گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 141

لبنان این‌گونه اقدامات را در طی حوادث اخیر انجام داد و من معتقدم بسیاری از آنچه اتفاق افتاد، به دستور رهبران نبود، ولی رهبران مسئولیت آنچه را رخ داد، به عهده گرفتند و بلکه تلاش کردند از این‌گونه اقدامات در عرصه سیاسی بهره‏برداری کنند. معنای توطئه همین است، زیرا قدرت‏هایی که بر ضد لبنان و مقاومت فلسطین و جهان عرب توطئه کردند، بزرگ‌تر از طرف‏های درگیر در لبنان بودند و از شکاف‏های موجود در هر دو جبهه سوء‌استفاده کردند. خوب بود رهبران از آنچه پیش آمد بیزاری می‏جستند، ولی متأسفانه چنین نکردند.

بنابراین، همگرایی عملی با کسانی که چنین اقداماتی کرده‏اند یا کسانی که مسئولیت آن را پذیرفته‌‏اند، غیرممکن است، مگر آنکه رهبران چپ و راست بیزاری خود را از آنچه رخ داد، اعلام کنند. البته منظور من بدی‌هایی نیست که بر من و شیعیان و جنبش محرومان روا داشته شد، چراکه این بدی‏ها همان‌گونه که قرآن کریم به ما آموخته است، با نیکی پاسخ داده خواهد شد : « ﴿ وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ .»[8]

بنابراین، حرکت من براساس اصول و مبانی است و در نتیجه هم‌گرایی عملی با طرف‏های درگیر، بدون آنکه از این‌‌گونه اقدامات بیزاری بجویند، با ایمان و باورهای ما ناسازگار است.

از سوی دیگر، اهداف توطئه روشن بود و بارها و بارها اعلام شد و همه طرف‌ها نیز به آن اعتراف کردند. با این حال همه طرف‌ها تنش‏آفرینی این توطئه را ادامه می‌دادند و کنش یا واکنش‏های آن را دنبال کردند. این بدان معناست که رهبران یا از پیامدهای اقداماتشان غافل ماندند و یا در ورطه توطئه افتادند. در هر دو صورت هم‌گرایی راهبردی، جز با ابراز بیزاری از آنچه رخ داد، ممکن نیست.

چگونه می‏توان از کشتارها و فجایع و تجاوزهایی که در حق بی‏گناهان و کودکان و زنان و بلکه علما و استادان و دیگران روا داشته شد، دفاع کرد؟

نمی‏خواهم راه‌ها را ببندم، چراکه من برای آشتی ملی و بازگرداندن همبستگی میان هم‌وطنان سخت تلاش می‏کنم. سخن من این است که باید برنامه‏ای روشن برای اهدافی روشن و با خط‌مشیی روشن تعیین شود. باید برنامه‏ها و اهداف و خط‌مشی با آنچه در طی حوادث وجود داشت و بلکه با آنچه قبل از حوادث بود و موجب بروز این حوادث شد، متفاوت باشد.

نمی‌خواهم شروط موسکویی بگذارم و شاید در نظر طرف‏های درگیر، من حق یا امکان تعیین شروط را نداشته باشم، ولی من آنچه در دل و عقل هم‌وطنان است و آنچه مصلحت عالی میهن است، بیان می‏کنم و می‏گویم : ساختن کشور جز بر پایه اهداف انسانی و با خط‌مشی ارزش‏محور و انسانی امکان‏پذیر نیست.

بحث آشتی ملی تا کنون از چارچوب حرف و شعار فراتر نرفته است. نظر شما درباره راه تحقق آن چیست؟

به نظر من آشتی ملی به شیوه عشیره‏ای و با شعار «نه برنده، نه بازنده» و با پیش کشیدن صفا و محبت، اقدامی نافرجام و بی‏نتیجه است و چاره [اساسی] را به تأخیر می‏اندازد و بر روی زخم‏ها و مشکلات سرپوش می‌گذارد.

[8]. «خوبی و بدی برابر نیستند. همواره به نیکوترین وجهی پاسخ ده، تا کسی که میان تو و او دشمنی است چون دوست مهربان تو گردد.» (فصلت، 34)