خودم و شما می خواهم که هریک از ما سرباز و اسلحه و سدی استوار و بمبی آتش زا در برابر دشمن باشیم. از خودم و شما می خواهم که دژی مستحکم برای محافظت از کشور عزیزمان و سلاحی گرم در دفاع از آن باشیم و همگی برای خدمت به رنج‌دیدگان و محافظت از کشور به‌پا خیزیم که بی گمان «اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا.»

امام صدر در ادامه گفت: «برادرانِ شما در کشورهای خلیج چه در سطح دولت ها و چه در سطح ملت ها با قلب و عواطفشان در کنار شما ایستاده اند… زبان من قادر به سپاسگزاری نیست و در عین حال سپاسگزاری نیز برای شما کافی نیست. با خداوند پیمان می بندم که در راه خدمت به این کشور تلاش کنم.»

پس از آن امام از مردم خواست پراکنده شوند و گفت: «سپاس و دعای خود را به شما تقدیم می کنم و جز دعا کردن برای شما و جناب رئیس‌جمهور - که می خواهیم او را همواره پدری برای همگان ببینیم - کاری از من برنمی آید.»

21/3/1973

[الحیاة]

پطرس دیب، مدیرکل نهاد ریاست‌جمهوری، با امام صدر دیدار کرد و از زبان رئیس‌جمهور بازگشت همراه با سلامتی امام را به ایشان تبریک گفت. برخی از وزرا و نمایندگان نیز با امام دیدار کردند.

23/3/1973

[سند شمار? 23-03-73]

امام صدر در گفت‌وگویی جامع با روزنام? الحیاة دربار? مسائل مختلف کشور و نقش مجلس اعلای شیعیان در حل آن‌ها توضیحاتی داد و گفت مجلس طرحی برای خدمت رسانی به مناطق محروم تدوین کرده است و برای حل مشکل معلمان اخراج‌شده نیز میانجی گری خواهد کرد و برای پایان دادن به مشکل کشت‌کاران توتون نیز طرح جامعی ارائه کرده است. وی گفت: «در مورد مسئل? تعطیلی روز جمعه راه‌حلی یافته است که هم مسلمانان و هم مسیحیان را خشنود خواهد کرد، بدون اینکه هیچ چالشی به وجود آورد.»

24/3/1973

[الحیاة]

سیّد رضا صدر، یکی از علمای بزرگ ایران و برادر بزرگ‌تر امام موسی صدر، از تهران به بیروت آمد و در فرودگاه مورد استقبال امام صدر قرار گرفت.

28/3/1973

[الحیاة]

امام صدر در 26 ماه جاری با رئیس‌جمهور دیدار کرد و مسئل? معلمان اخراج‌شده را با او در میان گذاشت. در این دیدار که مثبت و سازنده بود، امام صدر از معلمان اخراج‌شده خواست پانزده روز مهلت دهند و به هیچ اقدام اعتراض‌آمیزی دست نزنند. وی به آنان اطمینان داد که هم? تلاش خود را برای حل مسئل? آنان به کار گیرد و به‌ویژه برای صدور حکمی در مجلس شورای دولت شتاب کند، زیرا تنها راه برای حل این مسئله همین است.

29/3/1973

[الحیاة]

استاد محمد قره علی، به افتخار حضور سیّد رضا

امام صدر در گفت‌وگو با نشری? صوت الخلیج کویت به تبیین معنای مذاهب و تفاوت‌های میان آن‌ها پرداخت و بر امکان یک‌پارچه‌سازی شعایر میان مذاهب تأکید کرد و ابراز کرد که سوداگران مذهبی رونق کالای خود را در ایجاد اختلاف و تفرقه می‌بینند. او همچنین به این نکته اشاره کرد که طمع‌ورزی‌های بین‌المللی و پیشرفت‌های سریع، بر اعتقادات مردم خلیج تأثیر می‌گذارند.

17/3/1973

[الحیاة]

مجلس اعلای شیعیان اعلام کرد: امام صدر پس از سفر دوره ای به برخی از کشورهای خلیج، روز یکشنبه هجدهم ماه جاری، با هواپیمایی اختصاصی که در اختیار ایشان قرار داده شده است، از کویت به لبنان بازخواهد گشت.

