گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
تفکیکناپذیر معرفی کردیم، باید آن را بهمثابه یک مجموعه بپذیریم یا رد کنیم. حال ببینیم معنای علم و فناوری و سازماندهی و عناصر دیگر چیست؟ باید آنان را بررسی کنیم تا به نتیجه برسیم.
هدفْ محدود است. ماده نیز در عالم محدود است، ولی جاهطلبی انسان نامحدود است. این مطلب نیاز به دلیل ندارد. هدف محدود است و تقاضا نامحدود. نتیجه چیست؟ طبیعی است که برتریجویی و کشمکش در جوامع به وجود میآید. به این دلیل که مقصود بهرهمندی از بیشترین حجم از ماده و رسیدن به بالاترین حد رشد است. این ستیزگاه به صلح موقت میان افراد یک طبقه یا ملت، در جهت بهرهکشی از دیگر گروهها و طبقات میانجامد.
اینچنین است که میبینیم تاریخِ تمدنِ جدید، در تلاش دائِم نظری و عملی برای بهرهکشی و دستیابی به بازارهای جدید و استعمار و جنگهای منطقهای و قارهای و نژادی خلاصه میشود. آمادگی برای جنگ و مسابقه تسلیحاتی، مقتضای تحمیل اراده و ظلم و خونریزی است. با پایان یافتن جنگ، نوبتِ مرهم نهادن بر زخمها و گذراندن دوران نقاهت و استراحت میرسد و بعد تقسیم مناطق تحت نفوذ و سرانجام، آماده شدن برای جنگی دیگر.
از زمانی که تمدن جدید به وجود آمده، تاریخ 20…25 یا هر 30 سال تکرار میشود و در این میان انسانها در نگرانی به سر میبرند. برای اینکه توجیه فلسفی و صورت قانونی لحاظ شده باشد، باید بهناچار تبعیض نژادی و تفاوت قایل شدن میان انسانها، به یوغ کشیدن ملتها و به اصطلاح متمدن ساختن آنان، تحقیر ملتها و تحمیل تمدن جدید به آنان، وجود داشته باشد؛ به این بهانه که ملتهای در حال توسعه به کسی که به آنان کمک و برای آنها برنامهریزی کند و راهحلهای مشکلاتشان را نشان دهد، نیازمندند. به همین سبب باید استعدادها و نیروهای علمی و مادی بشر برای کسب تسلیحات و تأمین کالا صرف شود. در این گیرودار است که نگرانی دائم و ترس و اضطراب همیشگی و احتیاط بیش از اندازه به وجود میآید و در پی آنها بیماریهای مسری و امراض روانی و عصبی بروز میکند. بعد باید برای دفاع آماده شد تا توان بقا داشت. این امر درمورد هر فرد و گروه یا هر طبقه و ملتی صادق است و سرانجام، فضایل اخلاقی را نشانه میرود.
بدینسان، زندگی همواره با ترس و احتیاط و نگرانی و تلاش برای غلبه بر دیگران یا دفاع از خود در برابر سلطهجویی آنان همراه است. در این حالت است که دیکتاتوریهای رنگارنگ بروز میکند: دیکتاتوریهای فردی و گروهی و نظامی و اقتصادی و سیاسی. سران ملتها تنها برای امور سیاسی برنامهریزی نمیکنند، بلکه برای فکر نیز طرح میریزند و تعیین میکنند که چگونه باید اندیشید. همچنین، برای علم که چگونه باید آموخت و برای هنر که چگونه باید عرضه کرد و چگونه باید به کار بست: نیز برای ادبیات و تشکلهای مدنی و تاریخ و فرهنگ و جز آن. در نتیجه، همه نیروهای انسانی در جهت بهرهکشی مسخر میشود. سرمایهداری طغیانگری که هیچ حدی نمیشناسد، از نتایج این نوع تمدن و اندیشه جدید است. برای این تمدن مادی و سرمایهداری که نه هدف برای آن مهم است نه وسیله، هرگز نظیری در شرق مؤمن و تاریخ آن سراغ نداریم. ضروری است که به کل این مجموعه نگاهی افکنیم و این رقابتها و گفتوگوها و تعاملات را و همچنین، تشکیلات دینی و وجدان پرسشگر جهانی
