گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
در مورد اینکه جانشینى پیامبر حق على بود به سه حدیث که از اهلسنت روایت شده است، بسنده مى کنم:
اول، حدیثى که احمد در کتاب مسند خود روایت کرده که پیامبر به خویشاوندانش در مکه و در یوم الدار فرمود: «همانا من سعادت دنیا و آخرت را برایتان آورده ام و خداوند به من دستور داده که شما را به آن دعوت کنم. پس کدام یک از شما مرا در این کار یارى مى کند تا برادر، وصى و جانشین من گردد؟» در این هنگام على(ع) برخاست و گفت: «من یا رسول اللَّه.» پس نبى اکرم (ص) دست بر گردن او افکند و خطاب به آن جماعت فرمود: «این، برادر و وصى و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و اطاعتش کنید.»
دوم، حدیث روز غدیر، هنگامیکه مردم با على در مقام خلیف? بعد از نبى اکرم (ص) بیعت کردند. وقتى که پیامبر به آنها فرمود: «این على، جانشین و وصى و وارث بعد از من است. سخنش را گوش دهید و اطاعتش کنید. بدانید که هرکس من مولاى اویم، على مولاى اوست. خدایا دوستداران او را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش، یاران او را یارى کن و کسانى را که رهایش کنند، واگذار.» سپس فرمود: «حاضران به غایبان خبر دهند.» امام احمد در کتاب مسند خود بعد از ذکر حادث? غدیر خم نقل مى کند که ابوبکر و عمر از اولین کسانى بودند که با على(ع) بیعت کردند. عمر به او گفت: «گوارایت باد اى پسر ابوطالب، تو مولاى من و هر زن و مرد مؤمن گشتى.»
سوم، آنچه خطیب بغدادى در کتاب تاریخ خود و سیوطى در الدُّرُّ المنثور و بسیارى دیگر نقل کرده اند که آی? «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا.»[42] در روز غدیر، یعنى پس از اثبات ولایت على(ع) از سوى پیامبر(ص) نازل شده است.
اما عقید? ما به اینکه خلافت بعد از على(ع) به فرزندان او و بعد از آنان، به فرزندانشان تعلق مى گیرد، به علت نصّ پیامبر اسلام دربار? آنان است، بهطورى که روایات بسیاری از اهلسنت گواه بر این مطلب است. ازجمل? این روایات روایتى است که در کتاب فرائد السمطین نوشت? شیخ جوینی شافعى نقل شده است که سندش به ابن عباس مى رسد. حضرت فرمود: «همانا جانشین من علىبنابیطالب و بعد از او دو فرزندش حسن و حسیناند و پس از آن دو، نُه امام از نسل حسیناند.»
اما حقیقتِ وصیتِ غدیر خم در روایتى که از زیدبنارقم نقل شده، چنین آمده است: هنگامى که رسول خدا(ص) از آخرین حجش برمى گشت، در غدیر خم فرود آمد و دستور داد جهاز شتران را جمع کنند. پس از جمع آورى، آنها را منبر قرار داد و بر فراز آن قرار گرفت و گفت: من دعوت حق را اجابت کردم. در میان شما دو چیز گرانبها به جا گذاشته ام که یکى از دیگرى پرارج تر است: کتاب خدا و خاندانم. پس بنگرید که بعد از من چگونه با آن دو رفتار مى کنید. این دو هرگز از یکدیگر جدا نمى شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: خداوند عزّوجل مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم. سپس، دست على را گرفت و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَولاه فَهذا عَلِىٌ ولیُهُ. اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ.» امام احمد در مسند خود آنچه را قبلاً به آن اشاره کردیم، افزوده و سیوطى به تواترِ آن اعتراف
[42].?«امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.» (مائده، 3)