19/3/1973

[لسان الحال]

امام صدر که پس از ادای فریض? حج در سفری دوره ای، به کشورهای عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحد? عربی و کویت رفته بود، با هواپیمایی اختصاصی از کویت به بیروت بازگشت و در فرودگاه مورد استقبال پی‌یر حلو، وزیر صنعت و نفت، به نمایندگی از رئیس‌جمهور، شماری از وزرا و نمایندگان، محمد العدسانی، سفیر کویت در لبنان، بسیاری از علما و جمعیت انبوهی از هم‌وطنان قرار گرفت. در واقع امام مورد استقبال رسمی و مردمی قرار گرفت. شمار جمعیتی که برای استقبال گرد آمده بودند، به ده‌ها هزار نفر می رسید که از جنوب، بقاع، بیروت و اطراف آن و دیگر مناطق آمده بودند و جایگاه ها و سالن و بلوار فرودگاه را پر کرده بودند.

پی‌یر حلو، که به نمایندگی از رئیس‌جمهور برای استقبال آمده بود، به طور رسمی امام را تا مقر مجلس اعلای شیعیان در حازمیه همراهی کرد. جمعیت استقبال‌کننده چندین بار اتومبیل حامل امام را در مسیر، متوقف و در برابر آن گوسفند قربانی کردند. ازدحام جمعیت به قدری بود که پیمودن فاصل? فرودگاه تا حازمیه بیش از یک ساعت و نیم به طول انجامید.

اهالی روستاهایی که در مراسم استقبال شرکت داشتند، پلاکاردهایی با خود حمل می کردند که بیانگر آن بود که به امام دلبستگی دارند و ایشان را نخستین مرجع شیعه در لبنان می دانند. پلاکاردهای بسیاری نیز در طول مسیر فرودگاه تا حازمیه در تجلیل از فعالیت های مؤمنان? فکری و فرهنگی امام صدر نصب شده بود.

امام صدر از روی پشت بام فرودگاه در سخنانی خطاب به جمعیت گفت: «برادران گرامی! سلام علیکم و?رحمة‌الله. زبان من قادر نیست از این عواطف پاک و باارزش تشکر کند و فکر نمی کنم عواطفی که امروز و هر روز از خود نشان می دهید با تشکر جبران‌شدنی باشد. سپاسگزاری من در این است که هم? وجود ضعیف و ناتوان خود را در کنار رنج‌دیدگان و مستعضفان برای پاسداری از این کشور پاک و ارتقای جایگاه آن در سطح بین المللی صرف کنم، هرچند این کشور و مردم آن جایگاه بالایی در جهان دارند.»

وی افزود: «آنچه امروز از ما انتظار می رود این است که در این اوضاع حساس از زندگی خود و امت، در یک صف کنار هم بایستیم و با تجاوزکاران جاه طلب و غاصب در مرزهای جنوبی مقابله کنیم. از

الف. امام صدر در بیستم ماه جاری، منامه را به مقصد قطر ترک کرد. در مراسم بدرق? ایشان شیخ خالد آل‌ خلیفه، وزیر دادگستری، و ابراهیم العریضی، رئیس مجلس مؤسسان، و برخی از علما و نمایندگان حضور داشتند.

25/2/1973

[الجریدة]

ب. امام صدر وارد قطر شد و شیخ عبدالله الأنصاری، به نمایندگی از امیر قطر، مارسل نمور، سفیر لبنان در قطر، شیخ عیسی خاقانی، رئیس مجلس شرع جعفری، نمایند? الازهر در قطر و نمایندگان سودان در فرودگاه از ایشان استقبال کردند. پس از آن امیر قطر، شیخ خلیفه‌بن‌حمد آل‌ثانی، از امام صدر استقبال کرد و ضیافت ناهاری به افتخار ایشان ترتیب داد. امام با شیخ سخیم بن‌حمد آل‌ خلیفه، وزیر امور خارجه، نیز ملاقات کرد. ایشان در طی حضور خود در قطر با بسیاری از شخصیت های رسمی و سفرای کشورهای عربی و اسلامی دیدار کرد و علاوه بر بازدید از آموزشگاه دینی در دوحه، از فعالیت های آن آگاهی یافت و در سخنانی، رهنمودهایی ایراد کرد. مارسل نمور، سفیر لبنان در قطر، و جهاد مرتضی، کنسول لبنان نیز ضیافتی به افتخار حضور امام ترتیب دادند که شماری از شخصیت های رسمی در آن حضور داشتند. امام سخنرانی هایی در حسینیه های جهرمی‌ها، لاری‌ها، بحرینی‌ها و کراچی‌ها ایراد کرد.

