گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 104

جان‌فشانی‏ها و رنج‏هایشان باشد؛ آینده‏ای روشن به ایمان و عزتمندی؛ آینده‌ای آکنده از صلح و عدالت و محبت و فداکاری؛ آینده‏ای که کینه‏ها و عقده‏ها را دور بیندازد و با آزادی و کار و تلاش همراه باشد و به ارواح قهرمانانش وفادار بماند و در پرتو توانمندی‏های فرزندانش سعادتمند باشد و مشعل حق و اندیشه و زیبایی را برافرازد.

جاودانگی و عظمت میهن، همانند جاودانگی سالروز ولادت حضرت مسیح و عظمت عاشورا تنها در گرو ارزش‌های انسانی است، چراکه بدون آن‌ها پیروزی به دست نمی‏آید و بدون پایبندی به آن‌ها، قهرمانی‏ها هیچ شکوهی ندارد. جهان هستی نیز نقش تلاش‏هایی را که در راه خدمت به انسانیت و خیرخواهی برای انسان نباشد، بر صحیفه خود نگه نمی‏دارد، بلکه آن را حقیر و بی‏ارزش می‏انگارد و به دست فراموشی می‏سپارد.

هم‌وطنان عزیز، مسئولیتی که در انتظار ماست و میهن و همه عالم از ما انتظار دارند، بسیار بزرگ است و به دوش کشیدن و رساندن آن به دست آیندگان مردانی بزرگ می‏طلبد. دنیا نگران ماست، چراکه ما نشان دادیم که کشوری کوچک همچنان‌که توانست سالیان دراز مشعل فرهنگ و تمدن را در دست داشته باشد، می‏تواند سراسر شر و فتنه شود و آسایش همگان را بر هم زند. دنیا دریافت که شهروندی که به تنهایی وارد دنیای ناشناخته‏ها می‏شد و با آن‌ها به تعامل می‏پرداخت و به سازندگی دست می‏زد، هم او می‌تواند به تماشای اقلیتی منحرف بنشیند که همه‌چیز را انکار و ویران می‏کند.

برادران، ای کسانی که میلاد مسیح را جشن گرفته‏اید و ای کسانی که مقام شهید را ارج می‏نهید، ما چه گزینه‏ای را انتخاب خواهیم کرد؟

در برابر این انتخاب روشن که لحظه‏ای در آن درنگ نمی‏کنیم و برای استمرار تاریخ متمدن و پربارمان و در این مناسبت‏های مقدس، برماست که به‌سرعت از فضای جنگ بیرون آییم. این جنگ تنها با توپ‌خانه نبود، بلکه عقل‌ها و دل‌ها و زبان‌ها نیز در آن نقش داشتند.

متأسفانه، در این میان عقل‌ها نیز به میدان آمدند و در کشیدن نقشه‏های جهنمی و به کارگیری ابزارهای تحریک‏گر ویران‏کننده ابتکار نشان دادند و انحرافات و ستمگری‏ها را چنان تئوریزه و توجیه کردند که برخی از ما هیچ اقدامی را غیرموجه نمی‌شمرد، هر‌چند به‌دور از اصول انسانی و آداب و رسوم لبنان بوده باشد. در این مدت دل‌ها چنان از یکدیگر بیزار شد که هرگز متصور نبود، در حالی‌ که ما در طول تاریخ همواره با دشمنان مهربانی می‏کردیم و بی‏پناهان را پناه می‏دادیم و از کودکان و زنان و مجروحان محافظت می‏کردیم. هنوز بر سر زبان‏هاست که ما چطور در دوران جنگ، وقتی هنوز سازمان‏های صلیب سرخ شکل نگرفته بود، برای درمان مجروحانِ دشمن پزشک می‏فرستادیم و همه بی‌گناهان و حتی درختان و حیوانات نیز چشم امید به جان‌فشانی‏های ما دوخته بودند.

امّا زبان‌ها و قلم‌ها وارد جنگی شدند که در وحشی‌گری و ددمنشی از سلاح‏های مرگ‌بار پیشی گرفت و دروغ بافتند و تهمت زدند و برخی را خوش‌نام و برخی را بدنام کردند و برخی مسائل را بزرگ جلوه دادند و برخی را کوچک و از مرز افکار گوبلز نیز فراتر رفتند.

جنگ لبنان را می‏توان در درجه اوّل جنگ تبلیغاتی به شمارآورد. در اثر این جنگ تبلیغاتی که میلیون‌ها و بلکه صدها میلیون برای آن هزینه شد