گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 276

آن‌ها را خواند. این تأکیدی است بر نظر مفسران که این دو سوره یکی هستند و با هم در پیوندند و حتی «لِإیلافِ» که جار و مجرور است، متعلق به سوره فیل است. پس از این مقدمه به تفسیر این دو سوره می‌پردازیم.

« ﴿ أَلَم تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّک بِأَصحابِ الفِیلِ أَلَم یَجعَل کَیدَهُم فِی تَضلِیل وَ أَرسَلَ عَلَیهِم طَیراً أَبابِیلَ تَرمِیهِم بِحِجارَة مِن سِجِّیل فَجَعَلَهُم کَعَصف مَأکُول

داستان اصحاب فیل را همه می‌دانند. خلاصه آن چنین است : در شبه‌جزیره و به‌طور مشخص در یمن حاکمی سرکش و قدرتمند به نام ابرهـة بن الأشرم یا الأکرم بود. این مرد از جانب نجاشی، امپراتور حبشه، حاکم یمن شده بود. در آن دوران یمن به اشغال حبشه درآمده بود. اگر نقشه جغرافیایی را مشاهده کرده باشید، حبشه را در غرب دریای سرخ و یمن و بخشی از حجاز را در شرق دریای سرخ می‌بینید. از همین رو، همیشه میان حبشه و این بخش از شبه‌جزیره اختلافاتی وجود داشت. گروهی از یاران پیامبر ازجمله جعفر به حبشه مهاجرت کردند. در آن زمان پادشاه حبشه یمن را اشغال و ابرهه را امیر آنجا کرد. دراین‌باره نیز داستان‌هایی نقل کرده‌اند که آن منطقه دو امیر داشت؛ یکی از آنان بر دیگری چیره می‌شود، اما پادشاه حبشه خشمگین می‌شود و ابرهه را امیر آن سرزمین می‌کند. این داستان‌ها خارج از بحث ما هستند و دلیل و سند تاریخی هم ندارند، یا دست‌کم من سند تاریخی آن را ندیده‌ام.

ابرهه، حاکم یمن، مردی فعال بود و می‌خواست یمن را کشوری پررونق و شکوفا کند. او به فکر جذبِ گردشگران و مسافران افتاد. او می‌دید که کعبه زیارتگاه عرب است و ثروتمندان ساکن مکه‌اند و هر ساله هزاران و صدها هزار نفر به زیارت کعبه می‌روند و همین مسئله سبب رونق مکه و وفور نعمت در آنجاست. او اندیشید که بنایی مانند کعبه برای جذب زوار و حجاج بسازد و آنان را از کعبه دور و متوجه زیارتگاه خود در یمن کند. از این رو، معبدی بزرگ و بسیار عظیم‌تر از کعبه ساخت. جالب است بدانید که کعبه به هیچ وجه زرق و برقی ندارد، بلکه خانه‌ای از سنگ‌های سیاه است. شکوه و عظمت کعبه عظمتی الهی است. او خانه‌ای مجلل ساخت و مبلغانی فرستاد تا مردم را و مسافران را به سوی معبدش فراخوانند و حجاج و زوار را به آنجا دعوت کنند. اما موفقیتی به دست نیاورد، زیراکه عرب‌ها کعبه را ساخته ابراهیم می‌دانستند و حضرت ابراهیم هم جدشان بود. آنان به این بیت عتیق افتخار می‌کردند و به آن ایمان بسیار داشتند. از این رو، او در جلب نظر مردم عرب ناکام ماند و کینه کعبه را به دل گرفت و بر آن شد تا کعبه را ویران کند. سپاهی بزرگ از فیل فراهم ساخت و برای از میان بردن کعبه به راه افتا د. در راه قبایلی با سپاهش جنگیدند، اما در برابر ارتش او شکست خوردند، تا اینکه به نزدیکی مکه رسید. در تاریخ آمده است که آنان غارتگری می‌کردند و اموالی را که در راه می‌یافتند، برای خود می‌بردند. در راه گله شتران عبدالمطلب، سید مکه، را که دویست شتر بود، غارت کردند. می‌گویند هنگامی که ابرهه به نزدیکی مکه رسید، از نیتش پشیمان شد و کمی ترسید. از همین رو، به دنبال واسطه‌ای بود تا از نیتش دست بکشد و از ویران کردن مکه منصرف شود. در همین لحظات عبدالمطلب نزد او رفت. عبدالمطلب مردی زیبا و پرابهت بود که شأن و مقامی هویدا داشت. ابرهه به عبدالمطلب احترام گذاشت و او را در کنار خود و بر روی یک تخت نشاند