گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
نبود. توطئهای که برضد لبنان طراحی شده بود، به گونهای بود که اگر اسرائیل با ما وارد جنگ میشد، آن جنگ بر خلاف خواستههای توطئهگران بود. با وجود این، احتمال وقوع جنگ همچنان وجود داشت، امّا چارهای نداشتیم جز آنکه وارد عمل شویم و مقاومت را نجات دهیم. تصمیم بر آن شد که با نام «ارتش آزادیبخش فلسطین» وارد لبنان شویم. این ارتش وارد لبنان شد و کسی هم از آن باخبر نبود. این افرادی که اکنون به نام فلسطین سخن میگویند و در خیال و توهم سیر میکنند و تلاشهایی را که به خاطر آنها انجام دادهایم، منکر میشوند، آنان از تصمیم ما مبنی بر ورود ارتش آزادیبخش فلسطین خبر نداشتند و زمانی از این تصمیم آگاه شدند که این ارتش وارد خاک لبنان شده بود. ما این مسئله را نه با آنان در میان گذاشته بودیم و نه با احزاب ملی. طبعاً هیچیک از آنها حاضر نبودند در مورد اقدام مهمی که برای نجات آنان انجام میدادیم، با ما مذاکره کنند.
پس از تماسهایی که از عرمون برقرار شد، در همان روز رهبران احزاب ملی به سوریه آمدند و تا پاسی از شب در وزارت امور خارجه به سر بردند. آنها اینجا در وزارت خارج? سوریه مستقر شده بودند و دربار? حل مشکل و راهحلی مناسب برای رفع بحران رایزنی میکردند و ما نیز ارتش را برای دفاع از آنان و دفاع از مقاومت فلسطین به لبنان فرستادیم.
فردای آن روز آنان را در منزل خودم به حضور پذیرفتم. کمال جنبلاط هم با آنها بود. زمانی که از عرمون با وزیر خارجه تماس گرفتند، کمال جنبلاط در عرمون حضور داشت و صبح روز بعد از آن به سوریه آمد و من نیز او و سران احزاب را به حضور پذیرفتم.
الآن به یاد دارم و خودشان هم به یاد دارند که آن روز روحیهشان چگونه بود. اصلاً حال خوبی نداشتند. من آنها را آرام کردم و گفتم: «ما در کنار شما و ملت لبنانیم و با کشتار و خونریزی مقابله میکنیم، زیرا مصلحت هم? گروهها در این است. ما ارتش آزادیبخش و نیروهای دیگری را به لبنان فرستادهایم و اوضاع به حال طبیعی بازمیگردد.»
همچنانکه با آنها مشغول مذاکره بودم، رئیسجمهور فرنجیه تماس گرفت و تلفنی با او صحبت کردم. در مورد موضوعات مختلفی صحبت کردیم که لازم نیست تمام آنها را الان ذکر کنم، هرچند هم? مطالب را هم به یاد ندارم. در اینجا باید از برادر سلیمان فرنجیه، رئیسجمهور لبنان، به خاطر بازگوکردن این مطالب عذرخواهی کنم. امیدوارم پوزش مرا بپذیرند، زیرا مسئل? مهمی است و مردم باید از حقایق آگاه شوند.
باید بگویم که ایشان در رفتار خود کاملاً شرافتمندانه عمل کردند و به سخنی که به ما میگفتند، پایبند بودند. ایشان گفت که نیروهای سوریه وارد لبنان شدهاند. من هم سخنان دیروز را به ایشان یادآوری کردم و گفتم:
جناب رئیسجمهور! مسئل? مهمی در کار است و توقع داریم که هم? اعراب موضع ما را درک کنند.
ما در مورد فلسطینیان موضع ثابتی داریم و خطوط قرمزی در مورد فلسطینیان قایلیم که اجازه نمیدهیم کسی آن را زیر پا بگذارد. بله، این عبارات را به سلیمان فرنجیه گفتم و چنین سخنی میان دو رئیسجمهور فراتر از عرف گفتوگو میان آنهاست. امّا مسئله به سرنوشت مربوط میشود. بار دیگر از رئیسجمهور سلیمان فرنجیه عذرخواهی میکنم، زیرا حقایق باید برای ملت گفته شود.
