گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 112

در ارتش به‌طور کامل نمی‌پذیرم. این‌ها توهمات و شایعاتی است که به ذهن برخی خطور می‏کند.

آیا تا کنون طرحی برای سازمان‌دهی ارتش به شما ارائه شده است؟

تا کنون به من ارائه نشده است، ولی این را می‏دانم که رئیس‌جمهور، الیاس سرکیس وجود چنددستگی در ارتش را به‌طور کامل رد می‏کند. این نکته در سخنان نخست‏وزیر در مجلس نیز واضح بود.

آیا در طی حوادث اخیر، طرح تشکیل شورای فرماندهی ارائه شده؟

این بحث دیگری است. اگر یک ارتش یک‌پارچه داشته باشیم، این سؤال پیش می‏آید که آیا باید یک فرمانده در رأس باشد که همه ارتش تحت فرمان او باشد و او مثل گذشته تحت نظارت رئیس‌جمهور باشد؟ قبلاً نیز همین طور بود؛ چون پس از استقلال لبنان، اختیارات نماینده بلندپایه فرانسه به رئیس‌جمهور واگذار شد.

اینکه شورای فرماندهی ارتش تشکیل شود یا فرمانده ارتش تحت نظارت وزیر دفاع یا نخست‏وزیر یا کابینه باشد، این مباحث وقتی مطرح می‏شود که ما درباره فرقه‌گرایی در ارتش صحبت کنیم. ولی اگر فرقه‌گرایی را کنار بگذاریم و خدمت سربازی را مطرح کنیم، دیگر جایی برای بحث درباره فعالیت‏های فرماندهی واحد نمی‏ماند. در ارتش‏های دنیا تجربه‏های فراوانی وجود دارد که می‏توان از آن‌ها استفاده کرد.

اینجا و آنجا گفت‌وگوهایی می‏شود که نیروهای بازدارنده عرب می‏توانند در مدت ده یا پانزده روز وارد جنوب شوند. به نظر شما آیا چنین چیزی ممکن است؟

تا آنجا که من اطلاع دارم نیروهای بازدارنده به این زودی‏ها وارد جنوب نخواهند شد، ولی می‏دانم که تلاش‏های پیگیری در جریان است و امیدوارم به نتیجه برسیم. به نظر من تا کنون به هیچ نتیجه‏ای نرسیده‏ایم.

از رسیدن کشتی‏های حامل اسلحه برای برخی طرف‏ها باخبرید؟

یک هفته پیش یک کشتی به بندر صور رسید.

معلوم است اسلحه‏ها از کجا آمده است؟

نمی‏دانم، ولی اسلحه‏هایی که به صور می‏آید، معلوم است برای چه گروهی است و چگونه وارد می‏شود.

بحران لبنان رو به پایان است. آیا می‏توانیم اندکی به ریشه‏ها و عوامل آن بازگردیم؟

در روزنامه‏ها دراین‌باره به‌طور کلی صحبت کرده‏ایم. درحقیقت من معتقد نیستم که بحران لبنان بحرانی فرقه‏ای یا بحرانی اجتماعی و طبقاتی باشد. تردیدی نیست که این بحران ناشی از وجود قشرهای گسترده محروم یا عقب‏افتاده بود و رهبران درگیری‌ها نیز بر طبل فرقه‏گرایی کوبیدند تا بتوانند مبارزان جبهه‏های خود را متقاعد کنند. بحران در آغاز نه فرقه‏ای بود نه طبقاتی. بحران لبنان بحرانی شبه‏ نژادپرستانه بود؛ به این معنا که برخی منحرفان به ذهن برخی از فِرق لبنان چنین القا کردند که اگر آنان خود را در وطن ذوب کنند و دست از امتیازات خود بردارند و برابری کامل شهروندی را بپذیرند، به آنان نیز مانند دیگر اقلیت‏ها ستم می‏شود. گاه برخی از ما می‏شنویم که گروهی از لبنانیان نسبت به گروهی دیگر برتری و امتیاز دارند.