گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 305

اول: روابط‌ اخلاقی‌ انسان‌ها؛

دوم: روابط‌ حقوقی، از جمله‌ قوانین مدنی خاص و نظام‌ خانواده و قوانین‌ مدنی و اداری‌ و بین‌المللی؛

سوم: علوم؛

چهارم: فنون‌، البته‌ مقصود ما از علوم‌ و فنون، مطلق‌ علوم‌ و فنون‌ نیست، بلکه‌ فقط‌ علوم‌ و فنونی‌ است‌ که‌ در زندگی‌ اجتماعی‌ ما اثر می‌گذارد؛

پنجم: تعلیم‌ و تربیت‌ مدنی؛

ششم: تلاش‌های‌ بشر برای‌ ایجاد صلح‌ و دوستی؛

هفتم: تشکل‌های‌ خاص‌ که‌ در زیرِ‌ مجموعه‌ای‌ بزرگ‌ قرار دارد، مانند خانواده و روستا و شهر و دولت و احزاب و انجمن‌ها و مؤ‌سسات و اتحادیه‌ها و اصناف‌ و نظام‌هایی‌ که‌ این‌ها را سازماندهی می‌کنند.

همه‌ این‌ها در دایره‌ تمدن‌ قرار می‌گیرند. این‌ها همان‌ حوزه‌های‌ تمدن‌ است‌ که‌ برای‌ ورود به‌ بحث‌ در آغاز گفتار از آن‌ها یاد کردیم، و این‌ همان‌ معنای‌ تمدن‌ است‌ از دیدگاه‌ ما.

اما منظور از «تمدن‌ ما» چیست؟ ما کیستیم؟ مراد از «تمدن‌ ما» تمدن‌ شرقی ـ دینی‌ است، یعنی‌ تمدنی‌ که در اصول‌ و فروعش‌ و در همه‌ عرصه‌ها، بر دین‌ توحیدی‌ تکیه‌ دارد؛ دینی‌ که‌ تمامی‌ پیامبران، در شریعت‌ خود، انسان‌ را به‌ ‌آن‌ دعوت‌ کرده‌اند و با رسالت‌ خاتم‌ انبیا خاتمه‌ یافته‌ و به‌ کمال‌ رسیده‌ و آنچه‌ پیروان‌ پیامبران‌ در زمینه‌ تفسیر و تقریر و تقرب‌ انجام‌ داده‌اند، اجتهادی‌ است‌ که‌ در ادوار بعدی‌ صورت‌ گرفته‌ است. تمدنی‌ که‌ بر این‌ اساس‌ بنا شده‌ تمدن‌ شرقیه‌ـه‌دینی‌ است، و مقصود ما از عبارت‌ «تمدن‌ ما» همین‌ است. «تمدن» در این‌ گفتار به‌ تمدن‌ اسلامی اختصاص‌ ندارد، هرچند که‌ مسلمانان سنگ‌بنای‌ نخستین‌ این‌ تمدن‌ و مروج‌ و پرچم‌دار رسالت‌ آن‌ بودند. با این‌ههمه، این‌ تمدن‌ مختص‌ آنان‌ نیست. بنابراین، تمدن‌ ما نوعی‌ از حیات‌ اجتماعی‌ در عرصه‌های‌ گوناگون‌ است‌ که‌ از این‌ گوشه‌ عالم‌ سرچشمه‌ گرفته‌ و به‌ صورت‌ تمدنی‌ انسانی‌ و کامل‌ درآمده‌ است.

هدف‌ من‌ این‌ است‌ که‌ جلوه‌هایی‌ از این‌ تمدن‌ را معرفی‌ کنم. می‌کوشم‌ با ارائه‌ جلوه‌هایی‌ از گذشته‌ نزدیک، حال‌ را به‌ گذشته‌ پیوند دهم‌ و روحیه‌ اعتماد به‌ نفس‌ را در خود و برادران‌ و خواهرانم‌ زنده‌ کنم. بدان‌ امید که‌ خیزشی‌ نو صورت‌ گیرد که‌ روحی‌ تازه‌ در ما بدمد، مانند همان‌ روحیه‌ای‌ که‌ عزت‌ را از آنِ‌ خدا و پیامبر و مؤ‌منان‌ ساخت.

بیان‌ خصیصه‌ها و ویژگی‌های‌ این‌ تمدن‌ نیاز به‌ گفتاری‌ جداگانه‌ دارد. البته،‌ من‌ بعضی‌ از این‌ ویژگی‌ها را در گذشته، با عنوان‌ «اسلام‌ به‌ تمدن‌ انسانی‌ ارزش‌ می‌بخشد»، بیان‌ کرده‌ام. اکنون،‌ می‌کوشم‌ پاره‌ای‌ از نکاتِ‌ اصلی‌ آن‌ را به‌ صورت‌ خلاصه‌ بیان‌ کنم.

موضوع‌ این‌ تمدن‌ انسان‌ است، غایت‌ و هدف‌ آن‌ نیز انسان‌ است؛ انسان‌ با تمام‌ جوانبش، نه‌ فقط‌ روح‌ یا جسم‌ او. در برخی‌ از تمدن‌ها فقط‌ بر یکی‌ از ساحت‌های‌ وجود آدمی‌ تأ‌کید می‌شود: در برخی‌ فقط‌ بر بُعدِ‌ روحی، و در برخی‌ دیگر تنها بر بُعدِ‌ جسمی‌ انسان‌ تکیه‌ می‌شود. موضوعِ‌ تمدن‌ انسان‌ است، نه‌ «من» که‌ گروهی‌ از آن‌ به‌ «فرد» تعبیر می‌کنند، زیرا بعضی‌ از تمدن‌ها بر فرد تکیه‌ می‌کنند و بعضی‌ دیگر بر جامعه. دسته‌ اخیر‌ جامعه‌ را اصل‌ می‌دانند و فرد را، از حیث‌ فرد بودن، نادیده‌ می‌گیرند. این‌ نوع‌ تمدن‌ها، تمدن‌های‌ اجتماعی‌ است.

همچنین،‌ منظور از «تمدن‌ ما» گروه‌ خاصی‌ از انسان‌ها نیست، بلکه‌ ناظر به‌ همه‌ انسان‌هاست، نه‌ فقط‌ فرد یا جامعه‌ کنونی. موضوع‌ این‌ تمدن انسان‌ با جمیع‌ روابط‌ اوست: رابطه‌ او با خدا و با انسان‌های‌ دیگر و با نظام‌ هستی. انسانی‌ که‌ موضوع‌ این‌ تمدن‌