گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 111

لبنان فروپاشیده است، زیرا آنان ارتش را از فعالیت در این زمینه بازمی‏داشتند. در حالی که ما احساس می‏کردیم بخشی از ارتش لبنان نسبت به مسئله فلسطین همدردی می‏کند. در جلسات آموزشی، دشمن فرضی را «مقاومت» یا «چریک فدایی» می‏نامیدند. هنگام تمرین نظامیان می‏گفتند : فرض کنیم در فلان مسافت یک چریک فدایی است. این شیوه عجیب در تربیت و آموزش نیروها ثابت کرد که آن‌ها ارتش را به عنوان نیروی امنیتی داخلی آماده می‏کنند. همه این‌ها قبلاً رخ داده است، و از این رو، شاهد بودیم که ارتش فروپاشید و روش آموزش نیروها نیز از بین رفت. در حال حاضر مسئله جنوب می‏تواند ارتش را متحد کند و بلکه می‏تواند مسئله یا انگیزه اصلی ارتش باشد. و به دنبال آن بازسازی ارتش و نهادهای آن را فراهم کند.

شما ترجیح می‏دهید ارتش بر پایه چه اصولی تشکیل شود؟

طبیعتاً ما ارتشی متحد و منسجم مانند دیگر ارتش‏ها می‏خواهیم. ترجیح می‏دهیم در ارتش فرقه‌گرایی نباشد؛ می‏خواهیم ارتشی پیشرفته باشد و ضرورتی برای یکسان بودن تعداد افراد از هر فرقه وجود نداشته باشد. چه‌بسا تعدادی از یک فرقه وارد ارتش شوند ولی در مقابل آن، همان تعداد از دیگر فرقه‌ها وارد نشوند. در گذشته بسیار پیش می‏آمد که وقتی جوانی می‏خواست وارد ارتش شود، برای برقراری توازن فرقه‏ای، نزد شخصی از فرقه دیگری می‏رفت و به او مبلغی می‏داد تا همراه او وارد ارتش شود. فرقه‌گرایی مانع افزایش نیروهای ارتش بود. افزون بر آنکه فرقه‌گرایی سیاسی مانع بروز شایستگی‏ها می‏شود، به‌ویژه آنکه شایستگی نظامی معلول استعداد فردی است. گاه شخصی از فرقه لاتین یا سریان یا دیگر اقلیت‏ها دارای استعداد و قابلیت است. ولی مراکز اصلی ارتش در لبنان در انحصار فِرق اصلی است، اگر نگوییم در انحصار یک فرقه است. در واقع کنار گذاشتن فرقه‌گرایی سیاسی به سازمان‏یافتگی ارتش کمک می‌کند. باید در کنار لغو فرقه‌گرایی سیاسی، خدمت سربازی نیز اجباری شود تا هر فرد لبنانی ملزم به خدمت سربازی شود. در این صورت دیگر هیچ لبنانی نمی‏تواند بگوید چون از طبقه مرفه یا اشراف است، وارد ارتش نمی‌شود.

اگر ارتش را بر مبنای غیرفرقه‏ای پایه‏گذاری کنیم، در این صورت می‏توانیم ترس فرقه‌های مسیحی را با ایجاد یک نهاد مسلح دیگر از بین ببریم. در همه جای دنیا برای حفظ توازن در نیروهای مسلح، در کنار ارتش، گارد ملی یا نیروهای امنیتی تشکیل می‏شود.

معادلات بسیاری وجود دارد : می‌توان اجازه داد ارتش با یک اکثریت معین رشد یابد و در مقابل آن، نیروی امنیتی داخلی با یک اکثریت دیگر شکل بگیرد. برای نمونه می‏توان به شبه‌نظامیانی که در لبنان حضور دارند، اشاره کرد. مردم لبنان ثابت کرده‏اند که همگی رزمنده هستند و کسی در میان آن‌ها «نازپرورده» نیست. قشر مرفه نیز در جنگ حضور داشتند. بنابراین، می‏توان یک نیروی مسلح دیگر برای حفظ تعادل ایجاد کرد.

پس از کنار گذاشتن فرقه‏گرایی باید به ارتش انگیزه و علت وجودی داد و طبیعتاً ارتش باید تنها یک مسئولیت داشته باشد که همان دفاع از مرزها در برابر دشمن صهیونیستی است. اسرائیل عملاً به حریم مرزهای لبنان تجاوز می‌کند. من هرگونه تجزیه در ارتش، یعنی هرگونه چنددستگی و جناح‏بندی را