گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
همچنانکه آشتی از رهگذر گفتوگویی که جزئیات آینده را در زمینه امور داخلی و عربی و بینالمللی روشن کند، امری دشوار است؛ زیرا چنین گفتوگویی بسیار بسیار طولانی خواهد شد، در حالی که تجربههای اجتماعی همواره در حال رشد و تحول هستند. پس میتوان گفت چنین مذاکراتی نه راهحلی ممکن برای کشور است و نه راهی آسان برای رسیدن به آشتی.
بنابراین، باید راهی منطقی در پیش گرفت که همان برقراری آَشتی در پرتو اصول کلی لبنان آینده است. برقرارسازی این آشتی نیز، همانطور که در ابتدای صحبت گفتم، یا از طریق نشست سران مذاهب میسّر خواهد شد و یا با اقدام شخص آقای الیاس سرکیس برای نظرسنجی همگانی و انتخاب ساختاری که خواستههای اکثر ملت لبنان را برآورده کند. پس از آن، به همهپرسی گذاشتن این ساختار، هرچند در قانون اساسی پیشبینی نشده باشد، چراکه همهپرسی است که قانون اساسی را میسازد و این قانون اساسی نیست که میتواند اجازه همهپرسی را بدهد یا ندهد.
دیدگاههای سیاسی اتفاقنظر دارند که کامل شدن چهره لبنان جدید در گرو دو چیز است : تفاهم سیاسی و بازسازی ارتش. به نظر شما ساختار جدید ارتش چگونه است و نظرتان درباره فرمان اخیر در این زمینه چیست؟
ارتش، ستون فقرات دولت است؛ حصار کشور است؛ بوتهای است که فرزندان لبنان در آن گداخته میشوند تا شهروندانی شایسته و ارزشمند شوند؛ سپری است برای وطن و هموطنان در برابر دشمنان خارجی و داخلی و نیز در برابر نقطهضعفها و شکافهای داخلی که خطر آنها بیشتر از خطر دشمن خارجی است.
بنابراین، ارتش آینده لبنان به نظر من باید یکپارچه باقی بماند و باید در انتخاب اعضای اصلی و فرماندهان آن تنها بر شایستهسالاری تکیه شود و نه بر ملاحظات فرقهای. مهمتر از آن، باید درمورد ارتش که از هر نظر به مسائل کشور مرتبط است، اتفاقنظری شفاف و بهدور از هرگونه تعارف و دورویی وجود داشته باشد.
درمورد فرمان سازماندهی ارتش، که به نظر من نخستین گام است، باید بگویم تنها شکل محترمانه برای برطرف کردن بحرانی است که ارتش لبنان به آن دچار شده و فکر نمیکنم کشور با وضعیت کنونی خود و پس از پشت سر گذاشتن بحرانی فاجعهبار بتواند به پاکسازی اجباری یا اخراج دست بزند، چراکه این اقدام شایسته منزلت افسران نیست.
تنها نکتهای که درمورد این فرمان وجود دارد، زمانبندی اجرای آن است که امیدوار بودیم کمتر از سه ماه باشد تا زودتر ارتشی سلیم تشکیل شود.
برخی ندای تکثر و تعدد سر میدهند و معتقدند از این مسئله در همه زمینهها کوتاه میآیند، جز در مسئله دفاعی. نظر شما چیست؟
تکثر یا تعدد صفتی چندپهلو است و برخی از ابعاد مفهوم آن از وحدت و یکپارچگی پشتیبانی میکند؛ مثلاً بدن انسان اعضای متعددی دارد که از نظر کمیت و کیفیت و کارکرد، مختلفاند، ولی همگی به انسجام و هماهنگی آن کمک میکنند. خانواده نیز همین طور است. حتی جامعه نیز، اگر همه افراد آن از نظر توانمندیها و شایستگیها و عواطف
