گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
تنشآفرین بود که متأسفانه آثار آن تاکنون باقی است.
مرحله دوم بحران پس از صدور سند قانون اساسی و اعلام آتش بس در پی میانجیگریهای سوریه بود. در این مرحله احزاب به بیراهه رفتند و راهی در پیش گرفتند که کشور را در معرض خطر تجزیه و بلکه فروپاشی قرار میدهد، همچنانکه مواضع آنها موجب شکست مقاومت فلسطین، بهطور خاص، و مسئله قومی عربی، بهطور عام، شد. اینجا بود که ما موضع خود را در برابر این احزاب اعلام کردیم و نماینده جنبش محرومان از شرکت در جلسات جنبش ملی خودداری کرد و من با همکاری نشست عرمون به بررسی اوضاع پرداختم. طبیعی بود که این موضع ما آن احزاب را ناراحت کرد و حمله سنگینی بر ضد ما به راه انداختند و همه حد و مرزها را شکستند و تلاش کردند مقاومت فلسطین را اندک اندک به ورطه دشمنی و جنگ با ما بکشانند.
نمیخواهم درباره جزئیات آنچه رخ داد، صحبت کنم. پیامدهای آن اقدام، نشاندهنده آن است که جنبش ملی در انتخاب اهداف و ابزارها دچار اشتباه بزرگی شد. به نظر من مسئولیت برخی از عناصر این جنبش، نسبت به اوضاع کنونی لبنان و بلکه اوضاع مقاومت فلسطین، کمتر از مسئولیت تشکل جبهه لبنان نیست.
من قادر به تفسیر حمله این احزاب نیستم. متأسفانه هنگام سقوط نبعه بیشتر روزنامههای ملیگرا نیز در این ورطه افتادند، با وجود آنکه من هیچ فرد یا مؤسسهای را نمیشناسم که به اندازه ما برای پایداری نبعه تلاش سیاسی کرده یا ارامنه را بیطرف نگه داشته باشد و بیمارستان ساخته و ارزاق و دارو و مانند آن برای محاصرهشدگان فرستاده باشد. جنبش محرومان تنها سازمانی بود که تا آخرین نفر از نبعه دفاع کرد و همه افراد آن کشته شدند، در حالی که مسئولان نظامی و سیاسی دیگر سازمانها امروز در خانههای خود و در میان خانوادهشان تماشا میکنند و تهمت میزنند و افتخار میکنند.
تنها معیار روابط من و روابط جنبش با مردم، هدف درست و خطمشی صحیح است. نمیتوان با خطمشی که اطراف درگیر در بحران لبنان اتخاذ کردهاند، به اهدافی صحیح دست یافت.
امّا روابط ما با جبهه قومی صرفاً به سبب داشتن اهداف مشترک در مرحلهای از زمان بوده؛ یعنی هنگامی که جبهه احزاب و نیروهای ملیگرا در صدد بودند بهصورت عشیرهای و با ابزارهایی دست به تصمیمگیری و عمل بزنند که با اهداف اعلامشده از زبان آنها ناسازگاری داشت.
امکان همگرایی سیاسی با جبهه لبنان و جنبش ملی در حال حاضر چگونه است؟
پیش از این نیز گفتهام که من خود را سیاستمدار نمیدانم و فعالیتهای من بهطور کلی برخاسته از ایمان به خداوند است که از ایمان به خدمتگزاری به انسان و پایبندی به ارزشها جدا نیست، بنابراین، همگرایی یا واگرایی، از نظر من، نباید برخاسته از اوضاع و شرایط باشد، بلکه باید الهام گرفته از اصول و مبانی باشد.
بر این اساس، وقتی فاجعه لبنان را مرور میکنم، اقدامات بسیاری را مشاهده میکنم که با پایبندی به ارزشها، حتی به میزان حداقلی نیز سازگاری ندارد؛ اقداماتی همچون حمله به بیگناهان، انتقامگیریهای فرقهای، بمباران غیرنظامیان و نهادهای انسانی و به کار بستن دروغ و شیوههای تبلیغاتی فتنهانگیز. جنبش ملی و همچنین جبهه
