گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
در ارتش بهطور کامل نمیپذیرم. اینها توهمات و شایعاتی است که به ذهن برخی خطور میکند.
آیا تا کنون طرحی برای سازماندهی ارتش به شما ارائه شده است؟
تا کنون به من ارائه نشده است، ولی این را میدانم که رئیسجمهور، الیاس سرکیس وجود چنددستگی در ارتش را بهطور کامل رد میکند. این نکته در سخنان نخستوزیر در مجلس نیز واضح بود.
آیا در طی حوادث اخیر، طرح تشکیل شورای فرماندهی ارائه شده؟
این بحث دیگری است. اگر یک ارتش یکپارچه داشته باشیم، این سؤال پیش میآید که آیا باید یک فرمانده در رأس باشد که همه ارتش تحت فرمان او باشد و او مثل گذشته تحت نظارت رئیسجمهور باشد؟ قبلاً نیز همین طور بود؛ چون پس از استقلال لبنان، اختیارات نماینده بلندپایه فرانسه به رئیسجمهور واگذار شد.
اینکه شورای فرماندهی ارتش تشکیل شود یا فرمانده ارتش تحت نظارت وزیر دفاع یا نخستوزیر یا کابینه باشد، این مباحث وقتی مطرح میشود که ما درباره فرقهگرایی در ارتش صحبت کنیم. ولی اگر فرقهگرایی را کنار بگذاریم و خدمت سربازی را مطرح کنیم، دیگر جایی برای بحث درباره فعالیتهای فرماندهی واحد نمیماند. در ارتشهای دنیا تجربههای فراوانی وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد.
اینجا و آنجا گفتوگوهایی میشود که نیروهای بازدارنده عرب میتوانند در مدت ده یا پانزده روز وارد جنوب شوند. به نظر شما آیا چنین چیزی ممکن است؟
تا آنجا که من اطلاع دارم نیروهای بازدارنده به این زودیها وارد جنوب نخواهند شد، ولی میدانم که تلاشهای پیگیری در جریان است و امیدوارم به نتیجه برسیم. به نظر من تا کنون به هیچ نتیجهای نرسیدهایم.
از رسیدن کشتیهای حامل اسلحه برای برخی طرفها باخبرید؟
یک هفته پیش یک کشتی به بندر صور رسید.
معلوم است اسلحهها از کجا آمده است؟
نمیدانم، ولی اسلحههایی که به صور میآید، معلوم است برای چه گروهی است و چگونه وارد میشود.
بحران لبنان رو به پایان است. آیا میتوانیم اندکی به ریشهها و عوامل آن بازگردیم؟
در روزنامهها دراینباره بهطور کلی صحبت کردهایم. درحقیقت من معتقد نیستم که بحران لبنان بحرانی فرقهای یا بحرانی اجتماعی و طبقاتی باشد. تردیدی نیست که این بحران ناشی از وجود قشرهای گسترده محروم یا عقبافتاده بود و رهبران درگیریها نیز بر طبل فرقهگرایی کوبیدند تا بتوانند مبارزان جبهههای خود را متقاعد کنند. بحران در آغاز نه فرقهای بود نه طبقاتی. بحران لبنان بحرانی شبه نژادپرستانه بود؛ به این معنا که برخی منحرفان به ذهن برخی از فِرق لبنان چنین القا کردند که اگر آنان خود را در وطن ذوب کنند و دست از امتیازات خود بردارند و برابری کامل شهروندی را بپذیرند، به آنان نیز مانند دیگر اقلیتها ستم میشود. گاه برخی از ما میشنویم که گروهی از لبنانیان نسبت به گروهی دیگر برتری و امتیاز دارند.
