گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
با زندگی عادی ما کاملاً در پیوند است. فعالیتهای اجتماعی ما از ایمان به خدا ریشه میگیرد. این است ایمانِ درست، ایمان زنده، ایمان تپنده و غیر از این ایمانِ مرده است، ایمان فاسد، ایمان خواب و اینها اصلاً ایمان نیست.
«﴿أَرَأَیتَ الَّذِی یکَذِّبُ بِالدّینِ فَذلِک الَّذِی یَدُعُّ الیتِیمَ وَ لا یحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکِینِ، فَوَیلٌ لِلمُصلِّینَ الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ وَ الَّذِینَ هُم یُراؤُونَ وَ یَمنَعُونَ الماعُونَ. ﴾» گمان میکنم که عبارت بعدی این سوره هم تأکید همان معنای اول است، اما به شکلی دیگر. نخست به صورت اجمالی مسئولیتهای اجتماعی را بیان میکند : «﴿أَرَأَیتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدّینِ فَذلِک الَّذِی یَدُعُّ الیتِیمَ. ﴾» اما عبارت بعدی صورت تفصیلی مشکل و حل آن و بیان آموزه مورد نظر است. میگوید : آیا نماز ستونِ دین نیست؟ آیا نماز از فحشا و منکر بازنمیدارد؟ آیا اگر نماز پذیرفته شد، دیگر اعمال هم پذیرفته نمیشوند؟ آیا نماز مهمترین واجب در اسلام نیست؟ این مسئله روشن است. با این همه : « ﴿ فَوَیلٌ لِلمُصلِّینَ ﴾ .» کدام نمازگزاران؟ «﴿الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ وَ الَّذِینَ هُم یُراؤُونَ وَ یَمنَعُونَ الماعُونَ. ﴾» سه شرط و سه سبب و سه مانع منجر میشود که خداوند بگوید : « ﴿ فَوَیلٌ لِلمُصلِّینَ ﴾ .» نخست : « ﴿ الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ ﴾ .» «ساهی» از سهو گرفته شده است و معنای سهو روشن است. گاهی میگوییم : «اَلَّذِینَ فِی صَلاتِهِم ساهُونَ.» این سخن بدینمعناست که من نماز میگزارم اما رکعت و یا بخش و سطری از نماز را فراموش میکنم. گاهی گفته میشود : «أَنا أَسهُو عَن صَلاتِی.» معنای عبارت این است که من نمازم را فراموش کردم. اما معنای آیه نه این است و نه آن، زیرا در آیه میگوید : « ﴿ فَوَیلٌ لِلمُصلِّینَ ﴾ .» یعنی فرض شده است که نماز به جای میآورد. پس معنای « ﴿ الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ ﴾ .» چیست؟ فرض بر این است که شخص نمازش را خوانده است. پس چگونه در آن سهو کرده است؟ بهروشنی منظور کسی است که به روح نماز، به جوهره نماز، به نیت نماز، به شروط صحت نماز و به نقص در نماز اهمیتی نمیدهد. یعنی کسی که به نماز احترام نمیگذارد و از آن غفلت میکند، کسی که در نماز سهلانگاری میکند، آن را نادیده میگیرد و انکار میکند. این مسئله در روایات بسیاری آمده است : «لَیسَ منّی مَن استَخَفَّ بِصلاتِهِ.»[292] (از من نیست آنکه نماز را کوچک شمارد.) نباید نماز را کوچک شمرد. قرآن تأکید میکند که نمازها را پاس دارید : «حافِظُوا عَلَی الصَّلواة.» امر به محافظت از نماز غیر از امرِ به ادای نماز است. امر به نماز یعنی نماز را به جا آور. اما «نمازها را پاس دارید» یعنی مراقب نماز باشید، یعنی نماز را با همه شروط آن به جای آورید، در وقت نماز و با رعایت همه واجبات نماز. پس شرط نخستِ بیتوجهی نکردن به نماز و کوچک نشمردن آن، احترام به آن و ادای آن در وقت و با همه شروطش است. ازجمله شروط نماز طهارت و غصبی نبودن مکان نمازگزار و در وقت خواندن آن است.
«﴿الَّذِینَ هُم یُراؤُونَ. ﴾» ریا چیست؟ ریا بدینمعناست که انسان نماز میخواند، اما نه برای خدا بلکه برای مردم و برای کسب مجد. ریا چه در جزئی از نماز باشد، چه در شروط و شکل و مستحبات، آن را باطل میکند. در توضیح باید بگوییم کسی که برای خدا نماز میخواند، میتواند
[292]. کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، چاپ چهارم : تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1407ق، ج 3، ص 269.
