گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 306

است، مخلوق‌ خداوند است‌ و آفریده‌ شده‌ تا جانشین‌ خدا بر روی‌ زمین‌ باشد. البته،‌ هر آنچه‌ بر روی‌ زمین‌ وجود دارد، برای‌ او آفریده‌ شده‌ است. او می‌تواند از راه‌ علم‌ و با پیمودن‌ خطوط‌ کلی‌ای‌ که‌ برای‌ او ترسیم‌ شده، آزادانه، نه‌ از روی‌ جبر، نیروهای‌ طبیعی‌ را مغلوب‌ کند و به‌ خدمت‌ خویش‌ درآورد.

مسیر کلی‌ای‌ که‌ در این‌ تمدن‌ برای‌ انسان‌ ترسیم‌ شده، این‌ است‌ که‌ با موهبت‌های‌ الهی‌ خویش، در پی‌ رسیدن‌ به‌ جهان‌ آخرت‌ باشد و در عین ‌حال، بهره‌ خود را از این‌ عالم‌ فراموش‌ نکند. لذا آرمان‌ این‌ انسان‌ متمدن‌ بالاتر از گردآوری‌ مال‌ یا به‌ دست‌ آوردن‌ بزرگی‌ و مجد و کسب‌ آسایش‌ و راحتی‌ است. راه‌ انسانی‌ که‌ این‌ تمدن‌ را برگزیده،‌ طولانی‌ و بی‌پایان‌ است. این‌ انسان‌ در حرکت‌ دائم‌ و همیشگی‌ به‌ سوی‌ هدف‌ قرار دارد. انسان‌ در این‌ راه، هرجا که‌ باشد، با خداست‌ و در حیات‌ مادی‌ و معنوی‌ خود طالب‌ خشنودی‌ خداوند است؛ همان‌ چیزی‌ که‌ سعادت‌ جاودانه‌ را در دو عالم‌ برای‌ او به‌ ارمغان‌ می‌آورد. این‌ انسان‌ در هستی‌ای قرار دارد که‌ سراسر آن‌ محراب‌هایی‌ بزرگ‌ برای‌ سجود و تسبیح‌ و نماز و راز و نیاز در پیشگاه‌ خداوند است.

این‌ انسان در تمامی‌ اعمالش، اعم‌ از امور خانوادگی و انسانی و ذهنی و اعمال‌ خیر، کارهای‌ اقتصادی‌ و سیاسی، خدا را می‌بیند. هنگامی ‌که‌ با همنوع‌ خود ارتباط‌ دارد یا به‌ کاری‌ دیگر مشغول‌ است‌، خدا را ملاقات‌ و در راه‌ او جهاد می‌کند و می‌گوید: «من‌ چیزی‌ را ندیده‌ام‌ مگر آنکه‌ پیش‌ و پس‌ از آن‌ و همراه‌ با آن‌ خدا را دیده‌ باشم.» این مضمون‌ حدیثی شریف‌ است.

این‌ چکیده‌ای‌ از گفتار پیشین‌ بود. خواستم‌ بگویم‌ که تمدن‌ دینی به‌ اندیشه‌ انتزاعی‌ درباره‌ خدا اکتفا نمی‌کند. تمدن‌ دینی تمدنی‌ است‌ که‌ به‌ وجود خدا و به‌ آثار عمیق‌ او در زندگی‌ ما اقرار می‌کند، یعنی‌ اینکه‌ خدا در نهاد ما و در دل‌ ماست‌ و از رگ‌ گردن‌ به‌ ما نزدیک‌تر است. او بین‌ انسان‌ و دل‌ اوست.

این‌ها ترجمه‌ آیاتی‌ از قرآن‌ است‌ که‌ به‌طور گذرا برای‌ شما بیان‌ کرده‌ام. خدا بزرگ‌ و عظیم‌ است‌ و همه‌ آسمان‌ها مانند طوماری‌ پیچیده‌ در دست‌ اوست. اگر بنده‌ای‌ خدا را بخواند، پروردگار نزدیک‌ انسان‌ است‌ و به‌ دعای‌ او پاسخ‌ می‌دهد. خدا از ما دور نیست. این‌ خدایی‌ که‌ بزرگ‌ و عظیم‌ است‌ و تمامی‌ آسمان‌ها چونان‌ طوماری‌ در دست‌ اوست، در عین ‌حال، در دل‌ ما حضور دارد و از رگ‌ گردن‌ به‌ ما نزدیک‌تر است. پس‌ خدا در ماست. در هر مکان‌ و هر مسیری‌ که‌ باشیم، خدا با ماست. خدا در هر چیزی‌ است‌ که‌ پیرامون‌ ماست. البته‌، نمی‌خواهم‌ بگویم‌ که‌ دیوار یا انسان‌ همان‌ خداست. اما آن‌ هنگام‌ که‌ از فقیری‌ دستگیری‌ می‌کنی، در راه‌ خدا صدقه‌ می‌دهی و نیز هنگامی‌ که‌ از کرامت‌ خویش‌ یا وطن‌ خویش‌ دفاع‌ می‌کنی‌ یا در راه‌ هدف‌ و رسالت‌ خویش‌ مبارزه‌ می‌کنی، در راه‌ خدا جهاد می‌کنی. همچنین،‌ وقتی‌ که‌ به‌ بیماری‌ کمک‌ می‌کنی، در واقع، به‌ خدا یاری‌ می‌رسانی. این‌ها نص‌ و تصریح‌ روایات‌ است. بنابراین، خدا فقط‌ خالق‌ و پدیدآورنده‌ جهان‌ هستی‌ نیست، بلکه‌ هرجا که‌ باشیم‌ و در تمام‌ فعالیت‌ها و کارهای‌ ما، با ما و در پیرامون‌ ماست‌ و البته، چنان‌که‌ گفتم، در تمام‌ وجود ما: ‌أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ.[221] ‌همه‌چیز، از شن‌ها گرفته‌ تا درختان و دریاها و پرندگان‌ و خورشید سوزان، همه‌ خدا را


[221]«آیا ندیده‌ای که هرکس در آسمان‌ها و هرکس که در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم خدا را سجده می‌کنند؟» (حج،18)