گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 279

افراط درست است و نه تفریط. قرآن گواهی می‌دهد که معجزاتی برای پیامبران روی داده است. حضرت مسیح در گهواره سخن گفت، در حالی که نوازد سخن نمی‌گوید. این اتفاق معجزه است : « ﴿ قالَ إنِّی عَبدُاللهِ آتانِی الکِتابَ و جَعَلَنِی نَبِیاً وَجَعَلَنِی مُبارَکاً أَینَما کُنتُ وَ أَوصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمتُ حَیاً .»[293] این سخن حضرت مسیح در گهواره است. آیا می‌توانیم این مسئله را با منطق و عقل تفسیر کنیم؟ نه، ممکن نیست. بهبودی جذامی و زنده کردن مردگان را هم هرگز نمی‌توان به شکل علمی تفسیر کرد. بنابراین، معجزه و رخ دادن خوارق عادت در قرآن امری حتمی است. موارد بسیاری از این قبیل وجود دارد، ازجمله داستان حضرت ابراهیم : « ﴿ قالَ فَخُذ أَربَعَـة مِن الطَّیرِ فَصُر هُنَّ إلَیک ثُمَّ اجعَل عَلی کُلِّ جَبَل مِنهُنَّ جُزءاً ثُمَّ ادعُهُنَّ یأتِینَک سَعیاً ،»[294] و یا داستان عصای موسی و شتر صالح. همه این معجزات و غیبیات در قرآن هست و ما چنان‌که به قرآن و صراط و پیامبران ایمان داریم، معجزات را نیز باور داریم.

معجزات با اصول علمی ناسازگار نیست. علم جدید بر تجربه استوار است و تجربه به معنای مشاهده و رجوع به نظایر و امثال است. پس از تجربه و مشاهده، مرحله کشف قانون است. فی‌المثل، قانون علمی می‌گوید : «هرچیزی در گرما منبسط می‌شود» و این قانون بر همه موارد صدق می‌کند. اما علم جدید می‌گوید که استثنائات قوانین علمی را نفی نمی‌کند. آهن و هرچیزی در گرما منبسط می‌شود و اگر در یک مورد منبسط نشد، استثناست و این یک مورد از ارزش قانون نمی‌کاهد و مانع وضع قوانین علمی نمی‌شود. این نظریه بسیار مفصل است، و من به همه جنبه‌های آن احاطه ندارم، اما چیزهایی از این نظریه خوانده‌ام.

می‌گویند که در همه قوانین ثابت و علمی هستی موارد نادر خلاف قانون وجود دارد و علم سبب و علت این موارد نادر را در برابر میلیون‌ها مورد دیگر نمی‌داند. اگر معجزه بر اساس خرق قوانین طبیعی یعنی خلاف قوانین جاری طبیعی رخ می‌دهد، آن را یکی از استثناها بدانیم که علم نه می‌تواند آن‌ها را انکار کند و نه تفسیر. پس، معجزه با نظریه علمی ناسازگاری ندارد. اما به‌طور طبیعی تا رخ دادن آن ثابت نشود، علم آن را تأیید نمی‌کند. پس، ما نباید با افراط و تفریط به جایی برسیم که مسائل غیبی را منکر شویم.

سه سال پیش یکی از دوستان ما در صور در حال نوشتن مباحثی بس مفصل بود و می‌کوشید که همه آیات معجزه را بنابر معیارهای امروز تفسیر علمی کند. حقیقت این است که این نگاه نادرست است، زیرا منظور ما از علم آن چیزی است که تا به امروز بشر بدان دست یافته است. ما نمی‌توانیم همه هستی را در چارچوب علم امروز که ساخته آدمی است، محدود کنیم. چه‌بسا، آدمی در آینده از چیزهایی آگاهی یابد که امروز نمی‌داند. پس «آنچه با علم سازگار یا ناسازگار است» و «آنچه با عقل سازگار و یا ناسازگار است»، عباراتی محدود هستند. عقل یعنی آنچه اندیشه و ادراک بشر تا امروز بدان رسیده و علم یعنی آنچه ادراک و تجارب بشر بدان دست یافته است. چگونه می‌توانیم همه موجودات را بشناسیم، زیرا ادراکات ما محدود است. نمی‌توانیم در تفسیر

[293]. «کودک گفت: من بنده خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است. و هرجا که باشم، مرا برکت داده و تا زنده‌ام به نماز و زکات وصیت کرده است.» (مریم، 30 و 31)

[294]. «گفت: چهار پرنده برگیر و گوشت آن‌ها را به هم بیامیز و هر جزئی از آن‌ها را بر کوهی بنه. پس آن‌ها را فراخوان. شتابان نزد تو می‌آیند.» (بقره، 260)