گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
فَلَیسَ بِمُسلِم.»[287] (آنکه صبح میکند و به امور مسلمین اهتمام ندارد، مسلمان نیست.) اما در قرآن آیاتی به این صراحت ندیده بودم، با اینکه بارها پیش از این سوره ماعون را خوانده بودم. حقیقت این است که بنابر روایات قرآن گنجی است که شگفتیهایش پایانی ندارد و ژرفایش دستنیافتنی است. هرگاه انسان با آگاهی بیشتری قرآن را بخواند، مطلب نوی مییابد.
« ﴿ أَرأیتَ الَّذِی یکَذِّبُ بِالدِّینِ ﴾ .» آیا دیدهای کسی را که منکر دین است؟ کسی که خدا و رسولش و آخرت و احکام را انکار میکند؟ بهطور طبیعی، این عبارت تنبیهی برای جمله بعد است. «أَرأَیتَ» یعنی دوست داری که ببینی؟ اگر منکر دین را ندیدهای، من او را به تو نشان خواهم داد. اگر دوست داری کسی را ببینی که دین را انکار میکند، به کسی نگاه کن که یتیم را میراند و بر اطعام مسکین تشویق نمیکند. این عبارت بهترین تعبیر برای تأکید در زبان عربی و تأیید مساوات و برابری است. آیا دوست داری منکر دین را ببینی؟ پس کسی را نگاه کن که یتیم را از خود میراند و بر اطعام مسکین هم تشویق نمیکند. بنابراین، دور ساختن یتیم از خود و بیتوجهی به اطعام مسکین، به تکذیب دین میانجامد و این همان معنای حدیث است : «ما آمَنَ بِاللهِ وَ الیومِ الآخِرِ مَن باتَ شبعاناً وَ جاُرُه جائِع.» «یدُعُّ الیتِیمَ» چنانکه میگویند به معنای دور ساختن و راندن و طرد یتیم است. منکرِ دین حق یتیم را نادیده میگیرد، بر اطعام مسکین، تشویق نمیکند و زمینهای آماده نمیکند و کاری صورت نمیدهد. بنابراین، رعایت حال یتیم و مسکین از شروط دین است و از بنیانهای پذیرفتن ایمان. هرکس که این واجب عملی را منکر شود، خدا را انکار کرده و به او ایمان نیاورده و دین خدا را تکذیب کرده است. این بیان حجتی قاطع است که تعبیری بالاتر از آن نیست و جایی برای شک نمیگذارد : «﴿أَرَأیتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذلِک الَّذِی یَدُعُّ الیتِیمَ وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ المِسکِینِ. ﴾» حقیقت این است که معنای درست ایمان به خدا و دین مستلزم رسیدگی و توجه به خلق خدا و امور جامعه و وضعیت مردم است و در غیر این صورت، ایمان در کار نیست. علت این است که ایمان به خدا معنای ایمان به آفریننده جهان، خدای عالمِ عادلِ رئوفِ رازقِ رحیم است، خدایی که هر صفت نیکو و شایستهای از او آغاز میشود و به او نیز پایان مییابد، نقطه آغاز و پایان هر خیری. ایمان به خدا به این معنا مستلزم این است که ما به هستی بنیاننهادهشده بر حق و عدل ایمان داشته باشیم، زیرا که صفات آفریننده بر آفریدهاش منعکس میشود.
ما میتوانیم با آگاهی از ویژگیهای مدیر مدرسهای درباره آن مدرسه داوری کنیم. همچنین، از طریق ویژگیهای رئیس اداره درباره اداره و از طریق صاحبان هر مؤسسهای درباره آن مؤسسه داوری کنیم. خداوند هستی را آفریده و او نیکوترین آفرینندههاست. پس هستی نیکوترینِ مخلوقات است و انسان نیز نیکوترینِ مخلوقات. هستی را بیکم و کاست و آدمی را با فطرتی نیکو آفریده. بر این اساس و بر اساس اینکه جامعه و وضعیت آن ساخته آدمی است، این بشر است که جامعهای صالح یا ناصالح میسازد. در احادیث به این مسئله اشاره شده و در قرآن آمده است : « ﴿ ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت أَیدِی النّاس ﴾ »[288] .
پس اگر نقص و انحراف و پراکندگی و جهل و
[287]. کلینی، محمدبن یعقوب، همان، ج 2، ص 163.
[288]. «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد.» (روم، 41)
