گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
کرد و سند قانون اساسی تدوین شد و رئیسجمهور آن را در رادیو و تلویزیون قرائت کرد و چنانکه شنیدهام، پس از اعلان سند مذکور در همه جای لبنان جشن و پایکوبی کردهاند و به نشان? خوشحالی، تیر هوایی شلیک کردهاند.
آتشبس برقرار شد و اوضاع به همین منوال بود تا اینکه حدود پنجاه روز به همان ترتیب گذشت و کودتایی نظامی در یازدهم مارس به وقوع پیوست. نمیخواهم دربار? این بحث کنم که کودتاگران چه کسانی بودند، چهبسا آدمهای خوبی بودهاند. من هیچیک از آنها را نمیشناسم. ممکن است برای حفظ منافع لبنان دست به این کار زده باشند، امّا اگر هدفشان این بوده، اشتباه کردهاند. بیآنکه ابعاد کودتا را بررسی کنیم، میتوان گفت که بیشک این اقدام به منظور تثبیت آتشبس صورت نگرفت و برای تثبیت اصلاحات ملی و تقویت مقاومت فلسطین هم نبود و در بازگرداندن آن به صحن? جنگ با اسرائیل هم تأثیری نداشت، بلکه اقدامی تهدیدآمیز بود که ممکن بود جنگ و خونریزی را به لبنان بازگرداند و مشکلی جدید را پدید آورد.
یعنی مسئل? استعفای رئیسجمهور مطرح شد، در حالی که دور? ریاستجمهوری او تا آنجا که من به یاد دارم حدود پنج ماه پس از آن به پایان میرسید.
یاسر عرفات چند روز پس از کودتا، شاید سه یا چهار روز بعد از آن، نزد من آمد و از من خواست که رئیسجمهور را متقاعد کنم که استعفا کند. من از این درخواست تعجب کردم و گفتم که هرگز چنین کاری نخواهم کرد و معتقدم کودتاگران به هیچ وجه منافع لبنان را در نظر ندارند و استعفا یا عدم استعفای رئیسجمهور از نظر عموم مردم لبنان، مشکل اصلی به شمار نمیآید. یاسر عرفات هم بیآنکه از من قولی دراینباره بگیرد، سوریه را ترک کرد. فردای آن روز به این نتیجه رسیدیم که نباید ناامید و مأیوس شویم و مسئله به برادرانی ارتباط دارد که بخشی از ملت ما هستند و باید تلاش کنیم که اوضاع از کنترل خارج نشود و قتل و کشتار دوباره آغاز نشود. باید هر تلاشی را که برای آغاز دوبار? درگیریها انجام میشد، ناکام بگذاریم. تصمیم بر آن شد که با طرفهای مختلف تماس بگیریم. هیئتهایی از سوریه به لبنان اعزام شدند و از لبنان نیز هیئتهایی آمدند و هم? ابعاد مسئله را بررسی کردیم. بار دیگر یادآور میشوم که رئیسجمهور فرنجیه، بزرگوارانه برخورد کرد و من و ایشان به توافقاتی دست یافتیم که قبلاً هم دربار? آن توضیح دادهام.
پس از آن تماسها و با توجه به لزوم حفظ مشروعیتی که همگان، حتی کودتاگران به آن پایبند بودند و در نخستین بیانی? خود به آن اشاره کردند و احزاب موسوم به ملیگرا نیز از آن دم میزدند، موارد ذیل مورد توافق قرار گرفت:
الف. تعدیل قانون اساسی یا مادهای از آن، به گونهای که انتخاب رئیسجمهور جدید شش ماه پیش از پایان دور? ریاستجمهوری پیشین ممکن شود؛
ب. انتخاب رئیسجمهور جدید؛
ج. بررسی استعفای رئیسجمهور کنونی.
وقتی این توافق حاصل شد، اوضاع بهشدت متشنج شد و کودتاگران خواهان استعفای رئیسجمهور شدند و برخی از احزاب ملیگرا نیز خواستار آن بودند و از ما خواستند که برای آن تلاش کنیم. ما هم تلاش کردیم و زمانی که در مورد خواستههای هم? طرفها به توافق رسیدیم،
