گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
به عرص? فقه تطبیقى میگذاریم و جدایی و انفکاکی را که اختلاف علمى میان دو نظر یا تأیید و تضعیف احادیث به وجود آورده، مقایسه میکنیم؛ درمى یابیم که فاصل? بین شیعه و اهلسنت مانند فاصل? بین مذهب فقهی ابوحنیفه و مذهب فقهی مالکى یا شافعى است. ما مى بینیم که هم? این مذاهب در مسیر جستوجوى حقیقت گام برمى دارند، اگرچه شیوه هاى آنها متفاوت است و معتقدیم که ثمر? علمى این بحثِ فقهىِ درخور تجلیل، توجه نظر و حسن بررسى است. این ثمرات علمى، میراثى است در خور ستایش و تقدیر.»
اما از نظر سیاسى، شیعیان اعتقاد دارند که بعد از پیامبر، خلافت مختص على(ع)، است نه کس دیگر و پیامبر اکرم بر این مطلب تصریح کرده اند، در حالى که اهلسنت به این نص ملتزم نشدند.
به امام موسى صدر گفتم: بسیارى از نویسندگان و نظریه پردازان معتقدند که شیعیان از مشکلاتى که در مسئل? خلافت رخ داد، براى درهم کوبیدن هویت عربى و برچیدن حکومت اعراب استفاده کرده اند و با همین نظریه، علت گسترش مذهب تشیع در میان موالى، که آرزوى نابودىِ اقتدارِ عرب را در سر مى پروراندند، روشن مى شود… نظر حضرت عالى در مورد این تهمت که به تشیّع زده مى شود، مبنى بر اینکه اصل پیدایش مذهب تشیع با هدف درهم شکستن اقتدار اعراب بوده، چیست؟
بین پیدایش مذهب تشیع و آنچه در سؤال مطرح شد، یعنى میل و علاق? موالى براى درهم شکستن اقتدار عربها هیچ ارتباطى وجود ندارد. این بیارتباطی از سه جهت است:
اول اینکه پیامبر نخستین کسى بود که دوستان و شاگردان على(ع) را «شیعه» نامید و این بنا بر نقل سیوطى در الدُّرُّ المنثور است.
دوم اینکه گسترش شیعه بلافاصله پس از پایان یافتنِ گردهمایىِ سقیفه و قطعىشدن گزینش ابوبکر -?رضىاللَّه عنه?- براى جانشینى پیامبر صورت گرفت… على(ع) خانه نشین شد و بیعت نکرد و بزرگان صحابه، مثل ابوذر غفارى و حذیفةبنیمانى و خزیمةبنثابت ذوالشهادتین و عمار یاسر و ابو ایوب انصارى و خالدبنسعیدبنعاص اموى و قیسبنسعدبنعبادة خزرجى به پشتیبانى از او برخاستند. علاوه بر اینان، هم? بنى هاشم بودند که در پیشاپیش شان عباسبنعبدالمطلب، عموى پیامبر بود.
سوم اینکه تلاش و دعوت براى تسلط اعراب در حکومت، در زمان امویان، یعنى بیش از چهل سال بعد از پیدایش تشیع روى داد. همین دعوت بود که به عباسیان که شیعه نبودند، اجازه داد تا به کمک موالى، حکومت امویان را درهم بشکنند و دولت عباسى را بر خرابه هاى آن برپا سازند. بنابراین، چه ربطى ممکن است بین تشکیل جامع? شیعه و گرایش موالى براى درهمکوبیدن سلط? اعراب وجود داشته باشد؟
بسیارى از دانشمندان مسلمان قبول ندارند که پیامبر(ص) به خلافت على یا یکى از خاندانش سفارش کرده باشد، زیرا او معتقد بود که شایسته است خلافت در شورای هم? مسلمانان صورت بگیرد و البته این سخن کاملاً مخالف عقید? شیعیان است که مى گویند پیامبر در غدیر خم به جانشینى على(ع) سفارش فرمود… آیا خلافت از آنِ على و فرزندانش بود و اصلاً حقیقت غدیرخم چیست؟
