گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 309

برای ختنه وجود ندارد تا کسی بگوید ختنه کن یا ختنه نکن. یا در مثال «اِنْ جَاءَ الأَمیرُ فَأکْرِمهُ» (اگر امیر آمد او را گرامی دار)، اگر امیر نیاید موضوعی برای گرامی ‌داشتن نمی ماند. برخی شروط آشکارا بیانگر ایجاد موضوع‌اند که چنین شرط هایی مفهوم ندارند. برخی از شروط آشکارا بیانگر شرطیت‌اند که چنین شرط هایی مفهوم دارند. ولی برخی از شروط نیز متشابه‌اند مانند آی?: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى.» این شرط بیانگر موضوع نیست. من در برخورد با این شرط تردید دارم که آیا بیانگر مقید بودن حکم است یا بیانگر حلال‌ بودن موضوع و برای هر دو حالت راه‌حلی مطرح کردم. من نه به‌طور مستقیم و نه به‌طور غیرمستقیم نگفتم برخی از کشورها چندهمسری را حرام و زنا را جایز می دانند. سخنان من هیچ اشاره ای به این مطلب نداشت. من خواهش می کنم هم? این تلاش ها و اهتمام ها در یک مجموعه یا هیئت یا مؤسسه‌ای تبلور یابد تا بتواند از احکام اسلامی محافظت کند و همان‌گونه که محرمات و واجبات اسلامی را دنبال می کند، موارد جواز و مباح را نیز بررسی کند. یک هیئت دائمی تشکیل شود که وظیف? آن بررسی امکان استفاده از موارد جواز در اسلام در هر مکان باشد، و‌گرنه مفاسد آن بسیار است و بیشتر از آنچه استاد احمد گفتند خواهد بود. اگر بخواهیم - خدای ناکرده - احکام اسلام را زیر پا بگذاریم یا تضعیف کنیم، این خطری بالفعل است. ولی فرض ما این است که این امور را مؤسسه های مورد اعتماد و علمای عادل و پرهیزگار انجام دهند.

در مورد چندهمسری و مقید بودن یا نبودن ازدواج، استاد غزالی گفتند که هیچ‌کس به جز مرحوم شیخ محمد المدنی(ره) چنین نگفته است. من فکر می کنم هیچ‌کس چنین چیزی نگفته است، یعنی کسی را نیافته ایم که قایل به آن شود، نه اینکه کسی آن را منع کرده است. بین این دو فرق است. اصولیون دربار? اجتماع سکوتی گفته اند که آن‌ها ساکت‌اند و سکوت دلالت بر نفی نمی کند، به‌ویژه آنکه اوضاع اجتماعی و حالات خاص نیز به آن کمک می کند. به هر حال، من بر آنچه گفتم پافشاری نمی کنم و آن را برای بحث و بررسی مطرح کردم. دربار? ادل? آن نیز من همان ابتدا و حال که بیش از هشت سال است آن را بررسی کرده ام، بر این عقیده ام که حکم چندهمسری حکمی مطلق نیست، بلکه مربوط به حالت های خاص است که ممکن است این حالت ها بسیار بسیار باشد، ولی در هر حال حکم مطلق نیست. البته، استاد احمد، مفاسد را مطرح می کنند و، چه بسا، براساس آن قانون وضع کنند. ایشان به تنهایی قانون وضع کنند، ما به مفهوم نص پایبندیم.

در مورد مصادره و ملی‌سازی نیز با ایشان دربار? واگذاری این کار به هیئت های درستکار و امین موافقم، ولی می خواهم از ایشان بپرسم فرض کنید که در اوضاع جنگی دولت نیاز دارد خطی استراتژیک در جبه? معینی باز کند. اوضاع جنگی می طلبد که خان? معینی را مسلح کند، ولی صاحب‌خانه نمی پذیرد. مانند ماجرای «ضرار»، مانند ماجرای «سمرةبن‌جندب» که داستان معروفی است: او درخت نخلی در خان? یکی از انصار داشت و بدون اجاز? صاحب‌خانه وارد آن می شد و آسایش ساکنان خانه را سلب می کرد و مزاحم آنان می شد. آن مرد انصاری از او نزد پیامبر(ص) شکایت کرد. پیامبر سمرة را فراخواند و به او گفت: می خواهم نخل تو را بخرم، ولی او نپذیرفت. پیامبر قیمت را دوبرابر کرد،