گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 93

نسلِ روبه رشدِ عصر ما از همین زاویه تفسیرشدنی است. چه، در گذشته هیچ‌گاه پیوند و ارتباط نسل‌هاى متوالى با یکدیگر ارتباط فکرى و وحدت ذهنى نبوده است، بلکه مى توان گفت این تفاوت در تفکر و منطق، درحقیقت علت اساسى تکامل و خروج از جمود بوده است. نسل رو‌به‌رشدى که از لحاظ منطقى و ذهنى با نسل سابق خود متفاوت بود، رابط? عاطفى مستحکمى با آن پیوند داشت، زیرا نسل جدید در اسلاف خویش عطا و بخشش تام و تمام مشاهده مى کرد. مادرْ نمون? بخشش مستمر و همه جانبه و عمیق و نامحدود بود و پدر و معلم و پزشک و دیگران نیز به همین ترتیب. کودک در لابه لاى این تصویر جذاب از زندگى و گذشته رشد مى کرد و در حالى که فریفته و مجذوب و وجودش مملو از محبت و احترام بود، از سرِ وفادارى و احساس مسئولیت ارتباط بسیار مستحکمى برقرار مى کرد.

این پیوند عاطفى و قلبى، در کنار تفاوتِ ذهنى، باعث مى شود تا فرزندان نقش پدران را تکمیل کنند؛ نسل جدید نوگراست، در عین حال، در ادام? وجود نسل‌هاى گذشته قرار دارد.

در خط افقى و در ارتباطات زناشویى نیز، همان مشکلاتى به ظهور مى رسد که در خط عمودىِ روابط والدین با فرزندان ملاحظه کردیم. فاصل? زمانى و مکانى، اشتغال هریک از زن و مرد به شغل خاص و فضاهاى خود، ارتباط ناقص زناشویى به مفهوم همه جانب? آن و آنچه به طور طبیعى و عملى پیامد این عناصر محسوب مى شود، روابط زن و شوهر را لرزان و اعتماد را ضعیف و تفاهم را اندک مى کند.

رشد عقلى و اجتماعى فرد در خانواده، بدون ارتباط با دیگران، تفاوت میان افراد خانواده را گسترده تر مى کند و میان زن و مرد از یک طرف و آنان و فرزندان از طرف دیگر، شکافى ایجاد مى کند که به تدریج عمیق خواهد شد.

اساس مشکل

حقیقت این است که مشکل فقط به روابط والدین و فرزندان و روابط زن و شوهر محدود نمى شود، بلکه دامن‌گیر روابط اجتماعى نیز مى شود و تصور خاصى از جامعه به دست مى دهد که در آن روابط میان افرادِ آن براساس بخششى محدود و نرخ گذارى شده استوار مى شود و تعامل میان افراد را، که حقیقت جامعه است، به تعاملى ابزارى و غیرانسانى و بى روح تبدیل مى کند.

علت واقعى این مشکل تکیه بر ماده و مادی‌گرى به مثاب? پای? تمدن و خارج‌کردن ماوراءالطبیعه از تأثیر در زندگى است، آن‌گونه که سازندگان بناى تمدن جدید لحاظ کرده اند.

ماده مطلق نیست، به همین علت بخشش انسانى که موجب ارتباط همنوعان و پای? تشکیل جامع? انسانى است تا وقتى که از انگیز? مادى و محدود برخاسته باشد، براساس ماده استوار است و، در نتیجه، نسبى و محدود خواهد بود. کار هر فردى براى جامعه به نسبتِ مزدى که او از جامعه مى گیرد و منفعتى که از طریق آن تحصیل مى کند، مشخص مى شود.

در چنین جامعه اى فرد غریب است و ارتباط او با دیگران به منافع مشترک وى با آنان بستگى دارد. بنابراین، جامعه شرکت تجارى بزرگی است که شرکت‌هاى کوچک ترى به نام خانواده و فامیل و طبقه و دوستی و میهن و امت را شامل مى شود. در این جامعه، دوری و فاصل? زمانى و مکانى به خطرى براى خانواده و عاملى براى سست‌شدن روابط تبدیل مى شود، زیرا تعامل کم مى شود و منافع خانواده در

صفحه93 از370