سند شمار? 27-04-72

موضوع: سخنرانی ـ جناب رئیس‌جمهور شما دوست دارید ندای وجدان را بشنوید، امیدوارم من سخن‌گوی راست‌گویی برای آن باشم

مکان و تاریخ: مقر مجلس اعلای شیعیان در حازمیه.

مناسبت: دیدار رئیس‌جمهور، سلیمان فرنجیه، از مجلس اعلای شیعیان برای تبریک به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص).

منبع: روزنامه های الجریدة و النهار بیروت، 27/4/1972.

متن

جناب رئیس‌جمهور!

از طرف هم? برادرانم به شما می گویم: «اهلاً» در حالی که شما به گفتن این عبارت سزاوارترید، زیرا شما در لبنان و در هر خانه ای، اهل و صاحب آن به شمار می آیید. من و دل‌های همگان هم به شما می گوییم «سهلاً»، زیرا شما مشکلات را سهل و آسان، و ناهمواری ها را هموار کردید. خداوند اراده فرموده است که دور? شما سراسر خیر و آسایش باشد. پس شما به خود و هم? ما بگویید: «اهلاً و سهلاً»[78]

جناب رئیس‌جمهور! سروران گرامی!

ما در اوج حوادث تلخ لبنان و رنج های جهان عرب و در رویارویی با توفان های سهمگین عالم، عید میلاد پیامبر بزرگ اسلام - که درود خدا بر او و خاندانش بادـ و سال‌روز هجرت مبارکش را جشن گرفته ایم. حوادث و رویدادها وقتی به نقط? بحرانی می رسد، فکر و حواس ما را به سوی خود می کشد و سبب می شود که خودمان را فراموش کنیم. ما در وضعیتی به سر می ّبریم که ساخت? دست خود ما نیست بلکه دیگران یا گذشتگان آن را به وجود آورده اند و این خطرناک ترین حالت برای انسان است، زیرا قادر نیست هیچ کاری انجام دهد و مقهور اوضاع و اطرافیان خویش است و این همان مرگ حقیقی در اصطلاح علی(ع) است.

در واقع جشن‌گرفتن چنین مناسبتی، درنگی دردآور و بازگشت به تفکر در خویشتن و نفس است که میراث ارزشمندمان است. ‌در این جشن ها ما دوباره خود را ارزیابی و با آنچه باید باشیم، مقایسه می کنیم و این آغازِ درست و پیشرفتِ درست است. این همان حسابرسی خویش است که به ما فرمان داده اند به آن بپردازیم، پیش از آنکه در پیشگاه تاریخ محاکمه شویم و پیش از آنکه خداوند در روز قیامت ما را حسابرسی کند.

گرامیداشت میلاد پیامبر و هجرت او، گرامیداشت تولد تاریخ درخشان ماست. در این روز بر بال تأمل و تفکر سوار می شویم و با گذشتن از فراز قرن ها و عصرها در پیشگاه روزگار فرود می آییم. از فراز زمان به صفحاتی از حیات امت خود می نگریم که آکنده از بخشش فراوان و خلق تمدن های انسانی و فرهنگ های زنده و پیشرفته است. به روزهایی می نگریم که سرنوشت امت ها در چنین جلساتی رقم می خورد و آزادی آنان از همین تریبون ها سرچشمه می گرفت، بدون اینکه نیرنگ یا خشونتی در کار باشد.

پس از آن به دورانی می نگریم که تمدن و صنعت


[78].?«اهلاً و سهلاً» در زبان فارسی معادل «خوش آمدید» است ولی در متن بالا امام با تعبیری لطیف و با تکیه بر معنای لغوی دو واژ? به کار رفته در این عبارت یعنی «اهلاً» و «سهلاً» مقصود خود را بیان کرده اند. م


اکنون و پس از تجربه های پی در پی، بر ماست که امتیازها و دستاوردهای این نظام را حفظ و کاستی ها و اشکالات آن را برطرف کنیم. در این باره من پیشنهادی دارم که بر دو اصل استوار است:

نخست. ملاک قرار گرفتن شایستگی های فردی در تصدی شغل و منصب، بدون توجه به وابستگی های فرقه ای؛

دوم. تأسیس مجلسی واحد متشکل از نمایندگان هم? فرقه‌های لبنانی که در پایان هر سال گرد هم جمع می شوند و با دقت پیامدهای اجرای اصل نخست و همچنین ستمی را بررسی کنند که ممکن است در اثر این روش و تفاوت فرصت های ناشی از رقابت دموکراتیک هم‌وطنان، به برخی گروه ها وارد شود. وقتی چنین مجلسی وضعیت کلی هم? فرقه‌ها را بررسی کند، نتایج آن با بررسی هایی که مجالس هر فرقه انجام می‌دهند و بر محرومیت همگان تأکید می کند، کاملاً متفاوت است.

