گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
دوم. زن از هرگونه ایجاد تحریک منع شده است:
در سخن: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ.»[61]
در حرکت: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ.»[62]
در بدن: «وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا.»[63]
سوم. حدود وضع شده در روابط میان زن و مردِ نامحرم مثل پایین انداختن چشم و معاشرت نکردن صمیمی و منع اظهارات عاشقانه و منع لذت جویى و پرهیز از سوءِظن.
چهارم. حفظ خانواده از دخالت دیگران و این دخالت را از بزرگ ترین گناهان شمردن. در حدیث داریم: «در اسلام هیچ بنایى محبوب تر از خانواده نیست.» مفهوم مخالف این حدیث مورد نظر است که موضع گیرى مخرب است.
پنجم. تشویق به تسریع در ازدواج به اعتبار اینکه نصف دین است.
اکنون لازم است احکامى را متذکر شویم که خانواده را در جامع? پیشرفته خوشبخت نگاه مى دارد:
الف. از نظر اسلام کار زن هیچ مانعى ندارد.
ب. کار در خانه و خدمت به فرزند و همسر بر زن واجب نیست.
ج. زن مجبور به ازدواج نمیشود، اما اگر ازدواج را برگزید، باید آن را درست انجام دهد و به رسالت خود عمل کند، زیرا او متعهد به این زندگى شده است. در اینجا مى توان براى کار زن شرطى مشخص کرد که در صورت برآمدن این شرط، زن حق دارد کار کند و آن عبارت است از اینکه کار او نباید در وظایف خانوادگى وى تأثیر بگذارد.
د. تأمین مسکن مستقل از وظایف مرد است و جزو انفاق به شمار آمده و بر او واجب شده است. تأثیر مسئل? مسکن در وضع خانواده و پیشرفت آن روشن است.
هـ?. در صورت رضایتِ زن و شوهر، محدود?کردن تعداد فرزندان جایز است. فقط این دو هستند که حق دارند شمار فرزندان را محدود کنند.
و. تغییر نحو? ازدواج و چگونگى طلاق و چگونگی حضانت فرزندان و مسائل جزئى زندگى زناشویى امکان پذیر است. هم? اینها در شروط ضمن عقد تعیین مى شود و هریک از زوجین مى تواند در مورد مسکن و انفاق و روابط گوناگون میان دو همسر، به صورت شروط ضمن عقد، مسائلى لحاظ کند که با مصالح و پیشرفت خانواده متناسب باشد.
زن مجاز است که ضمن عقد، اختیارات مرد را در مورد طلاق محدود کند، به این صورت که شرط کند در صورتى که مرد، بدون دلیل موجه اقدام به طلاق کند، موظف است هزینه ها یا مبالغى بپردازد. نیز مى توان نظر دادگاه یا داوران خانواده را معیار تشخیص دلیل موجه تعیین کرد. زن همچنین مى تواند در حالتهاى مختلف، دادگاه یا داوران را براى طلاق وکیل کند. همچنین، تعیین نحو? رسیدگى به فرزند، پس از طلاق، از طریق شروط ضمن عقد به جاى قواعد حضانت سنتى امکان پذیر است.
براى سامان دهى امور فوق الذکر، نهادهاى
[61].?«پس به نرمى سخن مگویید تا آن مردى که در قلب او مرضى هست به طمع افتد. و سخن پسندیده بگویید.» (احزاب،32)
[62].?«و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کردهاند دانسته شود.» (نور،31)
[63].?«زینتهاى خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند.» (نور،31)
