گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 51

مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ وَإِنَّ اللّه لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ.»[34]

قرآن همچنین تأکید می‌کند: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَفْقَهُونَ.»[35]

بنابراین، در این روز مبارک همه‌چیز روشن شد. این روز روز جدایی بود؛ روزی که صاحبانش را در تاریخ مسلمانان، بزرگ و باعظمت و ارجمند قرار داد و بر دیگر مهاجران و انصار برتری بخشید. جنگ بدر روزی است که خداوند گناهان آنان را آمرزید و به آنان شرافت داد و در بلندترین جایگاه قرار داد.

اما شما ای برادران جهادگر! ای برادران مرزبان! اگر در روز جمعه، روز محاسبه، از خودتان حسابرسی کنید، می‌بینید که موقعیتی همچون موقعیت بدر خواهید یافت، زیرا [امروز] دین اسلام محدود به دعانویس‌ها شده و در ذهن دشمنان به بازیچه‌ای تبدیل شده و دنیا مسلمانان را چه از نظر تمدنی و چه از نظر فرهنگی و چه از نظر انسانی و جمعیتی، هیچ به حساب نمی‌آورد و به مسلمانان تنها در پرتو منابع و ذخایر زیر‌زمینی و امکاناتی که برای خدمت به حاکمان آن‌ها دارند، می‌نگرد. آن‌ها به ما چنین نگاهی دارند؛ ما را هیچ به حساب نمی‌آورند؛ درست مانند نگاهی که اهل مکه به اهل مدینه داشتند. چرا ما در ذهن آن‌ها کوچک و حقیر شده‌ایم؟ زیرا ما در دوره‌ای طولانی جدیت و تلاش را رها کردیم، زیرا ما جهاد را فراموش کردیم و در دوره‌ای طولانی تنها به زندگی‌مان و راحتی‌مان و به جسممان و دارایی‌مان پرداختیم و در نتیجه در خدمت هم? این‌ها درآمدیم. وقتی به پاسبان زندگی و اموال و فرزندان و خانه‌هایمان تبدیل شدیم، خوار شدیم. از مرگ ترسیدیم و در نتیجه با وجود آنکه زنده بودیم، در مُردگی به سر بردیم. ولی اگر دارایی و زندگی‌مان را راهی برای رسیدن به کرامت و ابزاری برای رسیدن به عزت و افتخار خودمان و خدایی که از اوییم و به سوی او بازمی‌گردیم، می‌دانستیم؛ اگر از مرگ باکی نداشتیم و در زندگی آن‌گونه که خداوند خواسته است رفتار می‌کردیم، از ما حساب می‌بردند و به ما بسیار توجه می‌کردند.

برادران مجاهد! شما با این ایستادگی، امور را به جایگاه اصلی خود باز می‌گردانید و جهاد را در چارچوب اندیش? اسلامی می‌گنجانید و پس از آن دیگر دربار? ما نمی‌گویند که آن‌ها اهل جنگ نیستند.

مدتی پیش در جایی خواندم که رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در نامه‌ای خطاب به یکی از همکارانش نوشته است: ما نمی‌توانیم بپذیریم که این سرزمین، سرزمینی عربی است تا مادامی که آن‌ها برایش جان خود را فدا نکنند. دنیا این‌طور به ما می‌نگرد.

هرچیزی، از کار و فعالیت و تبلیغات و رسانه و فکر و دانش، همه‌چیز جای خود را دارد ولی به هیچ وجه نمی‌توان از مرگ و شهادت و شمشیر و قدرت بی‌نیاز شد. این شمشیر باید در درون چارچوبی کلی جامع باشد. هرگز نمی‌گوییم شمشیر به‌تنهایی کافی است، ولی در عین حال به هیچ وجه نمی‌توان از آن بی‌نیاز شد. اگر جهاد را از تاریخمان حذف کنیم


[34].?«شما در کران? نزدیک‌تر بیابان بودید و آن‌ها در کران? دورتر بودند و آن قافله در مکانی فروتر از شما بود. اگر شما با یکدیگر زمان جنگ را تعیین می‌کردید، باز هم از آن تخلف می‌ورزیدید تا کاری که خدا مقرر کرده است واقع شود، تا هرکه هلاک می‌شود، به دلیلی هلاک شود و هرکه زنده ‌می‌ماند به دلیلی زنده ماند. هر آینه خدا شنوا و داناست.» (انفال،42)

[35].?«اى پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز. اگر از شما بیست تن باشند و در جنگ پایداری کنند، بر دویست تن غلبه خواهند یافت و اگر صد تن باشند، بر هزار تن از کافران پیروز مى شوند، زیرا آنان مردمی عاری از فهم اند.» (انفال، ??)


صفحه51 از370