می توان گفت: یکی از باارزش ترین نتایج این طرح این است که عالمان دینی و مؤسسه های مذهبی از پرداختن به امور شغلی و استخدامی معاف می شوند و دیگر لازم نیست بندگان خدا را در گروه های مختلف قرار دهند و میان هم‌وطنان تبعیض قایل شوند. این مجلس نیز نمایندگانی از قشرهای مختلف اجتماعی در خود جای می‌دهد تا از حقوق پایمال شد? هر قشر دفاع کنند.

برادران گرامی!

من با امکانات محدود خود تلاش کردم اندیشه ها و برنامه هایی را که ممکن است دستور کار و برنام? نامزدها باشد، مطرح کنم. البته جنب? شخصی را نیز نمی توان در انتخاب نماینده نادیده گرفت، زیرا شخص انسان ضمانت اجرای برنامه ها و نخستین اصل در روابط پارلمانی است.

اما پیش از هم? این‌ها، رفتار هم‌وطنان و نامزدها در زمان انتخابات، پنجره ای است که آیند? نماینده و پارلمان و هم? امت از درون آن دیده می شود؛ روابط فکری و عاطفی پاک میان رأی دهنده و نامزد و میان رقابت کنندگان و طرف‌دارانشان یا روابط مبتنی بر چاپلوسی، رشوه، خدمات شخصی یا روابطی که به خون افراد آلوده می شود و جان انسان ها را می گیرد و مای? دشمنی و کینه توزی می شود. این رفتارها، درهای آینده را به روی ملت ها می گشاید و بذر فردای آن‌ها را در زمین می نشاند و در هم? عمر با آن‌ها همراه می شود. وقتی ذهن ها آرام می گیرد و انسان دوباره به تفکر حقیقی خود بازمی گردد، واقعیتی را می‌بیند که خود ساخته است و به تنهایی مسئولیت رفتارش را به دوش می کشد.

خالصانه ترین دعا و آرزو تقدیم به شما باد.

پس از آنکه امام صدر بیانی? خود را خواند، در پاسخ به یک سؤال گفت که: «این بیانیه را پیش از انتخابات منتشر کرده است تا رأی دهندگان و نامزدها را وادار کند که برنامه های موجود در بیانیه را در پیش بگیرند یا جانشینی برای آن بیابند»، و سپس گفت: «ما با مشکلات متعدی روبه‌روییم و هم‌اکنون زمان حل آن‌هاست.» همچنین در پاسخ به سؤال دیگری گفت: «پس از برگزاری انتخابات، من نمایندگان شیعه را در پارلمان دعوت خواهم کرد تا بیانیه را به آن‌ها بدهم و از آن‌ها بخواهم برنامه های آن را در مجلس دنبال کنند.»

دفترها و شرکت هایی جهانی خواهد شد و مهاجران می توانند بیشتر وقت خود را در داخل میهن و کنار خانواده و فرزندان حضور داشته باشند.

مهاجرت یکی از ارکان اقتصاد و تمدن لبنان است و نباید اجازه داد بدون برنامه ریزی انجام گیرد و در نتیجه بحرانی انسانی پدید آورد. مهاجرت لبنانیان خدمات ارزنده ای به لبنان کرده است و سزاوار نیست آن را به حال خود واگذاریم.

3. موضوع اخلاق

اما دربار? موضوع اخلاق که نخستین پشتوانه و تکیه گاه میهن و زیربنای انسانیت شهروندان و ضمانتی برای تعهدات میهنی آنان است، دیدگاهم را در روز میلاد پیامبر(ص) در همین مکان برای جناب رئیس‌جمهور تبیین کردم. اکنون نیز فرصت را غنیمت می شمارم و بر ضرورت توجه ویژه به آن قبل از آنکه فرصت از دست برود، تأکید می کنم. بعید نیست این عامل، زیربنای حل مشکلات جوانان باشد و البته باید دیگر برنامه های اجتماعی، تربیتی و فرهنگی را نیز در کنار خود داشته باشد.