27/2/1973

[الحیاة]

به دعوت شیخ زایدبن‌سلطان آل‌نهیان، رئیس دولت امارات متحد? عربی، امام صدر قطر را به مقصد دبی ترک کرد و شیخ محمدبن‌خلیفه آل‌مکتوم، به نمایندگی از امیر، احمد سلطان‌بن‌سلیم، وزیر امور خلیج، شیخ محمدمهدی حلیم، شیخ عبدالجبار ماجد، رئیس اوقاف و رئیس‌دفتر امیر و مدیر تشریفات در فرودگاه از ایشان استقبال کردند. امام با نایب‌رئیس دولت امارات متحد? عربی، شیخ راشدبن‌سعید المکتوم، دیدار کرد و در ضیافتی حضور یافت که حاکم دبی به افتخار ایشان ترتیب داده بود. این دیدار چهار روز به طور انجامید و پس از آن امام عازم ابوظبی شد.

11/3/1973

[القبس]

امام صدر دیروز برای دیداری رسمی و هفت روزه وارد کویت شد و شیخ عبدالله جابرالصّباح، مشاور امیر، سیّد محمد العرابی، رئیس‌کل تشریفات و شماری از شخصیت های رسمی و سلطنتی در فرودگاه از ایشان استقبال کردند. ساعت ده امروز امام با جناب امیر دیدار خواهد کرد.

??/?/????

[سند شمار? ??-?-??]

روزنام? السیاسة کویت گفت‌وگویی طولانی با امام صدر انجام داد. در این گفت‌وگو مشکلات هم? مسلمانان و نگرانی‌های کشورهای خلیج از تجهیز نظامی ایران و وضع مقاومت فلسطین در جنوب مطرح شد.

??/?/????

[سند شمار? ??-?-??]

علمی و فناوری در اتحاد جماهیر شوروی، به‌ویژه در زمین? پیش‌گیری های بهداشتی ابراز شگفتی کرد و به توجه دولت به مکان های دینی و احترام شعایر مذهبی نیز اشاره کرد. وی از حمایت اتحاد جماهیر شوروی از ملت های جهان عرب برای تقویت صلح جهانی تجلیل کرد.

7/2/1973

[اخبار البحرین ـ شمار? 58 ]

امام صدر به منظور سفر رسمی دوره ای چند روزه‌ای، دیروز از عربستان سعودی به بحرین رفت. در بیانیه ای رسمی آمده است شیخ حمدبن‌عیسی آل‌خلیفه، ولی‌عهد بحرین و جانشین امیر، از امام صدر استقبال کرد. در مراسم استقبال از امام در فرودگاه بین المللی بحرین، جناب سیّدیوسف رحمة الدوسری، رئیس دیوان امیری، نیز حضور داشت.

11/2/1973

[الحیاة]

خبرگزاری سعودی گفت‌وگویی را که با امام صدر در بحرین انجام داده بود، منتشر کرد. در این گفت‌وگو امام صدر ضمن تبیین نظر خود دربار? مراسم حج گذشته، تلاش ها برای خدمت رسانی به میهمانان الهی را تحسین کرد و گفت: «خداوند ملک فیصل را به مقام خادم حرمین شریفین مفتخر ساخته و ایشان نیز به بهترین وجه این امانت را ادا کرده است.» وی افزود: «در مدتی که برای ادای حج در کشور عربستان بودم افتخار دیدار با ملک فیصل را پیدا کردم و همان‌گونه که انتظار داشتم ایشان را شخصی یافتم که دغدغ? امت خویش را دارد و دربار? بهترین راهکار برای برطرف‌کردن مشکلاتی سخن می گوید که در نتیج? دور شدن مسلمانان از مبانی دین گران‌قدر خود، بر امت عرب حکم‌فرما شده است. ایشان همواره خاطرنشان می کرد که پیروزی این امت فقط در بازگشت به کتاب خدا و سنت پیامبر است.»

