار صبر پیشه کردهایم، بسیار تحمل کردهایم، بسیار ایستادهایم و هیچگاه عقبنشینی نکردهایم و نخواهیم کرد. و هنگامی که موعد فرارسد، هیچیک از ما شریفتر و بزرگتر از حسین(ع) نیست. عمرمان طولانیتر از عمر حسین(ع) و خونمان رنگینتر و پاکتر از خون حسین(ع) نیست.
[293]. «و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.» (قصص،5)
[294]. «فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقهفرقه ساخت.» (قصص،4)
[295]. «فرقهای را زبون می��اشت و پسرانشان را میکشت و زنانشان را زنده میگذاشت که او از تبهکاران بود.» (قصص،4)
و رنج کشیدن و متهم شدن و اسیر شدن و گرسنگی و تشنگی و انواع سختیهای دیگر وجود دارد.
ذکر گوشهای از رنجها و دردهای امام حسین(ع) و سـرور شهیدان و پسر دختر رسولخدا را شنیدید. چرا امام خود را به این رنج و مصیبت گرفتار کرد؟ میتوانست در خانه خود محترم و ارجمند بنشیند. میتوانست هرآنچه از لذت و بهرههای دنیا میخواست، برای خود فراهم کند. ولی از این کار خودداری کرد و همه قیام خود را تنها در دو جمله خلاصه کرد: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لایُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ، لِیرغَبَ المُؤمِنُ فِی لِقاءِاللّهِ.» (آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیشود؟ جا دارد مؤمن دیدار خدا را آرزو کند.)
وقتی به حق عمل نمیشـود و باطل در بین مردم رواج دارد و مردم از آن رو نمیگردانند، جا دارد مؤمن آرزوی ملاقات خدا (مرگ) کند. نه اینکه خود را بکشد، بلکه از حق دفاع کند، هرچند به رنجهایی، مانند آنچه مردم ما امروز با آنها سر و کار دارند، مبتلا شود. هرچند به همان رنجهای مردم شیاح و کرک و حارةالغوارنه گرفتار شود. بر سر مردم ما در این مناطق بمبها و موشکهایی ریخته میشود که از اموال و مالیاتی که از خود آنان گرفتهاند، تهیه شده است. این اموال از درآمد ما و از زندگی ما گرفته شد تا به دستان جنایتکار سپرده شود و در شبهای سیاهی که کشور و شهروندان نیازمند امنیت بودند، این موشکها بر ضد ما و مردم بیگناه و بیدفاع غیرنظامی به کار گرفته شد.
این راه حسین(ع) است و وقتی ما عاشورا را گرامـی مـیداریم، میخواهیم به آنان، از بالادستان تا قصرنشینان و کسانی که در دفترهای خود نقشه میکشند و توطئه میکنند، بگوییم: میراث و تاریخ ما را مشاهده کنید. زندگی و تاریخ ما آماده تحمل چنین سختیها و دشواریهایی است. ما با این رنجها و عذابهایی که به ما میدهید، بیگانه نیستیم. اگر شما مردم بیپناه و غیرنظامی را میکُشید، اگر زنان را عذاب میدهید، اگر کسانی را که میربایید، شکنجه میکنید، اگر دست اسیران را، برخلاف همه آداب و قواعد انسانی، در جهان قطع میکنید، اگر مناطق غیرنظامی را بمباران میکنید، اینها برای میراث و تاریخ ما ناآشنا و بیگانه نیست. ما 1300 سال پیش نیز در اثر مصیبتی که بر سرور جوانان بهشت وارد شده است، چنین آزارهایی دیدهایم و بلکه دچار رنجهای شدیدتری هم شدهایم. ما از اینگونه مصیبتها رنج بردهایم و خواهیم برد و در راه خود ثابتقدم خواهیم ماند و تسلیم نخواهیم شد و زیر بار ظلم و طغیان نخواهیم رفت و از ایمان خود دست بر نخواهیم داشت. ما به وحدت لبنان و به انسان ایمان داریم؛ لبنانی که از حق دفاع کند و شهروندان آن از حقوق و تکالیف یکسان برخوردار باشند. ما هیچگونه تبعیض و سلطهگری را نمیپذیریم.