4. نظام حکومتی لبنان

نظام حکومتی در لبنان، نظام دموکراسی پارلمانی به شکل فرقه ای است. این نظام که مردم لبنان آن را پسندیده اند و جانشینی برای آن نپذیرفته اند، به نظر ما به تغییراتی نیاز دارد تا بتواند پاسخ گوی نیازهای روزافزون باشد و کاستی های موجود در آن را برطرف کند. جنب? فرقه ای در نظام، مانع آن شده است که نیروهای شایسته و کارآمد در جایگاه های مناسب خود به کارگرفته شوند که در نتیجه آرمان ها و اهداف انسانی را محدود می کند و در بسیاری از هم‌وطنان عقده های روانی پدید می آید.

از آن گذشته، نظام فرقه ای، هم‌وطنان را از زمان تولد به دسته های مختلف تقسیم بندی می کند و از همه مهم‌تر باعث می شود آموزه های دینی از محتوای باارزش خود تهی شود و برای ملاک های آسمانی، قیمت های زمینی متفاوتی تعیین شود.

با این همه، تجرب? نظام فرقه ای در لبنان بهترین تجربه برای پیشگیری از بروز مشکلاتی است که در دیگر کشورها ازجمله در ایرلند به وجود آمده است.

تدوین کنندگان قانون اساسی چنین در نظر گرفته اند که نظام فرقه ای از رهگذر دموکراسی، نافرمانی و سرپیچیِ زورمندان را در صحن? زندگی مهار می کند و ضامن فرصت هایی تقریباً یکسان برای هم‌وطنان است، زیرا سهم گروه های محروم را در زمینه های شغلی و برخورداری از بودجه و دیگر امتیازات حفظ می کند.

ولی تجربه، نادرستی این رویکرد را ثابت کرد و آمار بیانگر تفاوت فاحش میان فِرق لبنانی در هم? زمینه هاست تا آنجا که برخی از مناطق حاصل‌خیز و سرسبز نیز به خاطر فرقه‌های ساکن در آن‌ها دچار محرومیت شده اند.

علت شکست این نظام این است که گفت‌وگو و تعامل و توزیع منافع، میان اشخاص صورت گرفته و در نتیجه، عدالت مورد نظر، محدود به همان ها شده است و تود? مردم تنها به انداز? میزان مطالبه از مسئولان و میزان آگاهی از حقوق خود، از آن منافع برخوردار شده اند. تفاوت در میزان آگاهی مردم از حقوق خود و مطالب? آن‌ها در مناطق مختلف باعث شده است که با گذشت ده‌ها سال، هیچ‌چیز تغییر نکرده باشد و تفاوت و تبعیض میان هم‌وطنان به صورت سرنوشتی حتمی باقی مانده باشد. اما

فلسطین؛ واقعیت های انسانی و دینی و تاریخی؛ قطع‌نامه های سازمان ملل متحد؛ آوارگی ملت فلسطین و بیست سال انتظار آنان در اوضاعی دشوار برای بازگرداندن سرزمین هایشان توسط سازمان ملل یا کشورهای بزرگ یا کشورهای عربی و اینکه آنان پس از ناامیدی کامل از هم? راه های مزبور، اسحله به دست گرفته اند؛ تأکید بر این نکته که مقاومت، دسته یا گروهکی خرابکار نیست که لبنان آن‌ها را برای آزار اسرائیل به کار گرفته باشد، بلکه اعضای آن ستم‌دیدگانی‌اند که در پی حق خویش‌اند؛ و تبیین حقیقت بحران اعراب و اسرائیل.

این تحرک تبلیغاتی فراگیر، تأثیر فعالی در حفظ لبنان خواهد داشت و خدمت بی نظیری به اعراب و مسئل? فلسطین خواهد کرد. همچنان‌که به ارتقای موقعیت و جایگاه لبنان و آشکار ساختن ویژگی های فرهنگی و نقش تاریخی آن در فرهنگ جهانی و حفظ صلح کمک خواهد کرد.

در عرص? ملی نیز باید همواره و فعالانه به ساکنان جنوب اطمینان دهیم که لبنان و اهالی لبنان، رنج و مصیبت آنان را درک می کنند. به این ترتیب که رسانه های رسمی، روزنامه ها و مجلات مسئل? جنوب را در اولویت قرار دهند و پیوسته اخبار و گزارش های مربوط به جنوب و نیز طرح ها و نیازهای آن را در صدر برنامه های خود مطرح کنند. همچنین باید کاروان های مسافرتی متعددی با ظرفیت بالا برای بازدید شهروندان مناطق مختلف از جنوب و به‌ویژه مناطق مرزی تدارک دیده شود. در این فضای آکنده از درد و اندوه کنونی، بسیار ضروری است که از مظاهر خوش‌گذرانی و تجمل گرایی و جشن هایی که عواطف مصیبت زدگان را برمی انگیزد و ما را به مشکلات آنان بی اعتنا نشان می دهد، بپرهیزیم.

