گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 50

می‌شمردند و به مردم شهر مدینه نگاه حقارت‌آمیزی داشتند و آنان را در سطح اهل مکه نمی‌دانستند، چراکه خداوند آنان را به سکونت در کنار خود برتری داده است.

این نگاه تا جنگ بدر وجود داشت. در این روز اهل مکه در حالی با اهل مدینه رو در رو شدند که در خیال به سر می‌بردند و دچار غرور بودند و اهل مدینه را هیچ به حساب نمی‌آوردند.

ولی وقتی دو گروه رو در رو شدند، تفاوت آشکار شد و آن‌ها دریافتند که این عنصر مدنی انصاری، که آن را در گذشته تحقیر می‌کردند و خود را مهتر می‌شمردند، این عنصر با پیوستن مهاجران مکه (که قریش با آن‌ها نیز برخوردی حقارت‌آمیز داشت و هیچ اهتمام و توجهی به آن‌ها نداشت)، توانست در مقابل آنان بایستد. پس از برخورد دو گروه، حقیقت آشکار شد و معلوم شد که اسلام، که اهل مکه آن را هیچ به حساب نمی‌آوردند، و نیز حضرت محمد‌(ص)، این مردم ساده و ناتوان را به بزرگ‌مردان و قهرمانانی تبدیل کردند. هریک از آنان در ژرفای ذهن خود باور داشت که آسمان و زمین در خدمت اوست و سجده [در برابر انسان] شامل خورشید و ماه و ستارگان و درختان و جنبندگان نیز می‌شود. باران به فرمان خدا از آسمان می‌بارد تا آنان را پاک کند و پلیدی رااز آنان بزداید. خورشید و ماه در خدمت آنان هستند، زیرا آنان بر حق هستند و حق نیز پایه و اساس هستی است: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ.»[32]

بنابراین، انسان مسلمان در جنگ «بدر کبری» در برابر قریش، که بر خیال و غرور و بالیدن به خود و هم‌سطحان خود تکیه داشت، ایستاد. مسلمانان با تکیه بر خدایی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در دست اوست، در برابر مکیان ایستادند: «وَمَا قَدَرُوا اللّهِ حَقَّ قَدْرِهِ وَالْأَرْضُ جَمِیعًا قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ.»[33]

انسان مسلمان در برابر قریش که می‌گفت:‌«ما عُزّی داریم و شما عُزّی ندارید» ندا می‌داد: «خدا مولای ماست و شما مولایی ندارید» و بدین‌ترتیب، توانست همچون قهرمانی استوار در برابر آن‌ها بایستد.

اینجا بود که تفاوت معلوم شد و فصل تازه‌ای در تاریخ جهان آغازشد. مردم ساد? مدینه با یکدیگر مهربان و فروتن بودند، ولی در برابر دشمنان به سختی می‌ایستادند. روشن شد که آن‌ها درست مانند پرنده‌ای هستند که وقتی جوجه‌هایش به خطر می‌افتند، دلیر و بی‌باک می‌شود و دیگر از مرگ نمی‌هراسد [آن‌ها نیز به همین شکل] برای دفاع از کرامت و دین خود با خطر رو در رو می شدند.

و بدین‌گونه روشن می‌شود که امروز روز جدایی میان حق و باطل، جدایی میان جدیت و شوخی، جدایی میان تکبرورزی و حقیقت و جدایی میان ایمان و کفر است. حتی خود مسلمانان نیز باور نداشتند که این‌گونه شگفت‌انگیز پیروز شوند. قرآن کریم دربار? آن گفته است: «إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتُمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعَادِ وَلَکِن لِّیَقْضِی اللّهُ أَمْرًا کَانَ مَفْعُولاً لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ وَیَحْیی


[32].?«ما این آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن‌هاست به بازیچه نیافریده‌ایم، آن‌ها را به حق آفریده‌ایم، ولی بیشترین نمی‌دانند.» (دخان، 38-39)

[33].?«خدا را نشناختند آن‌چنان که شایان شناخت اوست و در روز قیامت زمین یک‌جا در قبض? اوست و آسمان‌ها در هم پیچیده و در ید قدرت او. منزه است و برتر از هرچه شریک او می‌پندارند.» (زمر،67)


صفحه50 از370