15/2/1973

[آرشیو مجلس اعلای شیعیان]

امام صدر در پانزدهمین جلس? مجلس مؤسسان بحرین شرکت کرد و رئیس مجلس، ابراهیم العریضی، از طرف نمایندگان به ایشان خوشامد گفت و تأکید کرد ملت و دولت بحرین برای لبنان و لبنانیان احترام قایل‌اند. وی اقامت خوبی را برای امام صدر آرزو کرد. پس از آن، امام در مراسمی که به مناسبت روز عاشورا برگزار شده بود، حضور یافت و سخنرانی کرد. امیر حمدبن‌عیسی آل ‌خلیفه، ولی‌عهد و وزیر دفاع، ضیافتی به افتخار حضور امام ترتیب داد که در آن العریضی، شماری از امیران، وزرا، اعضای مجلس مؤسسان، علما و مسئولان بلندپایه حضور داشتند. در این مراسم، امیر از طرف نیروهای مسلح بحرین هدیه ای نمادین به مردم جنوب اعطا کرد که نشان‌دهند? حمایت بحرین از آنان بود. پس از آن امام با شرکت در مراسم انجمن فارغ‌التحصیلان، در موضوع «جامعه در حلق? ایمان و سکولاریسم» سخنرانی کرد. همچنین امام صدر ضیافت عصرانه ای به صرف چای به احترام رئیس مجلس مؤسسان و علما و وزرا ترتیب داد و دربار? نقش لبنان در سازندگی و در جنگ با اسرائیل و روابط آن با کشورهای عربی و مشکل جنوب و پایداری مردم آن سخن گفت.

25/2/1973

[الحیاة]

کتاب های ملل و نحل به فرهنگ خدمت کردند ولی به انسانیت خدمتی نرساندند. در غیاب مردم، آنان را به خاطر مذهب هایشان محاکمه کردند. بسیاری از آنان به فعالیت های تبلیغی رو آوردند و ایمان دیگر مردم را به مذاهبشان تضعیف کردند و جانشینی برای آن معرفی نکردند. به شبهه افکنی ها و نگرانی ها دامن زدند و دیگران را به تعصب و انفعال وادار کردند و موانع سختی را در برابر گروه هایی از مردم قرار دادند تا از مرتد شدن آنان جلوگیری کنند.

این دو شیو? گفت‌وگو و به‌ویژه شیو? دوم، تا امروز ادامه یافته است و پیامدهای دردناکی را در عرص? تمدن و ارزش های معاصر به دنبال داشته و موجب شده است بسیاری از نیروهای خیّر و نیکوکار راکد بمانند و بسیاری دیگر شکوفا نشوند. ولی با این همه، اخیراً شیوه ای دیگر از گفت‌وگو پدید آمده است که افتخار می کنم آن را شیو? لبنانی در گفت‌وگو یا شیو? نهاد هم‌اندیشی لبنان بنامم. در این شیوه به انسان احترام می گذاریم و دیدگاه و عواطف و عمل او را محترم می َشماریم و خود را قیّم او نمی دانیم و از طرف او سخن نمی گوییم و به ستمگران - این معبودان زمینی - اجازه نمی دهیم خواست و اراد? خود را به او تحمیل کنند و انسان ها را براساس منافع و مصالح فردی خود در دسته های مختلف قرار دهند و از او مانند ابزاری برای رسیدن به این منافع یا کالایی برای تجارت یا کسب افتخار یا جاودانگی مادی بهره برداری کنند.»

12/1/1973

[الحیاة]

ب. امام صدر با آرزوی عیدی باشکوه برای هم? لبنانیان، دیروز برای ادای حج عازم مک? مکرمه شد.