2. مسائل اجتماعی

در زمین? مسائل اجتماعی و مناطق عقب‌مانده و مهاجرت لبنانیان - که مباحثی تخصصی و فنّی است و به مطالعه و بررسی گسترده نیاز دارد - من بر این عقیده ام که مسئولان برای این مسائل راهکارهای آماده و طرح های بررسی شده ای دارند. من نیز در این باره نظری دارم که می توان آن را در قالب طرحی درآورد. این طرح در پی آن است که بحث مهاجرت را به مثاب? راهکاری دقیق و حساب شده برای حل برخی از مشکلات اجتماعی و جلوگیری از فرار مغزها و اصلاح اوضاع لبنانیان مقیم خارج ارائه دهد.

براساس این طرح، مهاجرت ضرورتی گریزناپذیر است، زیرا سرزمین لبنان کوچک تر از آن است که بتواند پاسخ گوی آرمان‌ها و اهداف بلند مردم بلندهمت خود باشد، هرچند در این راه تلاش و برنامه ریزی های بسیاری انجام گیرد. از این روست که مهاجرت، به درازای تاریخ لبنان قدمت دارد.

بنابراین، بهتر است پژوهشی دربار? نیازهای داخلی و بین‌المللی به تخصص ها و مهارت ها و نیروی کار انجام گیرد تا اطلاعاتی در این زمینه به دست آید و سپس دانشجویان را براساس نیازهای مزبور جهت دهی کنیم و پس از تأمین نیازهای داخلی، نیروهای متخصص را براساس توافق نامه هایی بین المللی در زمین? تعیین حقوق، مدت کار و دیگر جزئیات، به کشورهایی که به آن‌ها نیاز دارند، اعزام کنیم.

از سوی دیگر، وقتی وسایل ارتباطی نو و پیشرفته برای مهاجران و مدیران فراهم شود، به گونه ای که ادار? کارها و منافعشان از همان دفترهای مستقر در لبنان امکان پذیر باشد، در این صورت لبنان مقرّ

بی استفاده مانده است. این بی استفاده‌ ماندن در منطق تمدن ها نوعی احتکار ستمگرانه و بی اعتنایی بی رحمانه است و بنابر مثل معروف، همانند شتری است که در بیابان بر پشتش آب حمل می کند، ولی از شدت تشنگی در حال مرگ است. آیا درست است که ما با وجود آنکه سلاحی بازدارنده داریم و قدرتی که دشمن را وادار به عقب‌نشینی کند، در برابر تجاوزهای اسرائیل هراسان و پریشان باشیم؟

بنابراین، در کنار اجرای فوری برنام? دفاعی تعیین شده، آماده‌سازی هم‌وطنان برای خدمت سربازی، مجهزشدن به سلاح های پیشرفته و آمادگی برای تأمین هزینه های آن - هرچند نیازمند فدارکاری باشد - باید توانایی ها و نیروهای معنوی خود را نیز در جهان به حرکت درآوریم و مجلسی ملی تأسیس کنیم، متشکل از هم? عناصر لبنانی که می توانند از راه دوستی های شخصی، اعتبار و احترام شخصیت ها و مؤسسه های بین‌المللیِ خود، در زمین? جذب افکارعمومی جهان نقشی فعال داشته باشند.

