گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
است. وقتی جبهه جنوب داغ بود، اسرائیل به جبهه مقاومت فلسطین در روستاهای لبنان حمله میکرد. در کنار آن به روستاهای دیگری هم که خبری از مقاومت فلسطین در آنها نبود، حمله میکرد. در بسیاری از مناطق لبنان که اسرائیل وارد میشد و میکشت و ویران میکرد، مقاومت فلسطین حضور نداشت. اسرائیل، به بهانه حضور مقاومت فلسطین، وارد بسیاری از روستاها در دو بخش میانی و غربی میشد و خانهها را ویران میکرد و مردم را میکشت و میربود. بنابراین، اسرائیل تجاوز میکرد، ولی در مقابل، مقاومت فلسطین نیز فعالیت میکرد و اعلام موجودیت میکرد و روستاهای شمالی را به وحشت میانداخت.
جنوب در برههای از زمان با رضایت و خشنودی کامل بار مقاومت فلسطین را به دوش میکشید، زیرا مقاومت وظیفه ملی و قومی خود را انجام میداد.
لبنان به عنوان دولتی عربی از کمکهای جهان عرب بهطور عام بهرهمند بود، ولی تاوان انتساب عربی لبنان را تنها جنوب میپرداخت. لبنان خود را در نخستین مسئله جهان عرب، یعنی مسئله فلسطین، شریک میدانست و در طی این مدت لبنان میتوانست حامی مسئله فلسطین در همه جهان باشد، ولی کوتهبینی و تنگنظری برخی حاکمان نگذاشت که لبنان قبل از پیش آمدن حوادث اخیر با مسئله فلسطین بهخوبی تعامل کند. البته طرف دیگر، یعنی جبهه مقاومت فلسطین نیز اشتباهها و برخوردهای نادرست فراوانی داشت.
جنوب همه آنچه را گفتیم، تحمل میکرد. سپس بحران لبنان پیش آمد و کلّ فاجعه یکباره به جنوب کشیده شد. اکنون خطرْ این است که اوضاع نابسامان کنونی یا به اشغالگری اسرائیل بینجامد و یا سبب شود تا همه دنیا تصور کنند که بحران لبنان طی یک یا دو یا چهار ماه فروکش کرده است، جز در جنوب، و نیروهای بازدارنده عربی نیز در جنوب دخالت نمیکنند و اسرائیل این واقعیت را به رخ دنیا بکشد. چند روز پیش گزارشی از یکی از دوستانم در آمریکا به دستم رسید که همه روزنامههای آمریکا میگویند تنها اسرائیل است که به مردم جنوب کمکرسانی میکند؛ همه کشورهای عربی اسلحه و مهمات جنگی به آنجا میفرستند، به جز اسرائیل که برای نجات جنوب امکانات انساندوستانه فراهم میآورد و درمانگاه برای آنان احداث میکند. بنابراین، در این فضای تبلیغاتی اگر وضع کنونی ادامه یابد، ممکن است اسرائیل مرتکب حماقت شود، زیرا دنیا از این وضع به تنگ آمده است. حتی ادامه تنش چهبسا موجب شود همین پرده نازکی که میان برخی از هموطنان و اسرائیل وجود دارد، بهطور کامل بیفتد و همهچیز علنی شود. اکنون میان برخی گروهها همکاری وجود دارد، ولی در سطح مسئولان در آن روستاها چنین نیست. هنوز ب رخی از مسئولان عذاب وجدان دارند، ولی اگر تنشها ادامه یابد، این پرده شرم و حیا دریده میشود. من میدانم که توجه و اهتمام کلی در کنفرانس ریاض و کنفرانس قاهره به وجود آمده است و در سفرهایی که کردم، از این مسئله مطمئن شدم.
آیا حل سیاسی اوضاع در جنوب از رهگذر تشکیل نیروهایی از همه طرفها امکانپذیر است؟ آیا این تجربه که در بیروت با شکست روبهرو شده، ممکن است در جنوب موفقیتآمیز باشد؟
حقیقت این است که تلاش جدیدی در این زمینه صورت نگرفته است، ولی تماسهایی دراینباره برقرار شده است. من و ابو عمار و ابوجهاد گرد هم