ما در این کشور، به ضرورت دفاع از وطن و جن��ب در برابر اسرائیل ایمان داریم و نمیپذیریم که بر ضد آن توطئه شود. ما در این کشور، ایمان داریم که مقاومت فلسطین حقی است مقدس و از این باور خود دست نمیکشیم، هرچند ما را شکنجه دهید یا نابود کنید. این سخن شما را که آنان سُنی هستند و ما شیعه هستیم، نمیپذیریم. شیعه یعنی کسانی که برای سنت و اسلام و مسائل جهان اسلام جان خود را فدا میکنند. امام حسین(ع) و امام صادق(ع) هیچگاه نگفتند: میخواهم از جماعت و پیروان خود دفاع کنم. آنان از امت و از مسلمانان و از حق، هر کجا که بود، دفاع کردهاند.
از دریچه عاشورا
منبع: متن این سخنرانی در کتاب سفر شهادت درج شده است.
( بسمالله الرحمن الرحیم )
السلام علیک یا أباعبداللّه؛
و علی الأرواح التی حلّت بفنائک؛
علیکم منی سلاماللّه أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار؛
و لاجعله اللّه آخر العهد منی لزیارتکم؛
السلام علی الحسین؛
و علی علیبنالحسین؛
و علی أولادالحسین؛
و علی أصحابالحسین.
در ایـن روز و در این مکان، در برابر خود دو دریچه بهسوی واقعه کربلا میبینیم. زمان روز عاشوراست و مکان حسینیه. در این روز با نام و یاد حسین به سر میّبریم و به ذکر رنجهای حسین در راه خدا و رنجهای یاران و اهلبیت او در راه حق و مبارزه با ستم و پاسداری از کرامت انسان و در راه همدردی با ستمدیدگان گوش فرامیدهیم. ما در زمان و مکانی به سر میبریم که ما را به آن واقعه میبرند.
امروز روزی است که نسل اندر نسل به ما رسـیده اسـت و از نخستین روزهای عمر خود درباره آن شنیدهایم و آن را گرامی داشتهایم. شنیدهاید که امام صادق(ع) و امام علیبنالحسین زینالعابدین(ع) و امامان و پیشوایان پس از آنان، این روز را گرامی و بزرگ داشتهاند و آن را به ارث برده و به ارث گذاشتهاند و دست به دست آن را حفظ کردهاند تا به ما رسیده است.
برخی از پدران ما به یاد دارند که در گذشته مراسم عاشورا را پنهانی برگزار میکردند و این میراث ارزشمند را در برابر ستمهای فراگیر دولت عثمانی حفظ میکردند. آنان برای بزرگداشت این مراسم، شبهنگام در محلهها مراقبانی را در راههای ورودی خانهها میگماشتند تا وقتی مأموران عثمانی آمدند، جمعیت پراکنده شود و عزاداران حضور خود را دیداری عادی وانمود کنند. همه این کارها برای ��ن بود که این مناسبت در میان آنان زنده بماند. خداوند به آنان به سبب خدمتی که به دین و به ما کردهاند، پاداش نیک دهد. ولی جای این سؤال باقی است که چرا آنان این مناسبت را بزرگ و گرامی میداشتهاند؟ چرا برای احیای آن و حفظ پویایی و اثربخشی آن تلاش کردهاند تا به دست ما برسد؟ آیا فقط برای اینکه ما گریه کنیم؟ نه، هرگز. گریه کردن تنها یکی از عوامل بقای این مناسبت است که آن را پر رونق و پرشور کرده و اثری عمیق در دلها به جا گذاشته است.
ما در تاریخ خود در لبنان، هیچگاه مانند امسال این مناسبت را بهطور شایسته گرامی نداشتهایم. امسال میتوانیم بفهمیم چرا نیاکانمان این روز را بزرگ میداشتهاند؟ و چرا از آن پاسداری کرده و در راه آن مردهاند؟ آیا برای بزرگداشت شهیدان بوده است؟ شهیدان که در نزد خداوند بزرگ و ارجمندند؛ یا برای تعصبورزی و فتنهانگیزی و تفرقهافکنی؟ نه، هرگز. این امور از پیشوایان ما، که پیشگام مبارزه برای حفظ این امت بودهاند، بعید است. آنان این مناسبت را حفظ کردهاند تا به فرزندان خود و، بهویژه ما در لبنان، بفهمانند که راه حق هموار و خالی از دشواری نیست، بلکه پر از خار و تیغ است و در آن کشته شدن
خطمشی جدیدی در پیش بگیرید و زندگی شخصی و عمومی خود را اصلاح کنید و برای ام�� و برادران و فرزندان خود، عزت و سربلندی به ارمغان آورید. میتوانید این وضع را تغییر دهید. شما مسجدیان و نمازگزاران و روزهداران و سجدهکنندگان و برپادارندگان شعایر الهی، از دیگران مقدم هستید. شما شروع کنید. این زندگی نیست، برادران، بلکه مرگ تدریجی است. زندگی با گرفتاری و خواری و کینهتوزی و مصیبت و منتظر حرکت دیگران ماندن تا آنان سرنوشت ما را تعیین کنند، زندگی نیست، مرگ است، و خدا و رسول او هرگز برای ما چنین نخواستهاند و ما باید نخستین کسانی باشیم که تلاش میکنیم و تغییر میدهیم و آغاز میکنیم، زیرا ما به همان اندازه که دین داریم، به همان اندازه متعلق به حسین هستیم و به همان اندازه و بیش از دیگران، حسین به ما تعلق دارد.