هم? ما از میزان تأثیرگذاری لبنانیان مقیم خارج در کشورهای مهاجرپذیر آگاهیم و لبنانیانی را می شناسیم که با رؤسای دولت‌های عربی و مؤسسه های عمومی و خصوصی در آن‌ها، روابط برادرانه دارند. شاید شما نیز مانند من شخصی لبنانی را بشناسید که وقتی وارد آمریکا می شود، درِ دل‌ها و کاخ ها را به روی او می گشایند و با احترام به سخنان او گوش می دهند و به درخواست او، در همه جا و حتی در کاخ سفید نماز برپا می شود. خانواده‌ای لبنانی را می شناسیم که از وزیر خارج? انگلیس مانند دوستی صمیمی پذیرایی می کنند. لبنانی دیگری سهام دار مؤسسه‌ای بزرگ است که رئیس‌جمهور کشوری بزرگ وکیل آن است. دیگری هر ساعتی که بخواهد درِ خان? رئیس‌جمهور فرانسه را می زند. دیگری مشاور اتحاد جماهیر شوروی در مسائل مهم خاورمیانه است. دیگری به‌راحتی می تواند بورس لندن را دچار نوسان کند و قیمت ها با نظر او بالا و پایین می رود. دیگری تنها کسی بود که پیش از جنگ داخلی، میان نیجریه و بیافرا[77] میانجیگری می کرد و بسیاری دیگر از لبنانیانی که مراکز حساسی را در بسیاری از کشورها در اختیار دارند. لبنانی های بسیاری نیز منافع شخصی رؤسا و شخصیت های برجست? کشورهای آفریقایی و همچنین امیران کشورهای حاشی? خلیج فارس و رؤسای برخی دیگر از کشورها را تأمین می کنند. برخی از مؤسسه های لبنانی نیز نقش مهمی در ارتباطات بین المللی و تجارت جهانی دارند. گذشته از آن، همه می دانند که روابطی دوستانه و تنگاتنگ، مؤسسه های دینی لبنان را به میلیون‌ها نفر از مؤمنان در سراسر جهان پیوند داده است و میان آن‌ها صمیمیت و همکاری و احترام متقابل وجود دارد.

مجلس ملی که چنین عناصری را در برمی گیرد، باید زیر نظر دولت برنامه هایی فراگیر برای پوشش هم? جهان تدوین کند و هر عنصری را با هزین? خاص خود به کشوری مناسب بفرستد تا وضعیت لبنان را با زبان منطق و در پرتو آمار و اسناد توضیح دهد. این فرستاده ها باید موارد زیر را برای آن کشورها تبیین کنند:

امتیازات فرهنگی لبنان؛ اوضاع جنوب لبنان؛ طمع ورزی های توسعه طلبان? اسرائیل به زمین های جنوب با استناد به مدارک و نقشه ها؛ تأثیر تجاوزهای پی درپی بر زندگی هم‌وطنان؛ حقیقت مسئل? محنت بار فلسطین؛ ادعاهای دروغین یهود دربار?


[77].?بخشی از نیجریه که در سال 1967 از نیجریه جدا شد.


مسئل? اجتماعی و به طور خاص مشکلات جوانان و دانشجویان، امروز به گونه ای رخ می نماید که گویا در اوج پیچیدگی و خطر است.

محرومیت در برخی از مناطق و گروه ها به مرحله ای رسیده که کاس? صبر لبریز شده است و یافتن راه‌حلی سریع برای مشکلات آن‌ها ضروری است.

مسئل? لبنانیان مقیم خارج، این عرص? پرخیر و پرتلاش، این بال بزرگ از بال‌های وطن، رفته‌رفته با دشواری هایی روبه‌رو می‌شود و نابودی و ازهم گسیختگی آن را تهدید می کند. برای نمونه، وضعیت مهاجران لبنانی در نیجریه در آستان? فاجعه است. اخلاق با سرعتی سرسام آور به سوی انحطاط و تباهی به پیش می رود.

و سرانجام، نظام حاکم در لبنان، به مسئل? مورد بحث در میان هم‌وطنان تبدیل شده است، به گونه ای که بسیاری از آنان در این مسئله تردید پیدا کرده‌اند که این نظام، بهترین گزینه برای لبنان و تداوم صلح و شکوفایی در آن باشد. این‌گونه چالش ها شهروند لبنانی را در برابر مسئولیتی سنگین قرار می دهد که بی مبالاتی و مسامحه در برابر اوضاع را بر او حرام می کند و اهتمام هوشیارانه و هوشمندان? او را برای نقش آفرینی در تعیین سرنوشت کشور و پاسداری از عزت آن و نیز تلاش برای رشد و توسع? آن را از رهگذر انتخاب نامزدهای صالح برای نمایندگی پارلمان، بر او واجب می کند. وضعیت کنونی اقتضا می کند که رأی دهندگان هم? ملاحظات را کنار بگذارند و مثلاً به خدمت های جزئی و خاصی که نامزدی انجام داده یا اعتماد شخصی به یک نفر بسنده نکنند و مصرّانه از نامزدها بخواهند که برنام? کاری خود و راه‌حل هایی را که برای این مشکلات در نظر دارند، آشکارا اعلام کنند و با تنظیم منشوری که بیانگر مواضع و فعالیت های آنان در پارلمان آینده باشد، بر پایبندی بر اجرای برنامه های خود تأکید کنند.