14/1/1973

[الحیاة]

در اصلاحی? قانون سامان‌دهی امور شیعیان، پیشنهاد شده است ریاست مجلس اعلای شیعیان مادام‌العمر باشد. همچنین دربار? اصلاح قانون دادگاه های شرعی جعفری پیشنهاد شده است که رئیس مجلس اعلای شیعیان نیز به عنوان نمایند? شیعیان و مجلس اعلا در کنار مفتی اهل‌سنت لبنان، عضو شورای عالی قضاوت شرعی باشد و او مرجع دریافت گزارش های مربوط به دستگاه قضای جعفری و همچنین مرجع تعیین مدعی‌العموم و بازرسان دادگاه های شرعی جعفری باشد، البته بر طبق شرایطی که با اهمیت آن مسئولیت ها تناسب داشته باشد. هیئت دولت کمیته ای متشکل از وزرای کار، دارایی، دادگستری و اقتصاد، آقایان کاظم الخلیل، فؤاد نفاع، بشیر الأعور و انور الصبّاح را برای بررسی پیشنهاد این قانون تعیین کرده بود.

25/1/1973

[الجریدة - الخواطر]

امام موسی صدر با ملک فیصل، پادشاه سعودی، دیدار کرد. در این دیدار دربار? تلاش های ملک فیصل برای ایجاد وحدت میان مسلمانان و به ویژه در مورد مقدسات اسلامی در شهر عربی قدس گفت‌وگو شد و ملک فیصل بر اهمیت یک‌پارچگی مسلمانان در برابر تلاش های اسرائیل برای تفرقه افکنی میان مسلمانان تأکید کرد.

2/2/1973

[سند شمار? 02-02-73]

امام صدر در گفت‌وگو با مجل? المدار از پیشرفت های

6/1/1973

[الحیاة]

در دارالفتوا جلسه ای با حضور شیخ حسن خالد، امام صدر، شیخ محمد ابوشقرا، صائب سلام، نخست‌وزیر و از وزرا آقایان کاظم الخلیل، سلیمان العلی، انور الصباح، جمیل کبی و نزیه البزری تشکیل شد. در این جلسه دربار? سه محور بحث شد:

1. تعطیل شدن روز جمعه؛

2. انحطاط اخلاق عمومی؛

3. وضعیت مسلمانان و ارتباط آن با دولت.

شیخ خالد گفت: او کمیته ای را که مسئل? لزوم تلاش دوباره برای تعطیل‌ شدن روز جمعه را پیگیری می‌کند، به حضور پذیرفته و گفته است: مسلمانان در انتظارند که دولت موضع خود را مشخص کند و او این موضع را در دیدار با مسلمانان در عید آینده به اطلاع آنان برساند. امام صدر و شیخ ابوشقرا نیز دربار? مسئل? اخلاق صحبت کردند و انتقادات خود را از موضع دولت و نیز راهکارهای اصلاح امور برشمردند. امام صدر گفت: «هیچ‌کس نمی تواند در برابر ادام? وضعیت کنونی ساکت باشد و حکومت باید اقدامات لازم برای اصلاح وضعیت اخلاقی را انجام دهد.» آقای صائب سلام در پاسخ گفت: «مسئل? اخلاق مسئله‌ای عمومی است و فقط به اجتماع کنندگان یا مسلمانان اختصاص ندارد و دولت در حدود اختیارات خود برای اصلاح این وضع مصمم است و آمادگی دارد برنامه ها و طرح های رهبران را اجرا یا تأیید کند و در اصلاح اوضاع نیز همکاری لازم را انجام دهد.»

6/1/1973

[سند شمار? 07-01-73]

امام صدر در روزنام? الحیاة مقاله ای دربار? حج و عید نوشت. در این مقاله آمده است: «پیام عید قربان با روش کسانی که آن را جشن می گیرند و گرامی می دارند، متفاوت است. عید به آنان می گوید کسی که می گیرد ولی نمی بخشد مرده است و امتی که در ساختن انسانیت نقش نداشته باشد و فقط با تکیه بر تلاش و عطای دیگران زندگی کند، از زمر? امت‌ها بیرون است و سرنوشت آن بدون دخالت اراده اش رقم می خورد.»

