گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
جانفشانیها و رنجهایشان باشد؛ آیندهای روشن به ایمان و عزتمندی؛ آیندهای آکنده از صلح و عدالت و محبت و فداکاری؛ آیندهای که کینهها و عقدهها را دور بیندازد و با آزادی و کار و تلاش همراه باشد و به ارواح قهرمانانش وفادار بماند و در پرتو توانمندیهای فرزندانش سعادتمند باشد و مشعل حق و اندیشه و زیبایی را برافرازد.
جاودانگی و عظمت میهن، همانند جاودانگی سالروز ولادت حضرت مسیح و عظمت عاشورا تنها در گرو ارزشهای انسانی است، چراکه بدون آنها پیروزی به دست نمیآید و بدون پایبندی به آنها، قهرمانیها هیچ شکوهی ندارد. جهان هستی نیز نقش تلاشهایی را که در راه خدمت به انسانیت و خیرخواهی برای انسان نباشد، بر صحیفه خود نگه نمیدارد، بلکه آن را حقیر و بیارزش میانگارد و به دست فراموشی میسپارد.
هموطنان عزیز، مسئولیتی که در انتظار ماست و میهن و همه عالم از ما انتظار دارند، بسیار بزرگ است و به دوش کشیدن و رساندن آن به دست آیندگان مردانی بزرگ میطلبد. دنیا نگران ماست، چراکه ما نشان دادیم که کشوری کوچک همچنانکه توانست سالیان دراز مشعل فرهنگ و تمدن را در دست داشته باشد، میتواند سراسر شر و فتنه شود و آسایش همگان را بر هم زند. دنیا دریافت که شهروندی که به تنهایی وارد دنیای ناشناختهها میشد و با آنها به تعامل میپرداخت و به سازندگی دست میزد، هم او میتواند به تماشای اقلیتی منحرف بنشیند که همهچیز را انکار و ویران میکند.
برادران، ای کسانی که میلاد مسیح را جشن گرفتهاید و ای کسانی که مقام شهید را ارج مینهید، ما چه گزینهای را انتخاب خواهیم کرد؟
در برابر این انتخاب روشن که لحظهای در آن درنگ نمیکنیم و برای استمرار تاریخ متمدن و پربارمان و در این مناسبتهای مقدس، برماست که بهسرعت از فضای جنگ بیرون آییم. این جنگ تنها با توپخانه نبود، بلکه عقلها و دلها و زبانها نیز در آن نقش داشتند.
متأسفانه، در این میان عقلها نیز به میدان آمدند و در کشیدن نقشههای جهنمی و به کارگیری ابزارهای تحریکگر ویرانکننده ابتکار نشان دادند و انحرافات و ستمگریها را چنان تئوریزه و توجیه کردند که برخی از ما هیچ اقدامی را غیرموجه نمیشمرد، هرچند بهدور از اصول انسانی و آداب و رسوم لبنان بوده باشد. در این مدت دلها چنان از یکدیگر بیزار شد که هرگز متصور نبود، در حالی که ما در طول تاریخ همواره با دشمنان مهربانی میکردیم و بیپناهان را پناه میدادیم و از کودکان و زنان و مجروحان محافظت میکردیم. هنوز بر سر زبانهاست که ما چطور در دوران جنگ، وقتی هنوز سازمانهای صلیب سرخ شکل نگرفته بود، برای درمان مجروحانِ دشمن پزشک میفرستادیم و همه بیگناهان و حتی درختان و حیوانات نیز چشم امید به جانفشانیهای ما دوخته بودند.
امّا زبانها و قلمها وارد جنگی شدند که در وحشیگری و ددمنشی از سلاحهای مرگبار پیشی گرفت و دروغ بافتند و تهمت زدند و برخی را خوشنام و برخی را بدنام کردند و برخی مسائل را بزرگ جلوه دادند و برخی را کوچک و از مرز افکار گوبلز نیز فراتر رفتند.
جنگ لبنان را میتوان در درجه اوّل جنگ تبلیغاتی به شمارآورد. در اثر این جنگ تبلیغاتی که میلیونها و بلکه صدها میلیون برای آن هزینه شد
