گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
همهچیز و همهجا را تصرف میکنند. ولی باز هم پاسخ دادم که تماس نخواهم گرفت و باید مقاومت کنند. البته علت تماس نگرفتن من آن نبود که نمیخواستم برای توقف نبرد تلاش کنم، بلکه درواقع از مطرح شدن چنین درخواستهایی تعجب میکردم، زیرا میدانستم -و هم? ما میدانستیم- که مقاومت فلسطین و احزاب ملی لبنان، سلاحها و مهماتی در اختیار دارند که نهتنها کتائب و احرار، بلکه هم? ارتش لبنان هم به آن اندازه سلاح و مهمات ندارد.
سلاح و مهمات مقاومت و احزاب خیلی بیشتر از سلاحهای کتائب و احرار و ارتش لبنان بود. البته ارتش لبنان در نبرد حضور نداشت و طرف درگیری نبود.
مدتی بعد، وزیر برای سومین بار تماس گرفت و گفت که اوضاع وخیم است و شدیداً اصرار دارند که تماس بگیرم. خبرهایی هم رسید مبنی بر اینکه مسلخ و کرنتینا و دیگر مناطق سقوط کرده است و اگر بهسرعت تماس نگیرم، اعضای کتائب منطق? غربی را محاصره میکنند و مانعی هم در برابر آنان وجود ندارد. منطق? غربی همان جایی است که اکنون اعضای سازمانها و تفنگداران عضو احزاب آن را در تصرف دارند و فقط میتوانم برای آنجا ابراز تأسف کنم!
وقتی احساس کردم که چارهای جز برقراری تماس نیست، با رئیسجمهور فرنجیه تماس گرفتم و به او گفتم:
برادر عزیز! در کشور شما قتل و کشتار فجیعی به راه افتاده که پیامدهای آن همهجا را دربر خواهد گرفت. امیدوارم بهسرعت تلاش خود را برای توقف نبرد و جبران زیانهای ناشی از آن آغاز کنید. زنان و کودکان و افراد ناتوان همگی در معرض خطر قرار دارند و این امر پیامدهای خطرناکی خواهد داشت. امیدوارم به این موضوع اهتمام بورزید و هم? توان خود را به کار گیرید. ما در انتظار نتایج تلاشهای شماییم.
آن روز من و رئیسجمهور فرنجیه تلفنی با هم مدتی بحث کردیم و توافق حاصل شد که در ساعت مشخصی از همان شب -به گمانم ساعت هشت یا نه شب- آتشبس برقرار شود. امّا پس از آن اخباری مبنی بر تشدید نبرد و وخامت اوضاع منتشر شد.
سپس در اینجا، در دمشق گرد هم آمدیم و من با شماری از برادران و فرماندهان ملاقات کردم تا ببینیم چگونه میتوان برای حل مشکل چارهای اندیشید. تلاشهای سیاسی آغاز شد و سلاح و مهمات هم دادیم. هم? آن اسلحه و مهمات اکنون در آنجا انباشته شده، امّا اینها نتوانست مشکل را حل کند. دیگر چارهای نبود جز آنکه مستقیماً وارد عمل شویم.
البته ابعاد مختلف موضوع را بررسی کردیم. خطرهای دخالت مستقیم و احتمال وقوع جنگ میان ما و اسرائیل را بررسی کردیم و دو گزینه پیش روی خود دیدیم؛ یکی آنکه دخالت نکنیم و در نتیجه، مقاومت فلسطین در لبنان فروپاشد و در سای? بحران نظامی و در کشاکش فریاد کمکخواهی، مقاومت نابود شود، دوم آنکه وارد عمل شویم و مقاومت را نجات دهیم و در معرض جنگ با اسرائیل قرار گیریم.
احتمال وقوع جنگ را بررسی کردیم. این احتمال وجود داشت، امّا با توجه به عواملی که اکنون نمیخواهم به جزئیات آن بپردازم- قطعی