12/1/1973

[سند شمار? 12-01-73]

الف. امام صدر در دهم این ماه در مناظر? پنج جانبه‌ای شرکت کرد که در آن پدر یواکیم مبارک، کشیش جورج خضر، پدر دوبره لاتور، دکتر یوسف ایبش و خانم خالده السعید حضور داشتند. این مناظره دربار? «مسیحیت و اسلام» بود که نهاد هم‌اندیشی لبنان (الندوة اللبنانیة) آن را در سالن کنفرانس وزارت آموزش و پرورش برگزار کرده بود. امام صدر در این مناظره گفت: «جهان شاهد انواع ملاقات ها و مناظره ها میان پیروان مذاهب است ولی بیشتر این ملاقات ها، مای? اندوه و افسوس است. آنان به اختلاف ادیان آسمانی دامن زده و بهشت را برای خود احتکار کرده اند و ادیان آسمانی را نیز در پرتو منافع زمینی خود تقسیم بندی کرده اند که در نتیجه، جنگ‌ها و کشمکش های کلامی و انحصارطلبی و بی اعتمادی پدید آمده و به آفریدگار صفات آفریدگان را نسبت داده‌اند، با وجود آنکه حتی یک روز نیز برای آفریدگان احترامی قایل نبوده اند.

از زمان های گذشته برخی به دیدارهای گفت‌وگومحور پرداختند و برخی از آنان با تدوین

و در ساخت زندگی و جامعه مشارکت کند… ما در سوگ آزادی‌ای نشسته‌ایم که از آن تعریف و تمجید می کنند؛ از آزادی در رفتار، آزادی در همه‌چیز، آزادیِ رهایی از هرگونه پایبندی و تعهد؛ پایبندی و تعهدی که از زندگی معاصر رخت بربسته است.

می خواهند انسان را به کجا برسانند؟ به آزادی مطلق؟ آزادی از چه؟ آزادی از مسئولیت یعنی شانه ?خالی کردن از مسئولیت، یعنی از بین رفتن انسانیت در انسان.

انسانی که به آنچه بر او واجب است یا بر عهد? او گذاشته شده است پایبند و متعهد نباشد، چه ارزشی دارد؟ اگر از این تعهد و پایبندی شانه خالی کنیم و اگر آزادی مطلق را آرمان خود قرار دهیم، چه کرده ایم؟ به افراد اجازه داده ایم از مسئولیت خود شانه خالی کنند و در زندگی خود فقط سربار زندگی اجتماعی و طفیلی آن باشند… و بدین‌ترتیب، جامعه‌ای ناچیز و بی ارزش را پایه گذاری کرده ایم.

وقتی می خواهند کودک با منع و نهی روبه‌رو نشود تا عقده پیدا نکند، وقتی می خواهند با پایبندی و کارآمدی آشنا نشود، چنین کودکی رشد می کند در حالی که از مهم‌ترین عناصر ساخت شخصیت سالم بی بهره است. در مواردی که کودک تکلیف ندارد، گاه بهتر و زیباتر است که با منع و نهی روبه‌رو نشود ولی اگر طبق همین رفتار رشد کند، در آینده تعهد و کارآمدی برای او معنا نخواهد داشت.

در نخستین گام، گسستگی را در جامع? معاصر پدید آوردند و میان نسل ها فاصله و جدایی انداختند… و در گام دوم، عطا و بخشش آن را از بین بردند. جوامع پیشرفته و کارآمد در این عصر، فقط عطای مادی دارند که سرانجام آن ماندگاری و پایداری نیست و سقف آن بر سر اهلش فروخواهد ریخت. عجیب اینجاست که آنان می خواهند ایمان به ارزش ها را از شرق نیز بگیرند؛ زیرا ایمان به ارزش ها راهی است برای همبستگی و تعامل و اتحاد میان مردم و گروه ها و نسل های مختلف.

ما نقش اصیل عالم دین را که در مرجع فقیدمان نمود یافته بود گرامی می‌داریم؛ یعنی نقش انسان سازی، رویاندن ارزش ها در نفس، تربیت انسان و ایجاد همبستگی و کارآمدی در مردم. ما با تکریم علام? فقید، این ارزش ها و این کارآمدی های بی نقص را ارج می نهیم. از خداوند می خواهیم رحمت فزایند? خود را به او عطا فرماید و خسارت فقدان او را در این امت جبران کند و به دوستداران و پیروان نیک او عزت و خیر و سعادت بیشتر عنایت کند.