پس بیاییـد از همـین روزهـای مبـارک آغـاز کنـیم. بـیگمان خداوند سبحان نیز از ما دستگیری خواهد کرد و به ما توفیق خواهد داد و ما را از یاران حسین(ع) قرار خواهد داد.
والسلام علیکم.
نشماری و نگویی من در عرصه زندگی چه کاری میتوانم صورت دهم. همه کار میتوانی انجام دهی، ولی به شرط آنکه این خودبینی را از خود دور کنی و در خط حسین(ع) باشی و بتوانی آنچه از تو میخواهند، آنچه راه مبارزه از تو میطلبد، آنچه چالشهای زندگی اقتضا میکند و هرآنچه لازم است، تقدیم کنی.
ما اگر توانستیم از راحتی خود چشم بپوشیم و به کار و تلاش بپردازیم و اگر توانستیم از عادتهای خود دست برداریم، میتوانیم تعالی پیدا کنیم؛ اگر توانستیم کینههای خود را کنار بگذاریم، میتوانیم به مرتبهای بالاتر برسیم و با یکدیگر دوستی کنیم و برادر باشیم و دستِ یاری به هم بدهیم؛ اگر عا��تهای عمومی خود را کنار گذاشتیم، یعنی از اینکه بگوییم این خواست مردم است و مُدها و جریانها و موجهای اجتماعی این چنین است، دست برداریم. آیا حسین(ع) برخلاف جریان حرکت نکرد؟ آیا حسین(ع) در برابر ستمگران از بزرگ و کوچک و با همه سلاحها و سپاهیان و افکار و آرا و خدمات و تبلیغات آنان نایستاد؟ او بهتنهایی با این جریانها و جبههها مخالفت کرد و از بذل هیچچیزی خودداری نکرد و همهچیز را تقدیم کرد.
اگر میخواهیم به خط حسین و هدف حسین برسیم و شکـوه و عزت خود را بازیابیم و زندگی خود را احیا کنیم، باید در راه حسین(ع) حرکت کنیم. اما اگر میخواهی آسایش و ثروت و خوشبختی و خودخواهی و اخلاق خود را نگه داری، در همان موقعیتی که هستی میمانی و به اندازه سر سوزنی تغییر نمیکنی. تو از بیست سال پیش تاکنون همین بودهای و از امروز تا بیست سال دیگر نیز همین خواهی بود تا اینکه بمیری و همه بمیریم. اگر میخواهی همانگونه که بودهای باشی، هدفت را مشخص کردهای و هدف کوچکی برای خود مشخص کردهای و همچون سنگ یکجا ماندهای و تغییر نکردهای. ولی هر اندازه تلاش کنی تا بالاتر روی و تعالی یابی و پیشرفت کنی، میتوانی بخشی از خودبینی خود را کنار بگذاری.
در این روز و در سایه نـام و یـاد حسـین بـزرگ، مـیتـوانیم صفحه جدیدی از زندگی خود را ورق بزن��م. این نکته را بهطور کوتاه به خودم و شما متذکر میشوم که ما در آستانه فصلی جدید از زندگی خود هستیم، در برابر فرصتی تازه از زندگی خود هستیم. میتوانیم رفتار و مسیر خود را عوض کنیم و به همان سویی برویم که حسین(ع) رفت و به وضعیتی بهتر از آنچه امروز داریم، برسیم. برای اینکه به این هدف برسیم، باید با نام و یاد حسین(ع) زندگی کنیم و در مجالس عزاداری حضور یابیم و گوش کنیم و به فکر فرو رویم و به خود آییم و غم و اندوه در رفتار و لباس و خانه و شبزندهداری ما نمود پیدا کند و به این شکل با نام و یاد حسین(ع) زندگی کنیم. برای انسان سخت است که خود را تغییر دهد، ولی وقتی صحنههای باعظمت کربلا را به یاد میآوری و این مصیبتها و فداکاریها و خدمات را به یاد میآوری، به یکباره تکانی میخوری و دگرگون میشوی.
