گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 247

دیگری معامله و مشارکت کنند تا از این رسالت و از کسانی که به آن اعتقاد دارند و کیان و اظهارات و مقدسات آنان را تهدید می‌کنند و بت‌هایشان را نابود می‌سازند، خلاصی یابند. طبیعی است که رسول خدا این پیشنهاد را رد می‌کند و به دستور خدا به اینان می‌گوید : « ﴿ یا أَیُهَا الکافِرون لا أَعبُدُ ما تَعبُدُون .» این طبیعی است، چون میان معبود من و معبود شما بسیار فرق است. معبود من فوقِ ماده، قوی، واجب، عادل، حکیم و خالق است و معبود شما عاجز و ناقص و مخلوق است. معبود من مرا به سوی حق و پاکی و آزادگی فرامی‌خواند و معبود شما خوار و ذلیلتان می‌کند و شما را به باطل و انحراف می‌کشاند. پروردگار من، از من حمایت می‌کند، ولی شما خود از خدایانتان حمایت می‌کنید. پس خدای من و خدای شما تفاوت دارند : «﴿لا اَعبُدُ ما تَعبُدُونَ وَ لا اَنتُم عابِدونَ ما أَعبُد. » و در آن هنگام تأکید می‌کند : «﴿وَ لا اَنَا عابدٌ ما عَبدَتُم وَ لا أَنتُم عابدونَ ما أَعبُد» بنابراین، پیشنهاد تسویه و معامله شما و مشارکت در عبادت، پیشنهادی مردود است. رسالت من وسیله‌ای برای رزق و روزی و مجد و بزرگیِ من و خانواده‌ام نیست. رسالت من حقیقت من است و من در راه آن ناچیزم. من فرع رسالتم هستم و برای آن خود را فدا می‌کنم. پس این رسالت، رسالت من نیست، بلکه من جزئی از آن هستم. رسالت من با رسالت شما اشتراکی ندارد، چراکه معبود من با معبود شما تفاوت دارد. « ﴿ لَکُم دینَکُم وَلِیَ دِین

طبیعی است که امکان ندارد پیامبر در این گفت‌وگو اظهارات و پیشنهاد آنان را به هر شکلی بپذیرد، هرچند که با آنان بحث و گفت‌وگو می‌کرد. چراکه خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، وی را به « ﴿ جادِلُهم بالَّتَی هِیَ أَحسَنُ »[270] امر می‌کند. این طرح‌ها که نتیجه بدفهمی رسالت محمدی یا طمع در آن است، به هر شکل رد شده است. قاطعیت نشان‌دهنده وضوح راه و بینش است. پس وقتی معبود متفاوت باشد، رفتار و سلوک آدمی در زندگی و حرکاتش جملگی تفاوت دارند.

امیدواریم که حق معبود و پروردگار ما باشد و به او تمسک جوییم و از او دست نکشیم و بر سر آن معامله نکنیم و از سر ضعف یا عجز یا فریب خوردن برای او شریکی برنگزینیم. خداست که موفقمان می‌کند.

والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.

[270]. «با بهترین شیوه با آنان مجادله کن.» (نحل، 125)