نمی رود. هرکس به «خود» معبود خویش ایمان بیاورد، غریب و تنهاست و با دیگران فقط از راه مشارکت در مصالح و منافع ارتباط برقرار می کند. سرنوشت انسان معاصر با وجود پیشرفتِ سریع دانش چنین است. در نتیج? این غربت، هیچ پیوندی میان حال و گذشته و میان حال و آینده وجود ندارد. بر رابط? میان نسل حاضر و نسل آینده گسستگی مطلق حکم‌فرماست و چالش های فراوان دیگری نیز وجود دارد.

اگر در وجود مادر حس مطلق و نامحدود مادرانه تحقق نیافته باشد که به عطای نامحدود و بی قید و شرط ایمان داشته باشد و کودک را از زمان تولد فرا بگیرد، چه عاملی می تواند حال و گذشته را از یک سو و حال و آینده را از سوی دیگر به هم پیوند دهد؟ حس مطلق مادری جلو? خداوند در روی زمین است.

وقتی معیار رفتار مادر بر طبق مصلحت باشد، بخشش او به کودک و نسل آینده نیز محدود و نسبی است… و بخشش کودک نیز برای آینده محدود و نسبی خواهد بود… و بدین‌ترتیب، هیچ ریشه و بنیانی حال و گذشته را به یکدیگر پیوند نمی دهد. نسل فعلی که به تفکر گذشته کافر بود، اکنون به قلب و عاطف? آن نیز کافر شده است و در نتیجه این دو از هم جدا شدند و مشکلات یکی پس از دیگری پیش آمد.

سروران گرامی، در جامع? ما هر گروهی از گروه های دیگر جداست و هر نسلی از نسل دیگر گسسته است. مثلاً کارگران به دنبال منافع خودند بدون اینکه وضعیت کارفرما را در نظر بگیرند و کارفرما نیز به دنبال مصلحت خویش است و مصلحت کارگران را در نظر نمی گیرد. هر گروهی فقط در پی مصلحت خاص خود است، زیرا آن را حق مطلق می داند. در منطق معاصر هیچ حقی فراتر از مصلحت وجود ندارد.

چنین جامعه ای که گروه ها و نسل هایش از هم گسیخته اند، اکنون در برابر ماست… وظیف? روحانی در گذشته این بود که انسان را از زمان کودکی، با ارزش ها تغذیه می کرد و وقتی بی حساب کار می کرد و به هیچ مزد و سپاسی چشم نداشت، دیگران را نیز بر نامحدودبودن در کار و کارآمدی تربیت می کرد. این بدان معنا بود که او انسانی می ُساخت که قادر باشد با دیگران همبستگی و ارتباط برقرار کند و در نتیجه، جامعه ای یک‌پارچه، هماهنگ و به هم پیوسته پدید می‌آمد… و نسل ها با یکدیگر پیوند و همبستگی و اتحاد داشتند. این نقش مهم، همان بخشش مطلق و نامحدود است؛ همان پرهیزگاری است؛ همان راستی مطلق است؛ همان درآمدن از پرستش معبود نفس و نادیده‌گرفتن مصلحت خویش است. نقش روحانی چنین بود.

جامع? امروزی از ما چه می خواهد؟ از ما می خواهد که از مصالح و منافع و اهداف مردم پشتیبانی کنیم. فرقی نمی کند که این مردم فرزندان ما باشند یا دیگران.

این مهم‌ترین وظیفه و تکلیف ما نیست. درست است که نمی توان مصلحت مردم را نادیده گرفت ولی مردم معبود نیستند. ما به جای الله که سرآمد هم? ارزش‌هاست، مردم را معبود خود قرار نداده ایم. همان‌گونه که «خود» معبود ما نیست.

نقش روحانی چنین بود… و اکنون محنت و درد او همین است… وقتی یکی از بزرگ ترین مردان از این نوع را گرامی می داریم و به سوگ او می نشینیم، درحقیقت درد و دغدغ? او را درک می‌کنیم و از نقش برجست? او تجلیل می کنیم. در واقع در چنین بزرگداشتی آن تعهدی را گرامی داشته ایم که هر فرد را بر آن می دارد که نقش ایفا کند، سهمی داشته باشد