گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
فقر و مرض در جامعه میبینیم، بیشک، این همه به دست خودمان است. ما خود اینگونه خواستهایم، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه. ما خود جامعه و شیوه حکومت را ساختهایم. چگونگی تقسیمِ مسئولیتها میان مردم است که عقبماندگی یا پیشرفت را فراهم میسازد. قرآن به صراحت میگوید : « ﴿ إنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوم حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم ﴾ .»[289] پس اوضاع جامعه ساخته ماست و مشکلات اجتماعی و فقر و وجود مسکینی که طعام ندارد و یتیمی که سرپرستی ندارد، همه، نتیجه اراده و ساخته ماست.
همه این کمبودها نتیجه اعمال ماست و اگر ما به خدا و آخرت ایمان داشته باشیم، خود را مسئول آن میدانیم این مسئله در آیهای از سوره انفال درباره واقعه بدر هم به صراحت آمده است : « ﴿ وَاعلَمُوا أَنَّما غَنمِتُم مِن شَیء فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِی القُربی وَ الیَتامی وَ المَساکِینِ وَ ابنِ السَّبِیلِ إن کُنتُم آمَنتُم بالِلهِ وَ ما أَنزَلنا عَلی عَبدِنا یَومَ الفُرقانِ یَومَ التَقی الجَمعانِ ﴾ .»[290]
« ﴿ إن کُنتُم آمَنتُم ﴾ » یعنی پرداخت خمس برای خدا و رسولش و خویشان و ایتام و مساکین، نتیجه ایمان به خدا و آخرت و رسالت است. بنابراین، ایمان به خدا مستلزم پذیرفتن مسئولیتهای اجتماعی است و این از ژرفای ایمان است. تنها کافی نیست که بگوییم الحمدلله من ملتزم به واجباتم هستم و نمازم را میخوانم، روزهام را میگیرم، اما در عین حال، همه آنچه پیرامونم میگذرد و بر مردم میرود، نادیده بگیرم. این نکته را آیاتی که خواندم آشکارا بیان کردهاند. بنابراین، بیاحترامی به یتیم و رسیدگی نکردن به او و راندنش و بیتوجهی به مسکین انکار دین است. این معنا در احادیث بسیاری آمده است، ازجمله : «إنَّ الّذِی یموتُ فِی بَلَد لِأَجلِ الفَقرِ یَسلُبُ اللّهُ البَرَکَـةَ مِن تِلکَ البَلدَةِ» (خداوند برکت را از سرزمینی که در آن کسی از فقر بمیرد، دور میکند.) و یا اینکه «إنَّ اللّهَ لا یَنظُرُ إلی تِلکَ البَلَدةِ» (خداوند به آن سرزمین نگاه نمیکند.) و در حدیث دیگری آمده است : «و بَرَکاتُ اللّهِ تَطَّلِعُ مِنَ القَریـة الَّتِی ماتَ فِیها الفَقِیر.» (برکات خداوند از سرزمینی که فقیر در آن مرده است، دور میشود.)
فقیر از گرسنگی، بیماری، جهل، تغذیه سوء، نداشتن مسکن، نبود نور و هوای کافی در خانه، نبود سلامتی در منطقه، نبود پزشک، آب آلوده و بسیاری از این قبیل چیزها میمیرد، نه فقط به سبب گرسنگی. اینها همه مرگ است، مرگِ مردم به سبب فقر. بنابراین، اگر در جایی کسی بمیرد، خداوند همه اهالی آنجا را مسئول میداند. این سخن بدینمعناست که عقبماندگی مردم منطقهای که به مرگ کسی میانجامد، مسئولیت فرد فردِ اهالی آن منطقه است : « ﴿ وَ لوَ أَنَّ أَهلَ القُری آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ ﴾ .»[291] «القری» یعنی گروههای انسانی، چه به صورت قبیله، چه به صورت روستا و یا شهر. پس مؤمن به خدا مسئولیتهای اجتماعیاش را بر عهده میگیرد و ایمانش مستلزم توجه به جامعه است. بسیارند کسانی که تلاش میکنند میان این مفاهیم پیوند برقرار سازند و آنها را از انسان دور سازند. این افراد میگویند که دین رابطه قلبی با خداوند است و آن را با زندگی عادی ما کاری نیست. هرگز چنین نیست، بلکه ایمان ما
[289]. «خدا چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند، تا آن مردم خود دگرگون شوند.» (رعد، 11)
[290]. «و اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان که دو گروه به هم رسیدند نازل کردهایم ایمان آوردهاید، بدانید که هرگاه چیزی به غنیمت گرفتید خمس آن از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راهماندگان است.» (انفال، 41)
[291]. «اگر مردم قریهها ایمان آورده و پرهیزگاری پیشه کرده بودند، برکات آسمان و زمین را به رویشان میگشودیم.» (اعراف، 96)
