گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 66

ولى بازگشتند و بر او مویه کردند. شما چگونه این اعمال را تفسیر مى کنید و چگونه نشانه هاى پشیمانى و درد شدید را که همواره در مراسم شیعیان در روز عاشوراست، تحلیل مى کنید؟

شیعیان تنها گروهى نبودند که از امام دعوت کردند. تمام گروه‌ها و اقشار کوفه، چه عثمانی‌ها (یاران عثمان بن عفان)، چه خوارج، چه غیر آنان، در این دعوت سهیم بودند. تا اینکه یزیدبن‌معاویه به فرماندارش در کوفه، عبیداللَّه‌بن‌زیاد، دستور داد تا به دنبال شیعیان حسین(ع) باشند و آنان را زندانى کنند. عد? زندانیان سرشناس شیعه به 12 هزار نفر رسید. به همین علت کسانى که از کوفه براى جنگیدن با حسین(ع) خارج شدند، ترکیبى بودند از شیعیان و غیرشیعیان. بعضى از آنان قبل از شروع جنگ به حسین(ع) پیوستند و در رکاب آن حضرت به شهادت رسیدند. برخى دیگر، مثل حبیب‌بن‌مظاهر و مسلم‌بن‌عوسجه و بریربن‌خضیر و عابس‌بن‌شبیب الشاکرى، خود را مخفیانه به حسین(ع) رساندند. یکى از علت‌هاى گریستن شیعیان بر حسین(ع) بعد از واقع? عاشورا همین است که دیدند در دعوت او سهیم بوده‌اند، اما نتوانستند در رکاب امامشان باشند و به یاری‌اش بشتابند، در روزى که کسانى او را دعوت به قیام کردند، ولى تنها و بى یاورش گذاشتند و به جنگ با او برخاستند. شیعیان براى بزرگداشت شهامت و ایثار حسین(ع) و براى گرامیداشت قیام مقدس او و براى آن کس که به عزت و غیرتش مى بالید، گریه مى کنند.

حسین(ع) به سوى کوفه رفت تا حکومت اموى را سرنگون کند و خودش حکومت را در دست بگیرد… اما وقتى که به کوفه رسید، دید که هم? یارانش پراکنده شده اند. بنابراین، آیا کشته شدن حسین(ع) شهادت محسوب مى شود یا اینکه او کشت? سیاسى بود که به دنبال خلافت مى دوید، که در این صورت کشته شدنش سیاسى شمرده مى شود. نظر شما دربار? موضع گیرى حسین(ع) هنگامى که خود را در مقابل لشکریان بنى امیه تنها یافت و یارانش از اطراف او پراکنده شده و او را تنها گذاشته بودند، چیست؟ او سه پیشنهاد به فرمانده ارتش بنى امیه مى دهد: یا او را رها کنند تا برگردد به همان جایى که از آنجا آمده بود، یا بگذارند برود و از یکى از مرزهاى مسلمانان که مورد حمله واقع شده بود، دفاع کند و بدین طریق در راه خدا جهاد و مبارزه کند، یا نزد یزید برود و نظر او را بداند. آیا این نوعى عقب نشینى محسوب نمى شود؟

پاسخ به این پرسش را به عهد? خود حسین(ع) خواهیم گذاشت تا خود او این ابهام را برطرف کند. آن‌گاه از خواننده خواهیم خواست تا خودش داورى کند که آیا واقعاً حسین یک کشت? سیاسى بوده یا اینکه بىهیچ شک و شبهه اى او یک انسان شهادت طلب بوده است.

حسین(ع) هدفش را از حرکت به سوى عراق چنین بیان کرده است: «همانا من از روى طغیان و فتنه افکنى خارج نشدم. نمى خواهم ظلم و فساد به پا کنم، بلکه تنها براى ایجاد اصلاح در امت جدم حرکت کرده ام و مى خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم. هرکس که به نداى من لبیک گوید به نداى حضرت حق لبیک گفته است و هرکس این حرکت را باطل و ناحق شمارد، صبر خواهم کرد تا حق تعالى بین من و او داورى کند و او بهترین داوران است.»[44]


[44].?مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403قمری، ج 44، ص329.


صفحه66 از370