از این رو، من در این جلسه، باکمال اخلاص و فروتنی، چند نمونه از این راه‌حل ها و راهکارها را مطرح می کنم. این راهکارها را کمیته های تخصصی در مجلس اعلای شیعیان برای برخی از چالش های موجود ارائه کرده‌اند و من در سه سال گذشته چندین بار و در چندین مناسبت آن‌ها را اعلام کرده ام. اکنون نیز آن‌ها را اعلام می کنم تا کار نامزدها و رأی دهندگان آسان شود، به گونه ای که یا این راهکارها را در پیش بگیرند و یا پیش از برگزاری انتخابات جانشینی برای آن‌ها پیشنهاد کنند.

1. مشکل جنوب لبنان

این مشکل پیچیده دارای ابعاد محلی، عربی و جهانی است و به اقداماتی چندجانبه، مستمر و مخلصانه و همچنین به امکاناتی فراوان در حد امکانات اسرائیل و بلکه بیشتر از آن نیاز دارد؛ اسرائیلی که بر طبق اسنادی محکم و تردیدناپذیر، چشم طمع به سرزمین ما دوخته است.

به لطف خداوند، لبنان دارای توانایی های پیشرفت? امروزی و نیروهای بشری است که برتر از امکانات بسیاری از کشورهای بزرگ جهان است. مردم لبنان اگر بخواهند، می توانند این امکانات را به کار بگیرند و این نیروها را به حرکت درآورند و از کشورشان دژی مستحکم بسازند تا دشمن به آن طمع نورزد و حتی کشورهای دوست و برادر نیز از آن کمک بخواهند.

ولی این امکانات عظیم در حال حاضر راکد و

سند شمار? 14-04-72

موضوع: بیانیه ـ رفتار هم‌وطنان و نامزدها پنجره ای است که آینده را از درون آن می توان دید

مکان و تاریخ: مجلس اعلای شیعیان.

مناسبت: فرارسیدن زمان انتخابات پارلمانی در لبنان.

منبع: روزنام? الحیاة بیروت، 14/4/1972.

متن

امام صدر در این بیانیه خطاب به نامزدها و رأی دهندگان مسائل و نکاتی را مطرح کرد و به مشکلات لبنان پرداخت که عبارت اند از: مشکل جنوب لبنان، مسئل? اجتماعی، مشکل مناطق محروم و مشکل نظام فرقه ای. وی راهکارهایی نیز برای حل این مشکلات ارائه داد.

قصد داشتم این بیانیه را که خطاب به وجدان مردم لبنان است، به بعد از این دوره موکول کنم، زیرا انتخابات پارلمان و مقدمات و پیامدهای آن بر هم? مسائل سایه افکنده است. مهم‌ترین علل این تصمیم عبارت بودند از:

1. اوضاع کنونی به گونه ای است که به هم? فعالیت ها و بیانیه ها رنگ انتخاباتی می دهد و باعث می شود در اذهان مردم لبنان با رویکرد انتخاباتی تفسیر و تحلیل شود.

2. از طرفی اینکه زمینه را برای رأی دهنده فراهم کنیم تا از هم? صلاحیت های خود استفاده کند، روحی? احساس مسئولیت را به طور کامل در او رشد می دهد.

3. موقعیت من در مقام رئیس مجلس اعلای شیعیان حکم می کند که بر بی طرفی کامل پافشاری کنم و از هرگونه اقدامی که ممکن است دخالت به نفع شخص یا گروهی تلقی شود، پرهیز کنم، تا این مکان میعادگاه همگان با گرایش ها و دیدگاه های مختلف باشد.

ولی آنچه مرا بر آن داشت که اکنون با شما سخن بگویم، این است که ملت لبنان این روزها در موقعیتی حساس قرار دارد که شاید از حساس ترین موقعیت های سرنوشت ساز در تاریخ لبنان باشد؛ موقعیتی که نمی توان و نباید آن را نادیده گرفت، زیرا دشواری ها و چالش هایی وجود دارد که می طلبد هوشیار و بی طرف و شجاع باشیم.

