گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
آنان اتهام وارد میکند، مسئول شاخ? نظامی همین حزب است. وی همچنین فراموش کرده که وقتی اعضای فتح و امل در گشت مشترک، 24 ساعت پیش از سقوط نبعه به دفتر حزب مذکور رفتند، مقادیر چشمگیری سلاح و مهمات یافتند که روی زمین پراکنده شده بود، بیآنکه مبارزی آنجا باشد!
7. امّا برادر ابوزید که اعضای امل را در مورد سقوط محور کمپ طراد مقصر میداند، در برابر هجوم احزاب همپیمان خود که از پشت به اعضای امل حمله بردند و به آنان ضربه زدند و آنان را از محور مذکور دور کردند، سکوت اختیار میکند و این حقیقت را نادیده میگیرد که اعضای امل به تنهایی و پس از فرار دیگران، محور بلازا را حفظ کردند که مهمترین و حساسترین محور بود.
8. برادر ابوزید در این کنفرانس خبری، دو موضوع اساسی را نادیده گرفته و از آن غفلت کرده است:
نخست آنکه ایشان در مدت شانزده ماه، حاکمیت مطلق را در منطقه داشتند، ولی از قانونشکنیهای هولناکی که به وقوع پیوست و منجر به سقوط نبعه شد، جلوگیری نکردند.
دوم آنکه ایشان علت کینهتوزی و اتهاماتی را که به امام صدر و جنبش محرومان و عموم شیعیان وارد میشود از یاد برده است، بهویژه اتهام ناجوانمردانه و دروغین مبنی بر اینکه امام، نبعه را به دشمن تسلیم کرد!
مگر نه اینکه مخالفان جنبش محرومان، مدعی شدهاند که اعضای این جنبش از جنگیدن امتناع کردهاند و سخن امام را مبنی بر اینکه «سلاح زینت مردان است» نادیده گرفتهاند؟ پس چگونه میتوان مسئولیت سقوط نبعه را به عهد? آنها انداخت؟ آیا برادر ابوزید فراموش کردهاند که یک هفته پس از سقوط نبعه، تلالزعتر نیز سقوط کرد؟ و اردوگاههای جسرالباشا، ضبیه، کرنتینا، مسلخ، کوره و شکا نیز پیش از آن، سقوط کرده بودند؟ آیا امام و جنبش محرومان مسئول سقوط هم? این مناطقاند؟!
و سرانجام اینکه آیا برادر ابوزید فکر نمیکنند که این هجوم تبلیغاتی بیرحمانه، همسو با اجرای توطئهای خطرناک و با هدف جدا کردن مقاومت فلسطین و بهویژه جنبش فتح (سازمان متبوع ایشان) از پایگاه مردمی خود در جنوب و حوم? جنوبی بیروت صورت میگیرد؟ آنان که رهبر شیعیان، قلب تپند? جنوب و امید محرومان، امام موسی صدر را مورد هجوم و حمله قرار میدهند، از حملات اسرائیل و تجاوزگران غفلت میکنند و این همه در حالی اتفاق میافتد که نشستهای آنان با افسران اسرائیلی و نیروهای مسلح راستگرا همچنان ادامه دارد!
