گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
و «تجاوزها و حملات اعضای برخی از تشکلها و افراد غیرمتعهد که کینه و خشم ارامنه را به دنبال داشت و آنان را به حمل? سریع، قاطع و دردناک به نیروهای ما وادار کرد.»
2. انتظار میرفت برادر ابوزید با جرئت و قاطعیت انقلابی، علت خالی از سکنه شدن مناطق برج حمود و نبعه را بیان میکردند و میگفتند که حملات و رفتارهای ظالمانه و جانبداران? همپیمانان ایشان، اعم از احزاب مختلف و برخی گروههای عضو مقاومت و احاط? آنان بر امور معیشتی مردم و حمله به ساکنان نبعه، سهم عمدهای در خالی شدن نبعه و مصیبت سقوط آن داشته است.
حتماً برادر ابوزید به یاد دارند که احزاب و سازمانهایی که اموال و مواد غذایی موجود در نبعه را مصادره و احتکار کرده بودند، در پاسخ درخواست مردم برای دریافت مواد غذایی، گفتند: «تأمین نیازهای شما بر عهد? امام صدر است! سهم خودتان را از او بگیرید!»
این در حالی بود که خدمات درمانی بیمارستانی که امام در نبعه تأسیس کرد و حدود 2700 مجروح را در مدت کوتاهی از مرگ نجات داد و مایحتاج ارسالی از سوی ایشان، بدون استثنا به هم? ساکنان ارائه میشد، زیرا امام صدر برای خود و یاران خویش این اصل را مدنظر قرار دادهاند که «ما یک نهضتیم، نه یک سازمان و مؤسسه.»
3. به علاوه، انتظار ما آن بود که برادر ابوزید به دور از تعارفات، صریحاً اعلام میکردند که چه کسانی از کدام احزاب و سازمانها، به ارامنه حمله کردند، تا یکی از علل اصلی سقوط نبعه آشکار شود. لازم است یادآوری شود که ارامنه با انتقال دارو و مواد غذایی به داخل نبعه، درواقع پشتیبان و عامل پایداری آن بودند.
4. همچنین انتظار میرفت که این برادر انقلابی، نقاب تبلیغاتی را از چهر? افراد برمیداشت و بهصراحت اعلام میکرد که منظور ایشان از «گروههای مختلفی که در مدت هفده ماه، با اقدامات نادرست و افکار جانبداران? خود در ایجاد فتنه در صفوف ملی نبعه و برج حمود و سقوط این دو منطقه سهیم بودند» دقیقاً چیست؟
5. موجب تأسف است که برادر ابوزید در کنار این تعارفات و پنهانکاریهای انقلابی، هنگام ذکر اسامی افرادی که به عقید? وی مسئول سقوط نبعهاند، انگشت اتهام را به سوی امام صدر نشانه میگیرد؛ در حالی که ایشان (برادر ابوزید) خود بهتر از هرکس میداند که افراد مذکور هیچگونه رابطهای با امام ندارند. وی در ادامه به جوانان غیرتمند امل اتهام زده است، امّا حقیقتی که همه از آن باخبرند این است که جوانان عضو امل با دیگران تفاوت داشتند. اغلب آنان شهید شدند و عدهای از آنها هم در آخرین محاصر? حسینی? اسرة التآخی به اسارت درآمدند و هنوز هم هجده نفر از آنان -ازجمله مسئول شاخ? نظامی جنبش- مفقودالاثرند. امّا دیگران، ازجمله برادر ابوزید که اکنون با خرسندی دربار? این منطقه سخن میگوید و اتهام میزند و خون شهدا را وجهالمعامله قرار میدهد، در منطق? غربی بیروت و به دور از صحن? نبرد حضور دارند.
به هر حال، جوانان عضو امل ازجمله امضاکنندگان سند تاریخی تسلیم نبودند و جزء «سیزده نفر از برادران مسئول تشکلها که 24 ساعت قبل از پایان درگیریها خود را تسلیم کردند» هم نبودند.
6. برادر ابوزید که به نفع حزب قومیتگرایان گواهی میدهد، گویی از یاد برده که یکی از چهار نفری که به
