گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
و ناسزاگویی به زمین و زمان را آغاز کرده است، به گونهای که ذرهای منطق و موضوعیت در سخنان ایشان مشاهده نمیشود و حملات و هجمههای ایشان به کینهتوزیهای شخصی مبدل شده است. اتهامات ایشان به کشور برادر، سوریه و به شخص رئیسجمهور آن، جناب حافظ اسد و اتهامات ایشان به شیعیان و شخص امام صدر، اتهامات وی به اهلسنت و رهبران آنان ازجمله جناب رشید کرامی و صائب سلام و دیگر اتهامات که در صورت استمرار، ملت فلسطین و رهبران آنها را نیز شامل خواهد شد و چهبسا این امر تاکنون به وقوع پیوسته و این اتهامات دستکم در محافل خصوصی جنبلاط مطرح شده باشد.
این حملات و هجمههای تبلیغاتی فقط با هدف استمرار فضای متشنج در کشور صورت میگیرد، زیرا آقای جنبلاط بهخوبی میداند که زمان حسابرسی بیگمان فراخواهد رسید و گویی ندای عقل ایشان بانگ برآورده و ایشان را از خطری که برای او در پیش است، آگاه کرده و بهترین دلیل این مدعا آن است که رهبران محترم دروزیها نیز اقدامات وی را صریحاً محکوم کردهاند. از?این?رو، جنبش محرومان خود را ناگزیر میبیند که موارد ذیل را توضیح دهد:
1. اظهارات آقای جنبلاط در خصوص گروه موسوم به «یاران ارتش عربی لبنان» بهطور کلی عاری از حقیقت است و امام صدر و جنبش محرومان هیچگونه ارتباطی با این گروه ندارند. این اظهارات بخشی از سخنان کذب و حملات تبلیغاتی گمراهکنندهای است که به رهبری آقای جنبلاط برضد تشکلها و رهبران اسلامی آغاز شده است. گفتنی است که اگر برخی اقدامات فرماندهان «ارتش عربی لبنان» در همراهی با نقشههای آقای جنبلاط نبود، جنبش محرومان با افتخار از این ارتش حمایت و آن را یاری میکرد و این جنبش هرگاه اطمینان یابد که ارتش عربی لبنان از همراهی با طرحهای آقای جنبلاط، ازجمله حضور در جنگ تجزیهطلبان? جبل یا کمک به طرح تجزیهطلبان? خوداداری امتناع کرده است، آمادگی دارد که ارتش مذکور را حمایت کند.
2. فردی مانند جنبلاط که طرد کتائب را مطرح میکند و در عین حال با سران این حزب دیدار میکند، یا به وحدت ملی لبنان ضربه میزند و داعی? تنظیم «برنام? اصلاحات مرحلهای» را دارد، یا مقاومت فلسطین را در جنگ تجزیهطلبان? جبل وارد میکند و در عین حال آن را از حضور در منطق? شوف بازمیدارد، یا ارتش عربی لبنان را شاخ? نظامی جبه? ملی مینامد و در عین حال از پیوستن «ارتش فخرالدین» به آن جلوگیری میکند، یا ادعای مقابله با تشکیل اسرائیل دوم را دارد، امّا خود درصدد ایجاد اسرائیل سوم است، چنین کسی با این گفتار و رفتار متناقض هرگز نمیتواند از «اصلاحات مطلوب در لبنان متحد» سخن بگوید و حق ندارد ادعای قیّومیت بر ملتی را داشته باشد که جان و مال خود و هم? داشتههای خود را به خاطر هوا و هوس و زیادهخواهی و عقدهگشایی جنبلاط از کف دادهاند.
3. جنبش محرومان تاکنون در برابر اقدامات فتنهانگیز تسلیم نشده و از ابتدای وقایع، بر هدف خود از حضور در نبرد تأکید کرده است که همان مقابله با تجزی? کشور، حفظ وحدت، حاکمیت و استقلال لبنان و پاسداری از جنوب و جلوگیری از اشغال آن بهدست دشمن صهیونیست، حمایت از نهضت فلسطین و دفاع از خود بوده است. بنابراین، جنبش محرومان نمیتواند در مقابل انحرافی آشکار، سکوت کند و با آن به مقابله برنخیزد. این جنبش به اهداف و آرمانهای