پیش از شما نیز جماعتی در چنین روزی دگرگون شدهاند. عبیداللّه بن حر جعفی، آیا از طرفداران عثمان نبود؟ یعنی ادعای خونخواهی خلیفه سوم، عثمان، را از امام نداشت؟ او مردی گمراه بود، ولی در چنین روزهایی یکباره از خط باطل به خط حق تغییر مسیر داد. چنین چیزی ممکن است.
برادران، این مسئله نیاز به بحث و گفتوگو و استدلال ندارد. در این فرصت میتوانید برنامه و
دهم. میگویم: وضعیت حسین(ع) سختتر و دشوارتر از وضعیت تو بود، ولی خودداری نکرد.
« ﴿ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴾ .»[291] حسین به شما نیکی و خدمت کرد، آیا شما نمیخواهید با عملی ساختن اهداف حسین(ع) به خود نیکی کنید؟
به همان اندازه که در ایـن روزهـا احسـاس مصـیبت و انـدوه عمیق و نیز احساس قدردانی فراوان میکنیم، به همان اندازه باید در زندگی و اوضاعمان بازنگری کنیم و خط تازهای برای رفتار و سلوکمان برگزینیم؛ باید تجسم حسینی بودن روی زمین باشیم. در این زمان چقدر ما نیازمند حسینی بودن هستیم. حسینی بودن یعنی اینکه انسان به اوج فداکاری و بخشش و وفاداری و خدمت برسد، بیشترین خدمت و عطا و بخشش از او به دیگران برسد، به بالاترین مرتبه عفو و گذشت برسد. تصور میکنید که وقتی عصبانی میشوید، خیلی سخت است که از غرور و خودخواهی خود دست بردارید؟ درست است که این کار سخت است، ولی آیا آنچه حسین انجام داد، برایش سخت نبود؟ بنابراین، در سایه یاد حسین و در سالگرد شهادت حسین میکوشیم تا دوباره زندگی خود را اصلاح و تنظیم کنیم.
برادران، ما بهمثابه افـراد، خـانوادههـا، شـهر و امـت، اوضـاع داخلی و خارجیمان به هیچ شکل مطلوب نیست. هیچیک از کمالات نفس��نی در ما وجود ندارد و در برابر جهانیان نیز امتیاز و کمال نداریم. هیچ عزت و افتخاری نداریم؛ هیچ آرمانگرایی در اخلاق نداریم؛ هیچ آرمانگرایی در زندگی و برخورد با دیگران نداریم؛ آرمانی در تربیت فرزندان نداریم؛ اوضاع نامطلوبی داریم. نمیخواهم در اینباره توضیح دهم. مسئول این وضعیت خود ما هستیم: « ﴿ ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیکُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَیسَ بِظَلاَّم لِّلْعَبِیدِ ﴾ »[292] خداوند متعال متعلق به هیچ فرد یا امت خاصی نیست. ما خود مسئول وضعیت خود هستیم و خود قادر به تغییر آن هستیم. این فرصت، یعنی ایام عاشورای امام حسین(ع)، فرصت خوبی برای تغییر همه اوضاع است. چرا؟ چون زیربنا و اساس و خطوط اصلی زندگی ما و راهی که در زندگی میپیماییم، اشتباه است، چون راه حسین نیست. از امروز و در پرتو نام و یاد حسین، میتوانیم در راه حسین حرکت کنیم و در خط او گام برداریم و شهادت حسین(ع) را گرامی بداریم و بر مصیبت بزرگی که از حسین(ع) به ما رسیده است، اندوهگین باشیم و این مصیبت را جبران کنیم.
چگونه میتوانیم حسینی باشیم و در خط حسین حرکت کنیم؟ وقتی که فداکاری کنیم، خدمت کنیم، بکوشیم و از چیزی فروگذار نکنیم. به تمام معنا از غرور و خودخواهی خود دست برداریم. ما تجربههایی را پیش چشم داریم. تجربه فلسطین را که در برابر دیدگانمان است، تصور کنی��. دولتها و گروهها و ملتها و جنگافزارها و ثروتها و میلیونها انسان نتوانستند کاری انجام دهند، ولی چند نفر فدایی از جان گذشته و جان بر کف توانستند این جماعت را به حرکت درآورند و کیان این کشور را حفظ کنند. چطور عدهای فدایی توانستند چنین کنند؟ عده آنان پانصد یا چهارصد نفر است. بهطور دقیق کسی نمیداند. همینقدر میدانیم که کمشمار هستند و گروهی اندک از مردماند.