جنوب لبنان، این سرزمین عزیز که از سپیده دم تاریخ تاکنون به لبنان و جهان بهترین خدمت ها، بزرگ ترین افتخارها و گران‌بها ترین همکاری ها را تقدیم کرده است، هم‌اکنون با فاجعه ای دردناک و وصف ناپذیر روبه‌روست و ساکنانش با ترس و درد و اندوه دست به گریبان‌اند.

در عیناتا وقتی کماندوهای اسرائیلی به دهکده حمله ور می شوند، دختری به آغوش پدر بزرگوارش می گریزد و هراسان به او می گوید: بگذار در زیر عبای تو پوشیده باشم و بمیرم. این صحنه‌ای خاص است، ولی تصویری روشن از احساس شهروند لبنانی در جنوب را نشان می دهد؛ احساسی که اندک اندک به ناامیدی تبدیل شده و فرصت طلبان نیز آن را به افکار منفی و نامطلوب تبدیل کرده اند.

این مشکل نزد ما به‌خصوص، بسیار پیچیده است و عوامل گوناگونی به آن دامن می زنند و سیاست های ملی و محلی و جهانی در آن تأثیر می گذارند. از این رو، هم‌وطنان حق دارند که وظیف? خود را به طور دقیق ندانند. آنچه سخن مرا تأیید می کند این است که در حمل? پیشینِ اسرائیل در سال 1970 که به آوارگی گسترد? مردم انجامید، وقتی از هم‌وطنان خواسته شد اعتصاب عمومی کنند، همگی به طور خودجوش و با فراگیری بی نظیری به آن پاسخ گفتند. این نشان‌دهند? آن است که وقتی از شهروند لبنانی بخواهند تا مسئولیت بپذیرد، به هیچ?وجه کوتاهی نمی کند.

2. در مناسبت های گذشته چندین بار گفته ام که ما در لبنان به خدمت سربازی نیاز داریم و باید جامعه ای جدی و سخت کوش بسازیم، نه جامعه ای رفاه طلب و خوش‌گذران؛ و این به برنامه ریزی فرهنگی و تبلیغاتی و اخلاقی نیازمند است.

در مورد مفهوم سرزمین و میهن نیز باید گفت هم‌وطنان این مفاهیم را درک می کنند. تنها باید این درک را رشد داد و ابراز کرد و این امر وقتی تحقق می یابد که عدالت اجتماعی برقرار شود و شهروند حس کند از نعمت وطن برخوردار است و در سرزمین خود با عزت و سربلندی زندگی می کند و شهروند درجه دو نیست.

شاید تعجب کنید اگر بگویم من در برخی از سخنرانی هایم خواستار لغو نظام فرقه ای شده ام، در حالی که ایمان دارم تعدد فرقه‌ها برای لبنان مای? خیر و برکت است و بلکه برجسته ترین امتیاز لبنان به شمار می آید. با این حال معتقدم نظام فرقه ای در تأمین عدالت اجتماعی ناتوان بوده است.

شهروند لبنانی از مسئولان انتظار معجزه ندارد، زیرا سختی ها را درک می کند، ولی تبعیض میان مناطق، گروه ها و شهروندان را نمی پذیرد. اگر این خواست? او را برآورده کنیم و سپس او را به وسیل? خدمت سربازی از زندگی سراسر خوش‌گذرانی و رفاه طلبی و بیهودگی بیرون کشیم، آن‌گاه شهروندی ساخته ایم که سزاوار آن است که کشورش لبنان باشد، یعنی سرزمین جمال و جلال؛ کشور شمشیر و دانش.

3. منطق? جنوب برعکس آنچه در سؤال آمده است، غنی ترین منطق? لبنان از نظر کشاورزی (آب و خاک) و گردشگری و باستانی است و حتی از نظر نیروی انسانی نیز چیزی کم ندارد. شاید منظور شما از فقیر بودن منطقه، نبود آبادانی و عمران در آن است. این واقعیت دارد، ولی آیا نمی بینید برای منطقه ای که بیشترین سهم را به خزان? دولت می پردازد و بخش عمده ای از درآمد ملی را تأمین می کند، حتی به انداز? دیگر مناطق نیز از این دو منبع هزینه نمی شود؟ آیا فکر نمی کنید حمایت از این منطقه حتی از دیدگاه مادی گرایان نیز مهم تر و سودآورتر باشد؟

درد و رنج مردم جنوب عمیق تر از آن است که تصور شود، ولی مشکل آنان در حال حاضر این است که از عنصر تغییر و دگرگونی بی بهره اند و توانایی آن را ندارند. امیدوارم خدمات و اقدامات رسمی در این زمینه انجام گیرد تا تغییراتی مفید و سازنده پدید آید و موجب فعالیت و شادابی بیشتر هم‌وطنان و سربلندی میهن شود.

