گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
مؤلف? قانونگذاری است و قانونگذاری مسئلهای مبتنی بر مصادیق متعدد است که تعیین مسائل آنها نیازمند فهم و موضوعشناسی و بیان فلسف? حکم است، در حالی که نیت و باور به غیب امری پوشیده و پنهان است و در فقه نیز قاعد? مشهور این است که به ظاهر عمل کنیم و آنچه در درون انسان ها نهفته است، بر عهد? خداوند است. چگونه می خواهیم غیب باوری را در بازرگانی یا کشاورزی در نظر بگیریم؟ آیا با این کار از ارزش ایمان به غیب نمی کاهیم؟ آیا از ارزش نیت نمی کاهیم؟ این حدیث پیامبر(ص) را بهخوبی در ذهن دارم که: «إنَّما الْأعْمالُ بِالنّیاتِ وَ إنَّما لِکلِّ امْرِئ ما نوی فَمنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ اِلیَ اللهِ وَ رَسوُلهُ فَهِجْرَتُهُ إلَی اللهِ وَ رَسولِهِ وَ مَنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ لِدُنْیا یُصیبُها أوْ إمْرُأ? یَتَزَوَّجُها فَهِجْرَتُهُ إلی ما هاجَرَ إلَیه.» ([ارزش] کارها در گرو نیت هاست و بهر? هر انسان همان چیزی است که نیت کرده. پس هرکس هجرتش به نیت خدا و رسول او باشد، هجرت او به سوی خدا و رسول او خواهد بود و هرکس هجرتش برای آن باشد که به دنیایی برسد یا با زنی ازدواج کند، هجرت او به سوی همان خواهد بود.)
این غیب باوری بیش از آنکه در تشریع و قانونگذاری مطرح باشد، مربوط به اعتقادات است و آثار نیت در اخلاق و عبادات و اعتقادات مردم بیشتر نمود می یابد تا احکام و قوانین. ولی با این همه بار دیگر تأکید می کنم که من نمی خواهم چیزی از ارزش عنصر غیب باوری و نیت کم کنم.
جناب امام دربار? کار گفتند که در قوانین وضعی کار در مقابل مزد انجام می گیرد، ولی در شریعت اسلام، کار رسالت و وظیفه و واجب است. اگر درست فهمیده باشم معنای سخن امام این بود که کارگر نباید به مزد مادی چشم داشته باشد. تأکید ایشان بر این مسئله به اندازه ای بود که ممکن است کسی بپندارد منظور ایشان سبک کردن و بی ارزشدانستن مزد است تا جایی که باید از دریافت آن خودداری کرد. من می ترسم این برداشت، ما را از حدود و مبانی اسلام در زمین? تعاون و توازن [میان مزد و کار] دور کند. قرآن کریم می فرماید: «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ.»[109]
این آیه دو ویژگی برای کارگر برشمرده است: توانایی و امانتداری. با این حال می فرماید: «قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ.» پدر آن دختر که گویا شعیب(ع) بوده است، موسی(ع) را در برابر ازدواج با یکی از دو دخترش، اجیر کرد. آنگونه که در ذهن من هست پیامبر(ص) فرموده اند: «أعطُوا الْأجیرَ أجْرَهُ قَبْلَ أنْ یَجُفَّ عَرَقُهُ.» (مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود به او بدهید.) روایات بسیاری که دربار? ستم نکردن به کارگر و پایمال نکردن حق و مزد او وجود دارد، همگی بیانگر آن است که مزد گرفتن هیچ اشکالی ندارد، هرچند کارگر به آن چشم داشته باشد و هیچ تناقضی وجود ندارد که کارگر از یک سو بر گرفتن مزد از کارفرما پافشاری کند و، از سوی دیگر، نیت خالص داشته باشد و کارش را بینقص و درست انجام دهد. همان کسی که فرموده است: «مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود، به او بدهید،» همان کس فرموده است: «إنَّ اللهَ یُحِبُ مِن أَحدِکُم إذا عَمِلَ عَمَلاً أن یُتقِنَه.» (خداوند دوست دارد وقتی یکی از شما کاری انجام می دهد، درست و کامل انجام دهد.) این درست و کامل بودن کار
[109].?«یکی از آن دو گفت: ای پدر، اجیرش کن، که اگر چنین کنی بهترین مرد نیرومند امینی است که اجیر کردهای.» (قصص،26)
