گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
برای تبدیل شدن به کمربند امنیتی و بازار فروش و مصرف کالاهای اسرائیلی میشد و منطقهای برای جاسوسی، تبلیغات و فساد و تباهی. و با آغاز همکاری میان اعراب و یهودیان در این منطقه، تحریم اقتصادی اعراب برضد اسرائیل هم پایان مییافت. این خطر همچنان وجود دارد، زیرا اوضاع جنوب هنوز نامساعد است…
و بدینترتیب اسرائیل میتوانست به صلح و همکاری مسالمتآمیز با اعراب دست یابد…
… دقیقاً! بنابراین، اسرائیل از لحاظ فلسفی و اقتصادی میتواند از وجود یک یا چند دولت فرقهای و نژادپرست بهرهبرداری کند. غرب هم برای خود پایگاهی -علاوه بر قبرس- ایجاد خواهد کرد، زیرا قرار بر این بود که در منطق? شرق لبنان، دولتی جداییطلب پدید آید که امکانات لازم برای خودکفایی را در اختیار نداشته باشد. اینجا بود که منافع اسرائیل و منافع غرب با هم اشتراک و همسویی پیدا کرد. منافع اردوگاه سوسیالیسم هم به این دو اضافه شد تا مثلث توطئ? جهانی را در این منطقه پدید آورد.
[امام بار دیگر مکثی میکند… زغال قلیون را عوض میکند و درخواست چای میکند، سپس ادامه میدهد:]
بخش دیگر توطئه که به فلسطینیان ارتباط دارد، با هدف کنترل کردن و تضعیف مقاومت فلسطین صورت میگرفت، زیرا مقاومت از لحاظ سیاسی از هر زمان دیگری قویتر شده بود. هدف دیگر توطئهگران، کنترلکردن و تضعیف سوریه بود -که با سیاست گامبهگام و به جان همانداختن دو طرف مخالف بود- تا نهایتاً امکان صلح آمریکایی فراهم شود و ایجاد درگیری میان سوریه و مقاومت فلسطین با این هدف صورت گرفت.
کوتاهی دولت لبنان در رسیدگی به وضع جنوب تا چه اندازه در بحرانی شدن اوضاع بیروت و دیگر مناطق تأثیر داشت؟ آیا اگر دولت با حکمت و تدبیر برای حل مشکلات جنوب اقدام میکرد، کمربند فقر در اطراف پایتخت ایجاد نمیشد؟
هنگامی که مقاومت فلسطین در سال 1967 شکل گرفت، فرماندهان ارتش لبنان، خودسرانه و بدون کسب موافقت دولتمردان و بدون انعقاد پیمان یا توافقنامهای میان لبنان و اعراب یا میان لبنانیان و فلسطینیان، به سیصد نفر از مبارزان رزمند? فلسطین اجازه دادند که در جنوب لبنان مستقر شوند. این امر به معنای آشفتگی در جبه? جنوب بود و لازم بود دولت لبنان پیش از این اقدام، از کشورهای عربی در خصوص دفاع از جنوب و مقاومت فلسطین تعهداتی بگیرد. امّا دولت -که از ابتدا هم در قبال جنوب کوتاهی کرده بود- بدون هرگونه اقدام پیشگیرانه با این امر موافقت کرد. چرا؟ برای اینکه وعدههای شخصی دریافت کرده بودند و منافعی به دست میآوردند و از طرفی میخواستند در برابر کشورهای عربی دستاوردهایی هم کسب کنند. مدتی پس از آن، دولت از اهالی جنوب خواست که در برابر مقاومت فلسطین ایستادگی کنند، در حالی که پیش از آن و در زمان هجوم شبهنظامیان اسرائیلی -که از مرزها وارد میشدند و در روستاهای جنوب هر کاری که میخواستند انجام میدادند- دولت برای دفاع از اهالی جنوب کاری انجام نداده بود.
منطقی نبود جنوبیان که از لحاظ اجتماعی، عمرانی و دفاعی در محرومیت به سر میبردند، بر ضد مقاومت فلسطین وارد عمل شوند. در ادامه،
