گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 234

انسان‌ است، به‌‌دست‌ فراموشی‌ می‌سپارند و زمینه‌ رشد ابعاد منفی‌ وجود انسان‌ را که‌ نشئت‌گرفته‌ از کشمکش‌های‌ شریر فرد و به‌ اصطلاح‌ انانیت فردی‌ و در تعبیر قرآنی‌ نفس‌ امارة‌ بالسوء است، تقویت‌ می‌کنند. انانیت‌ و نفس‌ اماره‌ در بستری‌ رشد می‌یابد که‌ هیچ‌گونه‌ صیانت‌ و هماهنگی‌ وجود نداشته‌ باشد. حیات‌ اجتماعی‌ آشفته‌ می‌گردد و نیرومند بر ناتوان‌ غلبه‌ پیدا می‌کند و قوی ضعیف‌ را استثمار می‌کند و ضعیف به‌ ابزار تبدیل‌ می‌شود. در این‌ موقع،‌ جامعه‌ بشری‌ قسمت‌ مهمی‌ از امکانات‌ خویش‌ را از دست‌ می‌دهد و نیرومند هم‌ به ابزاری بدون‌ اراده‌ در استخدام‌ انانیت‌ و منافع‌ نفس‌ اماره‌اش‌ تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی قوانین‌ نیز منعکس‌کننده وضع‌ موجود است و در خدمت حقیقت که برای صیانتِ انسان لازم است، نخواهد بود. در چنین‌ اوضاع و احوالی‌ تباهی‌ نبردی‌ ظالمانه‌ بر جامعه‌ انسانی‌ سایه‌ می‌افکند. قوی‌ بر ضعیف‌ سیطره‌ پیدا می‌کند و منافع شخصی بر مصلحت عمومی تسلط‌ می‌یابد.

چنین‌ جامعه‌ای‌ جامعه‌ سوسیالیست‌ هم‌ نیست، زیرا جامعه‌ای‌ که بر اساس‌ معیارهای‌ سوسیالیستی‌ بنا گردد، بُعد دیگری‌ از وجود انسان‌ یعنی‌ آزادی‌ و استقلال‌ را به‌ فراموشی‌ می‌سپارد و فرد انسانی‌ را، چونان‌ اجزای‌ مجموعه‌ طبیعی جزءِ‌ بلااراده‌ای‌ از مجموعه‌ انسان‌ها می‌داند. در چنین‌ حالتی‌ تنها به مصالح‌ آن‌ مجموعه، بدون‌ در نظر گرفتن‌ خصلت‌های‌ فردی، توجه می‌شود و فقط‌ برای‌ آن‌ برنامه‌ریزی‌ می‌گردد. در چنین‌ اجتماعی‌ انسان‌ شکل‌ اصیل‌ و صورت‌ طبیعی خویش‌ را از دست‌ می‌دهد و دیگر مواهب‌ طبیعی‌ و استعدادهای‌ فطری‌ وی‌ رشد نمی‌یابد. در این صورت، جامعه‌ از بسیاری‌ امکانات‌ و شایستگی‌های‌ افرادِ‌ خود محروم‌ می‌ماند و بر طبق‌ قاعده‌ عمومی‌ تعامل میان افراد و جامعه، حالت فرد در جامعه نیز منعکس می‌شود و تناقضی‌ دائم‌ و مستمر در روند تکاملی‌ اجتماع‌ پدید می‌آید و در حیات‌ انسانی‌ ناآرامی و بی‌ثباتی‌های منفی و دائمی ایجاد می‌شود.

اسلام‌ و ساختن اجتماع‌

حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اسلام‌ اجتماعی‌ را ترسیم‌ می‌کند که‌ در آن‌ به‌ فردیتِ‌ فرد، با تمامی‌ جوانبِ‌ شخصیتی‌ و اجتماعی‌ وی، توجهِ‌ شایسته‌ شود. برای‌ توضیح‌ این‌ بحث‌ سزاوار است‌ که‌ نظر خواننده‌ گرامی‌ را به‌ مطلبی‌ که‌ در اوایل‌ این‌ مبحث‌ آوردیم، معطوف‌ سازیم. در انسان فطرت خیر و تمایل به شر وجود دارد. خیر به‌طور فطری‌ در وجود‌ انسان‌ نهفته‌ است. مبارزه‌ مستمر‌ی‌ که‌ در ذات‌ بشر میان‌ خیر و شر‌ وجود دارد، مبنای‌ آزادی‌ و استقلال‌ را در انسان‌ شکل‌ می‌دهد؛ و حال‌ می‌گوییم‌ آنچه‌ از اعمال‌ مثبت‌ و خیر از انسان‌ صادر می‌شود، اعمالی‌ است‌ که‌ با حقوق‌ سایر افراد بشر در تنافی‌ و تعارض‌ نیست‌ و با مصالح‌ اجتماعی‌ تناسب‌ و انسجام‌ دارد. این‌ قبیل‌ رفتار و کردار به تعبیر اسلامی‌ اوامر قلبِ‌ سلیم‌ یا نفْسِ‌ مطمئنه‌ است. اما اعمال‌ متعارض‌ با حقوق‌ دیگران، بنابر تعبیرات‌ دینی، عبارت‌اند از رغبات‌ و تمایلاتی‌ که‌ از نفْس‌ أماره نشئت‌ گرفته‌اند.

بدون‌ تردید، تعریف‌ و جداسازی‌ مرزهای‌ این‌ دو نوع‌ از اعمال، نیازمند تعریف‌ کامل‌ و همه‌جانبه‌ای‌ از مفهوم‌ حق‌ است.

حق‌ یکی‌ از اجزای‌ عمده‌ و بنیادینِ‌ نظامات‌ و برنامه‌های‌ کلی‌ و عمومی‌ است‌ که‌ اسلام‌ برای‌ جامعه‌ پیشنهاد کرده‌ است. حق‌ اصل‌ ثابتی‌ است‌