گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
لبنان اینگونه اقدامات را در طی حوادث اخیر انجام داد و من معتقدم بسیاری از آنچه اتفاق افتاد، به دستور رهبران نبود، ولی رهبران مسئولیت آنچه را رخ داد، به عهده گرفتند و بلکه تلاش کردند از اینگونه اقدامات در عرصه سیاسی بهرهبرداری کنند. معنای توطئه همین است، زیرا قدرتهایی که بر ضد لبنان و مقاومت فلسطین و جهان عرب توطئه کردند، بزرگتر از طرفهای درگیر در لبنان بودند و از شکافهای موجود در هر دو جبهه سوءاستفاده کردند. خوب بود رهبران از آنچه پیش آمد بیزاری میجستند، ولی متأسفانه چنین نکردند.
بنابراین، همگرایی عملی با کسانی که چنین اقداماتی کردهاند یا کسانی که مسئولیت آن را پذیرفتهاند، غیرممکن است، مگر آنکه رهبران چپ و راست بیزاری خود را از آنچه رخ داد، اعلام کنند. البته منظور من بدیهایی نیست که بر من و شیعیان و جنبش محرومان روا داشته شد، چراکه این بدیها همانگونه که قرآن کریم به ما آموخته است، با نیکی پاسخ داده خواهد شد : « ﴿ وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ ﴾ .»[8]
بنابراین، حرکت من براساس اصول و مبانی است و در نتیجه همگرایی عملی با طرفهای درگیر، بدون آنکه از اینگونه اقدامات بیزاری بجویند، با ایمان و باورهای ما ناسازگار است.
از سوی دیگر، اهداف توطئه روشن بود و بارها و بارها اعلام شد و همه طرفها نیز به آن اعتراف کردند. با این حال همه طرفها تنشآفرینی این توطئه را ادامه میدادند و کنش یا واکنشهای آن را دنبال کردند. این بدان معناست که رهبران یا از پیامدهای اقداماتشان غافل ماندند و یا در ورطه توطئه افتادند. در هر دو صورت همگرایی راهبردی، جز با ابراز بیزاری از آنچه رخ داد، ممکن نیست.
چگونه میتوان از کشتارها و فجایع و تجاوزهایی که در حق بیگناهان و کودکان و زنان و بلکه علما و استادان و دیگران روا داشته شد، دفاع کرد؟
نمیخواهم راهها را ببندم، چراکه من برای آشتی ملی و بازگرداندن همبستگی میان هموطنان سخت تلاش میکنم. سخن من این است که باید برنامهای روشن برای اهدافی روشن و با خطمشیی روشن تعیین شود. باید برنامهها و اهداف و خطمشی با آنچه در طی حوادث وجود داشت و بلکه با آنچه قبل از حوادث بود و موجب بروز این حوادث شد، متفاوت باشد.
نمیخواهم شروط موسکویی بگذارم و شاید در نظر طرفهای درگیر، من حق یا امکان تعیین شروط را نداشته باشم، ولی من آنچه در دل و عقل هموطنان است و آنچه مصلحت عالی میهن است، بیان میکنم و میگویم : ساختن کشور جز بر پایه اهداف انسانی و با خطمشی ارزشمحور و انسانی امکانپذیر نیست.
بحث آشتی ملی تا کنون از چارچوب حرف و شعار فراتر نرفته است. نظر شما درباره راه تحقق آن چیست؟
به نظر من آشتی ملی به شیوه عشیرهای و با شعار «نه برنده، نه بازنده» و با پیش کشیدن صفا و محبت، اقدامی نافرجام و بینتیجه است و چاره [اساسی] را به تأخیر میاندازد و بر روی زخمها و مشکلات سرپوش میگذارد.
[8]. «خوبی و بدی برابر نیستند. همواره به نیکوترین وجهی پاسخ ده، تا کسی که میان تو و او دشمنی است چون دوست مهربان تو گردد.» (فصلت، 34)