سند شمار? 12-03-72

موضوع: مصاحب? مطبوعاتی ـ ای جنوب! چرا تو برای ما مهمی؟

مکان و تاریخ: بیروت.

مناسبت: افزایش تجاوزهای اسرائیل به جنوب، به‌ویژه منطق? عرقوب، بدون آنکه کسی در دولت یا هیئت ها یا هم‌وطنان به آن توجه کافی کند.

منبع: ضمیم? روزنام? النهار بیروت، 12/3/1972؛ روزنام? النضال بیروت، 16/3/1972.

متن

به قلم انیسه طباره:

بحث جنوب که تیتر روزنامه هاست برای برخی از گروه ها در لبنان بحثی درجه دوم است. این گروه ها کیستند؟ این‌ها شهرنشینان‌اند. در طول مدت اشغال سرزمین های کشور به دست اسرائیل، کار عشرتکده ها، سینماها و قهوه خانه ها متوقف نشد و شهروندانی که به رفت و آمد در این محل ها عادت کرده اند، در طول جنگ این عادتشان تغییری نکرد و چنان سرگرم تفریحات خود بودند که گویا در مرزها هیچ اتفاقی نیفتاده است. علت این برخورد سرد بیشتر شهرنشینان چیست؟ با گذشت یک هفته، مردم آنچه را رخ داده، فراموش کرده اند و مسئولان نیز آسوده خاطرند… چرا مردم زود فراموش می کنند؟ آیا بدین علت که از سخن‌ گفتن خسته شده اند؟ یا عواطفشان از بین رفته است؟ یا امور خود را به خداوند واگذار کرده اند، زیرا واگذاری امور به مسئولان همواره آنان را به نقط? اول باز می گرداند؟

از این رو، چند سؤال زیر را نزد برخی دلسوزان مطرح کردم:

1. تحلیل شما از برخورد سرد بیشتر لبنانیان با هرگونه تجاوز به مرزها و به طور خاص با تجاوز اخیر به عرقوب چیست؟

2. به نظر شما وظیف? حکومت برای آموزش و جهت دهی به هم‌وطنان، به گونه ای که مفهوم سرزمین و وطن را درک کنند چیست؟

3. آیا به نظر شما فقیر بودن منطق? جنوب در بی اعتنایی عمومی به آن نقش دارد؟

پاسخ های امام موسی صدر چنین بود:

1. من مایلم با این مسئله مخالفت کنم، زیرا اگر چنین باشد، نشان‌دهند? پیامدهای خطرناک و منفی و همچنین ضعف روحی? میهن دوستی در لبنانیان است و من این را قبول ندارم. وقتی به همسایه‌ای حمله می شود، هر شهروندی نگران و بیمناک می شود، چه رسد به اینکه به منطقه ای عزیز از کشورش حمله شود.

بی تردید فرقه گر‌ایی، منطقه گرایی و حزب گرایی در شکل های گوناگون آن، در همبستگی لبنانیان و جدیت آنان در پیگیری اخبار و توجه سریع اثر گذاشته است، به اعتقاد من آنچه ملت لبنان در این مدت و یا همیشه نیاز دارد، پیگیری اخبار و اهتمام به امور است. به نظر من شهروندان عادی فاجعه را درک کرده اند، ولی نتوانسته اند احساس خود را به آن ابراز کنند و نمی دانسته اند در برابر این مشکل چه وظیفه ای دارند. این وظیف? رهبران و رؤساست که از هم‌وطنان بخواهند خدمت مشخصی انجام دهند.

است، خطر هم خیلی بوده. بنده یک‌بار صبح بلند شدم و دیدم بالای رخت‌خوابم کسی آمده و کیف مرا برداشته، با اسلحه، نصف‌شب. این طور خطرها بر من خیلی گذشته است، ولی خداوند حفظ کرده است و حفظ خواهد کرد. تازه اگر نکند هم ، فدای سر زنده‌ها و خون ما از خون امام حسین(ع) و فرزندانش و اصحابش که رنگین‌تر نیست. مقصود من این است که سربازی که برمی‌گردد، البته مورد تقدیر و محبت و دعا و نصیحت رهبران و سروران و برادرانش قرار می‌گیرد. والسلام علیکم ورحمة الله.