گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
کند، گویی بمبی را میافکند : «القارعـة» . نخست شنونده گوش فرامیدهد. سپس میگوید : قارعـة چیست؟ این بیان تحلیل تصویری است. سپس، در تحلیل و تصویر غور میکند و «چه دانی که قارعه چیست؟» این شیوه قرآن است در تصویر کردن اشیا. دانستیم که قارعهای هست. آیه را شنیدیم با آن صوت طنینافکن و کیفیت قرائت. شنونده منتظر است ببیند که قارعـة چیست. بیان قرآن کریم اینگونه است : این روز روز سختی است و با وصف آن روز آغاز میکند. از اوصاف آن روز این است که آدمی و بشر را چون « ﴿ الفراش المبثوث ﴾ » یا پروانگان پراکنده میبینی. معنای «فراش مبثوث» چیست؟ پروانه همان حشرهای است که به گرد گل میچرخد. جانور کوچک یا حشرهای که بر گرد گل یا شمع است. مبثوث به معنای منتشر و مضطرب و پراکنده است. مزیت پروانه بر سایر حیوانات چیست؟ چرا نگفت : «کالعصافیر المبثوثه» (مثل گنجشکان پراکنده)؟ چرا از سایر پرندگان نام نبرد مثل « ﴿ طیراً ابابیل ﴾ » آنگونه که در سوره فیل آمده است؟ تفاوت پروانه با سایر حشرات این است که هنگام حرکت نامنظم است. دیگر اینکه از خطرها و مهلکهها اجتناب و پرهیز نمیکند. گاهی پروانهها را میبینیم که دور شمع میچرخند و میپیچند و احیاناً خود را در نور شمع میاندازند و هلاک میشوند و میمیرند. پروانگان پراکنده بیش از هر مجموعه دیگری اضطراب و ترس و بیتوجهی به خطرها و اجتناب نکردن از مهلکهها را به تصویر میکشد و این یعنی اوج اضطراب. نگارهای که به قویترین صورت نمایانگر اضطراب و ترس است.
« ﴿ وَ تَکُونُ الجِبالُ ﴾ .» کوه در اصطلاح و عرف ما مثالی است برای نیرومندی و پایداری، میگویند مثل کوه استوار باش؛ یا مؤمن مانند کوه استوار است. بنابراین، کوه نزد ما مثالی است برای نیرومندی، پایداری و استواری. اما آن روز، روز قارعـة، از شدت ترس و اضطراب، کوهی که مثال نیرومندی و استواری است مثل « ﴿ العِهِن المَنفُوش ﴾ » خواهد بود. «عهن» یعنی پشم رنگرنگ. پشم رنگرنگ بدین اعتبار که رنگ کوهها متفاوت است. کما اینکه قرآن کریم میفرماید که آنها سفید و سیاه و امثال آن هستند. قرآن میگوید که کوهها چون پشم زدهشده میشوند. یعنی مثل پشم زدهشده لرزان هستند. معنای پریشان میخواهد بگوید که ترس و اضطراب و تحول و انقلابی که در آن روز ایجاد میشود، به قدری است که قویترین و با صلابتترین چیزها و استوارترین آنها بر زمین، به ضعیفترین چیزها از نظر توان و انسجام و استحکام تبدیل میشود و چون پشم زدهشده خواهد بود.
تاکنون تصویری هولناک از قیامت ارائه شد. در این روز مردم به صورت فردی و جمعی پراکندهاند و متوجه نیستند که به کجا میروند و به مهلکهها بیتوجهاند. وحشت و اضطراب و زلزلهها و لرزشها ترسیم می شود که کوهها چون پشم زدهشده خواهند بود. بنابراین، هم از نظر اجتماعی و هم از نظر هستی و نیز برای انسان و برای همه آفرینش، اضطراب و ترس و سختیهایی است. این توضیحات برای کامل کردن معنای «قارعه» است.
پس از ترسیم چنین تصویری میگوید که بهرغم این اضطرابها و بهرغم اینکه سنگینترین چیزها به سبکترین و ضعیفترین آنها بدل میشود، « ﴿ مَن ثَقُلَت مَوازِینُهُ ﴾ ،» انسانی که کفه او سنگین است، انسانی که نزد خدا و در ترازوی خدا، کفهاش سنگین است، یعنی سود و دستاوردی دارد؛ «فِی عِیشَـة
