گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
مى دهد. در پایان همین تحقیق، دربار? این مطلب به تفصیل بحث خواهم کرد.
خانواده بخش مهمى از جامع? بشرى است و با جامعه تعامل متقابل دارد. بر همین اساس، از تحولات اجتماعى (اقتصادى، سکونتى و غیره) تأثیر مى پذیرد و به سهم خود در جامعه تأثیر مى گذارد، تا جایى که وضع خانواده و اتفاقات آن در جامع? بزرگ انعکاس پیدا مى کند. به همین علت، بررسى این موضوع دو جنب? مقابل هم را شامل مى شود:
الف. تأثیر جامع? پیشرفته در خانواده؛
ب. تأثیر خانواده در جامعه.
از دیدگاه برخى پژوهشگران، جامعه از نظر اسلام متشکل از واحدهایى است که نخستین واحد آن خانواده است، نه فرد، کما اینکه جامعه واحدى نیست که فقط به افراد یا خانواده ها یا طبقات تفکیک شود. درحقیقت، براساس نظر اسلام، جایگاه خانواده و تأثیر آن در جامعه، حتى از دیدگاه کسانى که معتقد به این نظریه نیستند، بسیار مهم است. براى اثبات نظر فوق این حدیث نبوى کافى است که مى فرماید: «در اسلام هیچ بنایى بر پا نمى شود که نزد خداوند محبوب تر از ازدواج باشد.»
ویژگیهاى اساسى خانواده را در جامع? پیشرفت? امروزى مى توان در این نکات خلاصه کرد:
نخست. نیازهاى رو به افزایش در هم? امور زندگى، که انسان را براى برآوردن آنها به تلاش بیشتر وا مى دارد. مرد خانواده ناچار است:
• کار خود را پیشرفت یا تغییر دهد؛
• یا به شهر و پایتخت برود یا مهاجرت کند؛
• و گاه زن ناچار مى شود کار کند.
دوم. این عوامل، بهطور مشخص، در زندگى و روابط خانوادگى تأثیر مى گذارد، ضمن آنکه افزایش صرفِ نیازها از عوامل تغییر این روابط است.
سوم. مدت زمان لازم براى افزایش فعالیتها و غیبت مرد از خانواده در وضعیت مهاجرت یا ترک وطن، تغییر وضعیت در هنگام مهاجرت یا کوچ خانواده و خارجشدن زن از خانه و کارکردن وى در بیرون خانه و استقلال مادى او و اینگونه امور، از عواملى است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیرات عمیقى در روابط خانوادگى به جاى مى گذارد.
در اوضاع و احوال فوقالذکر، روابط والدین با فرزندان به شدت آسیب مى بیند. کودک، در حالى که به سرپرستىِ مستمر و کامل والدین نیاز دارد، خود را تحت سرپرستى جانشین والدین، اعم از اشخاص یا مؤسسات، مى یابد و این نوع سرپرستى هزینه هایى دارد. ولى سرپرستى والدین جز در اوقات معین و محدود صورت نمى گیرد.
کودک در چنین وضعیتی صفت مطلق را در والدین خویش نمى یابد و کل وجود را که در وجود آنان متبلور است، محدود و سطحى مى بیند. در نتیجه، جایگاه والدین، بلکه هم? هستى، در دیدگاه و احساس کودک تنزل مى یابد. کودک والدین و هستى را صاحب قدر و قیمت محدود مى یابد و به همین علت، روابط والدین با او و روابط میان نسل جدید و نسل قدیم دچار تزلزل مى شود. حرکات خشونت آمیزِ