اینها را میگویم تا خود را کوچک و حقیر
[291]. «آیا پاداش نیکی جز نیکی است.» (رحمن،60)
[292]. «این به کیفر اعمالی بود که پیش از این کرده بودید و خدا به بندگانش ستم روانمیدارد.» (انفال،51)
او خدمتی کرده و فضل و منتی بر ما دارد که هیچچیز با آن برابری نمیکند و ما توان جبران آن را نداریم.
با توجه به این مقدمه، ما نخستین عزاداران و ماتمزدگان بر امام حسین(ع) هستیم و نخستین کسانی هستیم که قدردان فداکاریهای اوییم. از این رو، باید خدماتی انجام دهیم، نه برای جبران و غرامت، چراکه او فداکاری نکرده تا چیزی در قبال آن از ما بخواهد. خدمت ما به حسین تأکیدی است بر موفقیت و پیروزی او در جهاد. ما وقتی اهداف امام حسین(ع) را محقق میکنیم، در حقیقت، بر پیروزی حسین(ع) میافزاییم.
حسین برای چه کشته شد؟ برای دیـن. پـس هرچـه دیـن مـا بیشتر و عمیقتر شود، حسین پیروزتر بوده است. اگر در جهان یک درجه از دین وجود داشته باشد، حسین صد درجه پیروز شده است و اگر صد درجه از ایمان وجود داشته باشد، پیروزی حسین به مراتب بیشتر بوده است. درست است؟
ما اجتماعکنندگان، در این مسجد مقدس و در این روز بـزرگ، پیش از هرکس دیگر باید پیام عاشورا را درک کنیم. چرا گریه میکنیم؟ چرا اندوهگینیم؟ باید بفهمیم وظیفه ما در برابر این مسئله چیست؟ این وظیفه باید نمود پیدا کند و با زبان و قلب ما تحقق یابد. باید در کارها و احساسات و زبان و نیت ما کاملاً ظهور یابد، زیرا ما نخستین کسانی هستیم که از فداکاریهای حسین قدردانی میکنیم، برای او اندوهگین میشویم و برای تحقق اهداف او تلاش میکنیم. وقتی به این فکر میکنیم که حسین(ع) چیزی برای خود نگه نداشت و از بذل مال و آبرو و خانواده و کودکان و دوستان و یاران خودداری نکرد و همهچیز، حتی جان خود را فدا کرد، درمیِیابیم که خدمات او برابر با همه خدمات است. تصور میکنید حسین(ع) پسرش را دوست نداشت؟ آیا تنها من و شما فرزندانمان را دوست داریم؟ چطور فرزندش را دوست نداشت، درحالیکه بر سر پیکر بیجان علیاکبر، بدون هیچگونه تعارفی، آشکارا گفت: «عَلَی الدُّنیا بَعدَکَ العَفا.»[290] (پس از تو دنیا هیچ ارزشی ندارد.) آیا درک نمیکرد که پسرش جوان است و نمیخواهد کشته شود؟ وقتی بر سر جنازه عباس رسید، آیا حسین برادرش را دوست نداشت؟ آیا وجود این برادر و قدرت و تأثیر او را در زندگی درک نمیکرد؟ چقدر او برای این برادر زحمت کشیده بود. از این رو، در رویارویی با مصیبت او گفت: «اکنون کمرم شکست.»
امام حسین(ع) نیز برادران و فرزندانش را دوست داشت، زندگی را دوست داشت، آسایش را دوست داشت، همه نعمتهای خداوند را در روی زمین دوست داشت، ولی برای من و شما از قربانی کردن هیچیک از آنان فروگذار نکرد و هرآنچه داشت، برای سعادت من و شما فدا کرد. وظیفه ما در برابر این خدمت چیست؟
اگر من یک ساعت از آسایش یا وقت خود را فدا کنم یا از برخی عادات خود دست بردارم یا واجبات را ادا کنم و گناهان را ترک کنم، آیا تصور میکنید کار دشواری صورت دادهام؟ هر چقدر هم این کارها دشوار باشد، حسین(ع) دشواریها و سختیهای بیشتری تحمل کرده است. کسی نگوید من به فلان گناه عادت کردهام، چگونه از من میخواهید آن را ترک کنم؟ این کار دشوار است. این کار هر چقدر سخت باشد، حسین(ع) کاری بسیار سختتر از آن انجام داد. میگویی: سخت است که بخشی از وقت خود را، مثلاً به نماز یا حج یا ادای حقوق اختصاص
[290]. همان، ج45، ص44.
