گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
است که همه دیگر زلزلهها در برابر آن ناچیزند. هنگامی که این آیه را میشنویم، پی میبریم که زمین تکان میخورد و زلزله شدیدی رخ میدهد؛ زلزلهای که از همه زلزلههای پیشین و زلزله سال 1956 لبنان شدیدتر است. این زلزله از همه زلزلهها شدیدتر است.
وقتی که زمین تکان میخورد، به کجا پناه میبریم؟ چه چیزی را میگیریم؟ دیوار را. دیوار روی زمین ساخته شده است و وقتی که زمین تکان میخورد، دیوار نیز حرکت میکند. ممکن است درختی را بگیریم. درخت نیز تکان میخورد، زیرا زمین میلرزد. به کجا پناه میبری؟ از منزل خارج میشوی، باز هم زلزله با توست. در داخل خانه هم با توست. دیدهاید که آب دریا هم چگونه بالا و پایین میشود. زمین شکاف میخورد و فرو میرود. بسیاری از این مسائل رخ میدهد. بنابراین، « ﴿ إذا زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها ﴾ » تصویر حالتی هراسآور است که انسان را عاجز و او را از همهچیز جدا میکند. جداییای بیشتر از این وجود ندارد.
« ﴿ وَأَخرَجَتِ الأَرضُ أًثقالَها ﴾ .» زمین آنچه از مردهها و گنجها و ذخیرهها و دفینهها و ریشههای گیاهان و پایههای بناها دارد، از خود خارج میکند. همه اینها «اثقال» هستند. «أثقال» جمع «ثقل» است و «ثقل» یعنی هرچیزی که وزن دارد و پایه دارد. همه خارج میشوند. ما در این آیات متوجه تصویر دیگری میشویم؛ زمین میلرزد و آنچه از «أثقال» مانند مردهها و ریشههای گیاهان و پایههای ساختمان و دیوار و ریشههای کوهها و غیر اینها در خود دارد، خارج میکند. شما میدانید که کوهها نیز در زیر زمین ریشههایی دارند.
« ﴿ وَأَخرَجَتِ الأَرضُ أًثقالَها ﴾ .» اسرار بر قلب سنگینی میکند. به سخن دیگر، وقتی که آدمی سرّی دارد، احساس سنگینی میکند، و هرگاه آن را به کسی میگوید، احساس سبکی میکند. آیا اینگونه نیست؟ سرّ بر آدمی سنگینی میکند. این آیه قرآن کنایهای زیباست. گویا آنچه در زمین است، سرّ زمین است و بر آن سنگینی میکند. بنابراین، زمین آن را پرتاب میکند و آسوده میشود. این زلزله و این تکان و این منظره شگفت و این أثقال گویا برای این است که زمین خود را فاش کند و آنچه در خود دارد، خارج کند. وقتی که ما زلزله و خارج شدن ریشهها و مردهها و أثقال را تصور میکنیم، منظرهای هراسآور و دهشتناک سر برمیآورد. انسان خواب و سرگرم و غافل در برابر این مسئله تکان میخورد.
سپس، با این عبارت بر شگفتی و جزع آدمی تأکید میکند : « ﴿ وَ قالَ الإنسانُ ما لَها ﴾ ؟» انسان، جنس انسان و طبیعت انسان بدون اراده میپرسد : «ما لَها؟» چه شده است؟ یعنی در برابر این منظره و در حالت شگفتی و وحشت میپرسد.
« ﴿ یومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها ﴾ .» پس از اینکه این تصویر آدمی را تکان داد و او پرسید : «مالها؟» و خواب بیدار شد و مست آگاه شد و غافل متوجه شد، پس از این تصویر، بهسرعت قرآن در برابر آدمی این مسائل را قرار میدهد : «﴿یومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها بِأَنَّ رَبَّکَ أَوحی لَها. ﴾ » زمین سخن میگوید و اخبارش را حکایت میکند. میگوید که در اینجا جنایتی صورت گرفته، در اینجا عبادتی شده، در اینجا اختلاف به وجود آمده، در اینجا فلانی دزدی کرده، در اینجا فلانی قتل کرده، در اینجا فلانی توطئه چیده است. زمین به پا میخیزد و از هرآنچه در آن رخ داده، سخن میگوید. این مسئله شگفتانگیز است. آیا زمین سخن میگوید؟ بله. بنابر وصف قرآن که
