گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
لبنان فروپاشیده است، زیرا آنان ارتش را از فعالیت در این زمینه بازمیداشتند. در حالی که ما احساس میکردیم بخشی از ارتش لبنان نسبت به مسئله فلسطین همدردی میکند. در جلسات آموزشی، دشمن فرضی را «مقاومت» یا «چریک فدایی» مینامیدند. هنگام تمرین نظامیان میگفتند : فرض کنیم در فلان مسافت یک چریک فدایی است. این شیوه عجیب در تربیت و آموزش نیروها ثابت کرد که آنها ارتش را به عنوان نیروی امنیتی داخلی آماده میکنند. همه اینها قبلاً رخ داده است، و از این رو، شاهد بودیم که ارتش فروپاشید و روش آموزش نیروها نیز از بین رفت. در حال حاضر مسئله جنوب میتواند ارتش را متحد کند و بلکه میتواند مسئله یا انگیزه اصلی ارتش باشد. و به دنبال آن بازسازی ارتش و نهادهای آن را فراهم کند.
شما ترجیح میدهید ارتش بر پایه چه اصولی تشکیل شود؟
طبیعتاً ما ارتشی متحد و منسجم مانند دیگر ارتشها میخواهیم. ترجیح میدهیم در ارتش فرقهگرایی نباشد؛ میخواهیم ارتشی پیشرفته باشد و ضرورتی برای یکسان بودن تعداد افراد از هر فرقه وجود نداشته باشد. چهبسا تعدادی از یک فرقه وارد ارتش شوند ولی در مقابل آن، همان تعداد از دیگر فرقهها وارد نشوند. در گذشته بسیار پیش میآمد که وقتی جوانی میخواست وارد ارتش شود، برای برقراری توازن فرقهای، نزد شخصی از فرقه دیگری میرفت و به او مبلغی میداد تا همراه او وارد ارتش شود. فرقهگرایی مانع افزایش نیروهای ارتش بود. افزون بر آنکه فرقهگرایی سیاسی مانع بروز شایستگیها میشود، بهویژه آنکه شایستگی نظامی معلول استعداد فردی است. گاه شخصی از فرقه لاتین یا سریان یا دیگر اقلیتها دارای استعداد و قابلیت است. ولی مراکز اصلی ارتش در لبنان در انحصار فِرق اصلی است، اگر نگوییم در انحصار یک فرقه است. در واقع کنار گذاشتن فرقهگرایی سیاسی به سازمانیافتگی ارتش کمک میکند. باید در کنار لغو فرقهگرایی سیاسی، خدمت سربازی نیز اجباری شود تا هر فرد لبنانی ملزم به خدمت سربازی شود. در این صورت دیگر هیچ لبنانی نمیتواند بگوید چون از طبقه مرفه یا اشراف است، وارد ارتش نمیشود.
اگر ارتش را بر مبنای غیرفرقهای پایهگذاری کنیم، در این صورت میتوانیم ترس فرقههای مسیحی را با ایجاد یک نهاد مسلح دیگر از بین ببریم. در همه جای دنیا برای حفظ توازن در نیروهای مسلح، در کنار ارتش، گارد ملی یا نیروهای امنیتی تشکیل میشود.
معادلات بسیاری وجود دارد : میتوان اجازه داد ارتش با یک اکثریت معین رشد یابد و در مقابل آن، نیروی امنیتی داخلی با یک اکثریت دیگر شکل بگیرد. برای نمونه میتوان به شبهنظامیانی که در لبنان حضور دارند، اشاره کرد. مردم لبنان ثابت کردهاند که همگی رزمنده هستند و کسی در میان آنها «نازپرورده» نیست. قشر مرفه نیز در جنگ حضور داشتند. بنابراین، میتوان یک نیروی مسلح دیگر برای حفظ تعادل ایجاد کرد.
پس از کنار گذاشتن فرقهگرایی باید به ارتش انگیزه و علت وجودی داد و طبیعتاً ارتش باید تنها یک مسئولیت داشته باشد که همان دفاع از مرزها در برابر دشمن صهیونیستی است. اسرائیل عملاً به حریم مرزهای لبنان تجاوز میکند. من هرگونه تجزیه در ارتش، یعنی هرگونه چنددستگی و جناحبندی را