معاذاللّه! خدا که خون ندارد، کشته نمیشود، ولی شهید برای کسانی که به دین خدا ایمان دارند و در مسیر خدا حرکت میکنند، شهید میشود.
شهادت حسین(ع) برای هر انسان مـؤمن اسـت و هرچـه ایمـان انسان بیشتر شود، اختصاص حسین(ع) به او بیشتر میشود. کسی که از یک درجه ایمان برخوردار است، حسین یک درجه به او اختصاص دارد، و کسی که مثلاً ده درجه از ایمان برخوردار است، حسین نیز به اندازه ده درجه به او اختصاص دارد. وقتی من میگویم کسانی که نماز میخوانند و به مسجد میآیند و شعایر الهی را بهپا میدارند، حسین پیش از هرکسی اختصاص به آنان دارد، سخنی به گزاف نگفتهام و مبالغه نکردهام، زیرا با خواندن نماز و اجتماعات مذهبی و برپا داشتن شعایر الهی، ما همگی ادعا میکنیم که مؤمن هستیم و به همان اندازه که ادعا میکنیم، حسین متعلق به ماست، زیرا او برای ما و دین ما و خط ما و رفتار ما کشته شد. اندوهی که شما درباره حسین احساس میکنید، نشانه ایمان شماست و اگر به او احساسی نداشته باشید و بیاعتنایی کنید، نشانه بیایمانی شماست. موضوع روشن است؟ از این رو، امام(ع) تأکید میکند که پیروان ما کسانی هستند که به سبب اندوه ما اندوهگین و به سبب شادی ما شاد میشوند. ما در این روزها، سخت احساس غم و اندوه میکنیم، بیش از وقتی که عزیز یا دوست یا خویشاوندی را از دست داده باشیم. چرا اندوه بر حسین بیشتر است، ای برادران؟
مبالغه نمیکنم و شعر هم نمیگویم، این حقیقت است. انسـان وقتی یکی از دوستان یا نزدیکان را از دست میدهد، ناراحت میَشود. چرا؟ چون پناه یا تکیهگاه یا عزت خود یا سرپرست یا پیشتیبان مالی خود را از دست داده است.
خدمات حسین به دین فراتر از هر خدمت دیگری است. خدمت هیچکس، از برادر و پدر و خویش و دوست و یاور، مانند خدمات حسین نیست. وقتی من برای پدرم اندوهگین میشوم، باید برای حسین بیشتر اندوهگین شوم. پدر بودن حسین برای من، فراتر از پدر بودن پدرم برای من است. بنابراین، ما صبح و عصر و شب و همه وقت، مجلس عزا بهپا میکنیم تا نشان دهیم که اندوه ما بر حسین، فراتر از هر اندوه دیگری است. ما برای از دست دادن عزیزانمان یک یا دو بار یا یک هفته، چهل روز یا یک سال، مراسم عزا میگیریم، ولی برای حسین(ع) این مراسم هر سال و هر زمان در روز عاشورا و دهه اول محرم، صبح و عصر و شب، برگز��ر میشود. این نشانه چیست؟ نشانه آن است که میخواهیم، افزون بر زبان با عمل خود نیز ثابت کنیم که ما عظمت این مصیبت و اندوه بسیار آن را و تأثیر عمیق این شهادت را در دلهای خود احساس میکنیم. حسین(ع) پیش از آنکه شهید دیگران باشد، شهید ماست. ما ناراحتیم، چون چیزی را که متعلق به ما بود، از دست دادهایم. ما پدر و مادر و دوست و یاور و تکیهگاه و عزت و سرپرست و همهچیز خود را از دست دادهایم، بهویژه آنکه احساس میکنیم او برای ما فداکاری کرده است. یعنی چه برای ما فداکاری کرده است؟
آیا مبالغه میکنم؟ نه، میگویم برای ما، بله. ممکن است کسی برای حفظ مال شما کشته شود یا برای حفظ عزت و آبروی شما کشته شود. ولی حسین برای حفظ همه اینها، برای من و شما کشته شد. این احساس اندوه عمیق ما در واقع احساس قدردانی عمیق است. ما احساس میکنیم که مدیون حسین هستیم و نمیتوانیم این دین خود را ادا کنیم و
