گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 328

نیروها و توان‌ او و درهم شکستن‌ شخصیت‌ اوست. علوم‌ انسانی‌ و مشخصاً روان‌شناسی‌ این‌ حقیقت‌ را بازشناخته‌اند و نتایج‌ مثبت و منفی‌ توحید و شرک‌ را در حوزه‌ انسانی‌ بررسی‌ کرده‌اند.

ثالثاً،‌ در حوزه تشریع،‌ علم استناد دینی‌ به شیوه‌ حلال‌ و حرام‌ و دسته‌بندی‌ موجودات‌، به‌صراحت خطر‌ بعضی‌ از محرمات‌ و نتایج‌ مباحات‌ و لزوم‌ واجبات‌ را تأیید می‌کند.‌ صحت‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ها را، در اموری‌ که‌ برای‌ او ناشناخته‌ است، به صورتی قاطع نفی‌ نمی‌کند. حمایت‌ اندیشه‌ بشر از موضع‌ دین در زمینه‌ حرام‌ و حلال، از این‌ حدود فراتر می‌رود و بحثی‌ گسترده‌تر و همه‌جانبه اقتضا می‌کند، زیرا اگر انسان‌ در برابر امیال‌ و نیازهای‌ خود خضوع‌ مطلق‌ داشته‌ باشد، این‌ خضوع‌ مطلق‌ به‌ ذوب‌ شدن‌ شخصیت‌ او در طبیعت‌ و فرمان‌برداری‌ او از آن‌ خواهد انجامید. اما اگر او سنجه‌ای‌ بالاتر از میل‌ و نیاز داشته‌ باشد و هرچیز را با رضایت‌ یا نارضایتی‌ الهی‌ بسنجد، حاجاتش، اگر منطبق‌ با رضای الهی‌ باشد، برآورده‌ خواهد شد و آن‌گاه‌ سطح‌ او از طبیعت‌ فراتر می‌رود و بدین‌ترتیب، می‌تواند راهبر‌ طبیعت‌ و جهان‌ باشد. در این‌ صورت، او در جهان‌ فاعل‌ است، نه‌ منفعل. راهبر‌ است، نه‌ پیرو. این‌گونه‌ است‌ که‌ می‌بینیم‌ حلال‌ و حرام‌ مدارج‌ صعود انسان‌ و موجب غرقه‌ نشدن‌ او در جهان‌ و تبدیل‌ نشدن‌ او به‌ جزئی‌ حقیر از این‌ جهان‌ است.

رابعاً، در زمینه حقوق، تنها بـه‌ ایـن‌ اشاره‌ اکتفا می‌کنیـم‌ که‌ فقه ‌اسلامی‌ نقش‌ بزرگی‌ در سازماندهی‌ جوامع‌ بر پایه‌ای‌ علمی‌ و متین‌ ایفا کرده‌ و سرچشمه‌ الهام‌ بسیاری‌ از قوانین‌ موضوعه‌ در جهان‌ بوده‌ است‌ و هم‌اکنون‌ فقه معاصر با علم حقوق رقابت‌ می‌کند و در بسیاری‌ از موارد همچون‌ حقوق خانواده‌ و قوانین‌ مدنی‌ و حتی‌ در کلیات‌ و اصول‌ موضوعه‌ برتری خود را‌ به‌ اثبات‌ می‌رساند.

خامساً، در زمینه‌ اجتماع، مـا مفاهیم‌ معاصر علمی‌ را در مبـادی‌ دینی‌ متجلی‌ می‌بینیم‌ و فی‌المثل، آیه‌ انفاق‌ را می‌خوانیم، که‌ بلافاصله‌ پس‌ از آن‌ آمده‌ است:

( وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ،[238] و در آیه‌ای‌ دیگر چنین‌ آمده‌ است:

وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلأنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ.) [239]

پس‌ مفهوم‌ جامعه و تأ‌ثیر فعال کردن‌ طبقات‌ ضعیف، و سهیم کردن آنان در ساخت‌ جامعه‌ای‌ که‌ پیشرفت‌ و شکوفایی‌ آن‌ به‌ نفع‌ همه‌ و به نفع کسی‌ است‌ که‌ انفاق‌ می‌کند و گوشزد کردن‌ خطرهای‌ انفاق‌ نکردن‌ و بیان‌ نتایج‌ مهلک‌ آن‌ همچون‌ ناآرامی‌ها و پیچیدگی‌ها، همه این مفاهیمِ‌ جدیدِ علمی‌ در مطاوی‌ احکام‌ دینی‌ قرائت می‌شود.

سرانجام، در زمینه‌ علوم‌، که‌ موضوع کتاب‌ حاضر است، بسیاری‌ از پژوهشگران‌ به‌ بحث‌ درباره رابطه دین و علوم طبیعی پرداخته‌اند. به‌ این‌ منظور، به‌ ذکر نمونه‌ای‌ تاریخی‌ از تعامل دین‌ و علم‌ می‌پردازیم. شما می‌دانید که‌ قرآن‌ از فراعنه‌ مصر باستان‌ سخن‌ رانده‌ است، آن‌چنان‌که‌ گویی‌ به‌ تاریخ‌ علمی‌ و دقیق‌ آن‌ها احاطه‌ کامل‌ دارد. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ وسیله‌ پژوهش‌ و بررسی‌ تاریخ‌ فراعنه‌ در روزگار محمد‌ و صدها سال‌ پیش‌ و پس‌ از او برای‌ هیچ‌یک‌ از مورخان‌ فراهم‌ نشده‌ بود و آنان‌ تنها از طریق‌ تورات‌ یا اساطیر رایج‌ می‌توانستند با این‌ قسمت‌ از تاریخ‌ که در شن‌های صحرا مدفون‌


[238]«و خویشتن‌ را به‌ دست‌ خویش‌ به‌ هلاکت‌ میندازید.» (بقره،195)

[239]«و هر مالی‌ که‌ انفاق‌ می‌کنید ثوابش‌ از آنِ‌ خود شماست‌ و جز برای‌ خشنودی‌ خدا چیزی‌ انفاق‌ مکنید و هرچه‌ انفاق‌ کنید پاداش‌ آن‌ به‌ شما می‌رسد و بر شما ستم‌ نخواهد شد.» (بقره،272)