گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
تجربه به آن نمیرسد و در حوز? نظری باقی میماند، پیگیری کنیم، عمق انسانگراییِ آن را خواهیم یافت. انسان در قرآن کریم گرامی است و از بسیاری از مخلوقات برتر. او را بهترین خالق در بهترین ساختار آفریده است.[19] او به دست خدا خلق شده و جانشین او در زمین است. خداوند أسماء را به او آموخته[20] و از روحِ خود در او دمیده است.[21] به ملائکه دستور داده او را سجده کنند[22] و خورشید و ماه و ستارگان و شب و روز را به تسخیر او درآورده است.[23]
انسان تنها موجودی است که خداوند، او را به شرف علم آراسته و به او امکان برتری را بر نیروهای هستی و دیگر موجودات عطا فرموده است. انسان موجودی است پاکنهاد که دو راه خیر و شر[24] بدو نشان داده شده و فجور و تقوا بدو الهام شده است[25] تا در کشمکشی که بهسبب بهرهمندی از اختیارِ خود احساس میکند، تکامل یابد. این ویژگیِ دیگر او، در میان هم? موجودات، تنها به انسان اختصاص یافته و همین ویژگی است که او را از صف ملائکه فراتر میبرد.
اما دیدگاه اسلام درمورد مرگ و بیماری و بلایای طبیعی، بسیار لطیف و انسانی است. مرگ زینتِ زندگی است و همچون «گردنبندی بر گردنِ دختری جوان است»[26] که آدمی را زیبا میسازد، زیرا وسیل? امتحان اوست و فرصتی است تا خداوند ما را بیازماید و معلوم دارد که کدامیک از ما عمل نیکوتر داریم.[27]
مرگْ شتافتن به سوی پروردگارِ آمرزندهای است که آنچه نزد اوست، بهترین است و جاودانه است. مرگ پایان کار آدمی نیست. انسان میتواند از گذرگاه مرگ عبور کند، در حالی که از آنچه خدا به او داده است، خشنود و شادمان باشد، زیرا نزد پروردگار خویش، از روزی الهی ارتزاق میکند و، در عین حال، به آنانی که هنوز به او ملحق نشدهاند،[28] بشارت میدهد. او میتواند اعمال جاودانه از خود بر جای نهد و فعالیتهای خود را ماندگار کند.
اما بیماری و مصیبت و از دست رفتن اموال و نفوس و فرزندان، آزمایش انسان است و باعث رشد استعدادها و تمرین صبر و بردباری اوست و، در عین حال، موجب شناخت انسان از ظرفیت حقیقی خویش؛ او متعلق به خداست و به سوی او باز خواهد گشت. از سوی دیگر، مصیبتها و بیماریها همچون حوادث طبیعی، انگیزهای تواند بود برای شناختِ عللِ آنها و دوری از نتایج فاجعهآمیزشان، تا انسان، در حد توان و امکان خود، بر آنها استیلا یابد. با این اوصاف، صحن? این امور همچون مدرسهای الهی است که موجب پیشرفت علم بشر میشود.
از نظر اسلام، آینده متعلق به انسانهای باتقواست[29] و پیروزی از آنِ اولیای الهی خواهد بود و خواستِ خداوند این است که مستضعفان وارثان و فرمانروایان زمین گردند.[30] نتیج? این دیدگاه،
[19].?«خَلَقنَا الإنسانَ فِی أحسَنِ تَقویم.» (تین، 4)
[20].?«وَ عَلَمَ آدَمَ الأسماءَ کلُّها.» (بقره، 3)
[21].?«وَنَفَختُ فیهِ مِن روحی.» (حجر، 29)
[22].?«ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ.» (اعراف، 11)
[23].?«وَسَخَّرَ لَکُم اللَّیلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمسَ وَالقَمَر وَالنُّجومَ.» (نحل، 12)
[24].?«وَهَدیناهُ النَّجدَینِ.» (بلد، 10)
[25].?«فَألهَمَها فُجورَها وَتقواها.» (شمس، 8)
[26].?مجلس، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403قمری، ج44، ص366.
[27].?«الَّذی خَلَق الموتَ وَالحیاةَ لیبَلُوَکُم أیُّکُم أحسَنُ عملاً.» (ملک، 2)
[28].?«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللّهُ من فَضِلِه وَیَستَبشِرونَ بِالّذینَ لَم یَلحقوا بِهِم.» (آلعمران، 170)
[29].?«والعاقِبةُ للمُتّقین.» (اعراف، 128)
[30].?«وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.» (قصص،5)
