گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
سیاسی ما با خطمشی آقای الاسعد فرق دارد. در بحران لبنان نیز مواضع ما با یکدیگر تفاوت داشت. هریک از ما موضع خود را دارد. البته این بدان معنا نیست که بین ما اختلاف یا دشمنی وجود دارد. آنچه هست، تفاوت در دیدگاههای سیاسی است و هریک از ما تلاش میکند به شیو? خود خدمت کند.
کمی از مسائل لبنان دور شویم و از حضرتعالی دربار? فلسف? حج بپرسیم.
طبیعتاً مای? افتخار من است که در حال حج و در راهِ رفتن به سوی بیت الله الحرام هستم. احساس من پس از تجربه و تحصیلاتی طولانی در اسلام این است که حج، یعنی رستاخیزی کوچک در زندگی انسان. انسان در زندگی خود غرق در روابط مادی میشود که او را به زمین و خانه و خانواده و سرزمین و لباس و زیورآلات و برداشت خاص از زندگی و تنبلی و عادتهای روزانه مشغول میکند. اگر انسان بخواهد از نظر معنوی و حتی مادی رشد کند و تعالی یابد و اگر بخواهد توسعه پیدا کند و اگر بخواهد با دیگر برادرانش همسو و هماهنگ شود، باید از این وابستگیها رها شود. هرچند این وابستگیها، اموری حیاتی و ضروری برای انسان است، نمیتوان پذیرفت که انسان را کاملاً اسیر خود کند. حج، این وابستگیها را از ابزاری برای اسارت، به ابزارهایی تبدیل میکند که در امور عادی زندگی به کار گرفته میشود. سخن امام علی(ع) را به یاد آوریم که میفرماید: «پارسایی به این نیست که مالک چیزی نباشی. پارسایی به این است که چیزی مالک تو نباشد.»[53] خان? انسان برای آسایش اوست ولی اگر همین خانه، سرور انسان شود و انسان بند? خانهاش باشد، مانعی در مسیر کمال او خواهد بود.
حج تلاشی است برای از بین بردن تسلط روابط حیاتی بر انسان. وقتی انسان از خانه و کاشانه و عادتهای روزان? خود دور میشود، بهطور موقت از آنها رهایی مییابد؛ به میقات میرسد و لباسهای خود را در میآورد و آنجاست که سیطر? خودآرایی و آراستگی و اهتمام به جسم را از خود میزداید. وقتی طواف میکند و به سعی صفا و مروه میرود و هروله میکند، میکوشد تا از نگاه خاص خود به زندگی و از وقار و احترامی که برای خود برگزیده است، آزاد شود. وقتی قربانی میکند، از سیطر? مال و ثروت بر خود رها میشود و بدینترتیب، در پایان حج احساس میکند این روابط محکمی که او را اسیر کرده بود، گسسته و او آزاد شده و توانایی حرکت پیدا کرده است. چون از لاک مخصوص خود بیرون آمده، با برادر مسلمانش از هر جای کره زمین دست میدهد و به ملاقات پروردگار میرود. این به معنای آن نیست که باید ابزارهای حیاتی را از دست دهیم، بلکه به این معناست که هریک را در جایگاه خود قرار دهیم و بیش از حد به آنها بها ندهیم.
بنابراین، حج رستاخیزی کوچک است؛ حج رهایی از هم? امور مادی است؛ حج ملاقات با پروردگار است؛ حج همسویی و هماهنگی میان مسلمانان است و هم? اینها راز عظمت اسلام و حیات اسلام و ماندگاری اسلام است. معنای روایاتی که میگوید: تا زمانی که کعبه، قلب جهان اسلام است، این دین پابرجا میماند، همین است. این حلقهها و زنجیرهها و جریانهای انسانی که به گرد کعبه طواف میکنند، جریان خون در رگهای جهان اسلام و مای? حیات اسلام است.
[53].?لیس الزهد ان لا تملک شیئا بل الزهد ان لا یملکک شیء.
