گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 109

است. وقتی جبهه جنوب داغ بود، اسرائیل به جبهه مقاومت فلسطین در روستاهای لبنان حمله می‏کرد. در کنار آن به روستاهای دیگری هم که خبری از مقاومت فلسطین در آن‌ها نبود، حمله می‏کرد. در بسیاری از مناطق لبنان که اسرائیل وارد می‏شد و می‏کشت و ویران می‏کرد، مقاومت فلسطین حضور نداشت. اسرائیل، به بهانه حضور مقاومت فلسطین، وارد بسیاری از روستاها در دو بخش میانی و غربی می‏شد و خانه‏ها را ویران می‏کرد و مردم را می‏‏کشت و می‏ربود. بنابراین، اسرائیل تجاوز می‏کرد، ولی در مقابل، مقاومت فلسطین نیز فعالیت می‌کرد و اعلام موجودیت می‏کرد و روستاهای شمالی را به وحشت می‏انداخت.

جنوب در برهه‏ای از زمان با رضایت و خشنودی کامل بار مقاومت فلسطین را به دوش می‏کشید، زیرا مقاومت وظیفه ملی و قومی خود را انجام می‏داد.

لبنان به عنوان دولتی عربی از کمک‌های جهان عرب به‌طور عام بهره‌مند بود، ولی تاوان انتساب عربی لبنان را تنها جنوب می‌پرداخت. لبنان خود را در نخستین مسئله جهان عرب، یعنی مسئله فلسطین، شریک می‏دانست و در طی این مدت لبنان می‏توانست حامی مسئله فلسطین در همه جهان باشد، ولی کوته‏بینی و تنگ‏نظری برخی حاکمان نگذاشت که لبنان قبل از پیش آمدن حوادث اخیر با مسئله فلسطین به‌خوبی تعامل کند. البته طرف دیگر، یعنی جبهه مقاومت فلسطین نیز اشتباه‌ها و برخوردهای نادرست فراوانی داشت.

جنوب همه آنچه را گفتیم، تحمل می‏کرد. سپس بحران لبنان پیش آمد و کلّ فاجعه یک‌باره به جنوب کشیده شد. اکنون خطرْ این است که اوضاع نابسامان کنونی یا به اشغالگری اسرائیل بینجامد و یا سبب شود تا همه دنیا تصور کنند که بحران لبنان طی یک یا دو یا چهار ماه فروکش کرده است، جز در جنوب، و نیروهای بازدارنده عربی نیز در جنوب دخالت نمی‌کنند و اسرائیل این واقعیت را به رخ دنیا بکشد. چند روز پیش گزارشی از یکی از دوستانم در آمریکا به دستم رسید که همه روزنامه‏های آمریکا می‏گویند تنها اسرائیل است که به مردم جنوب کمک‏رسانی می‏کند؛ همه کشورهای عربی اسلحه و مهمات جنگی به آنجا می‏فرستند، به جز اسرائیل که برای نجات جنوب امکانات انسان‏دوستانه فراهم می‌آورد و درمانگاه برای آنان احداث می‏کند. بنابراین، در این فضای تبلیغاتی اگر وضع کنونی ادامه یابد، ممکن است اسرائیل مرتکب حماقت شود، زیرا دنیا از این وضع به تنگ آمده است. حتی ادامه تنش چه‌بسا موجب شود همین پرده نازکی که میان برخی از هم‌وطنان و اسرائیل وجود دارد، به‌طور کامل بیفتد و همه‌چیز علنی شود. اکنون میان برخی گروه‏ها همکاری وجود دارد، ولی در سطح مسئولان در آن روستاها چنین نیست. هنوز ب رخی از مسئولان عذاب وجدان دارند، ولی اگر تنش‏ها ادامه یابد، این پرده شرم و حیا دریده می‏شود. من می‏دانم که توجه و اهتمام کلی در کنفرانس ریاض و کنفرانس قاهره به وجود آمده است و در سفرهایی که کردم، از این مسئله مطمئن شدم.

آیا حل سیاسی اوضاع در جنوب از رهگذر تشکیل نیروهایی از همه طرف‌ها امکان‏پذیر است؟ آیا این تجربه که در بیروت با شکست روبه‌رو شده، ممکن است در جنوب موفقیت‏آمیز باشد؟

حقیقت این است که تلاش جدیدی در این زمینه صورت نگرفته است، ولی تماس‌هایی دراین‌باره برقرار شده است. من و ابو عمار و ابوجهاد گرد هم