گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 325

از مردم پذیرفتم. می‌دانیم که این کلیسا ارتباط مستقیمی با جناب پاپ دارد و این مشارکت بیانگر موضع رسمی کلیسا بود. نمونه‌های این نوع مشارکت در لبنان فراوان است.

صاحبان امتیاز، عامل اختلاف‌اند

[امام گفت:] امّا احساس شهروندان عادی در لبنان احساسی برادرانه و سرنوشت‌ساز میان مسلمانان و مسیحیان در میهنی واحد است. محنتی که جامعه دارد، تنها از سوی صاحبان امتیاز از هر گروه و فرقه‌ای است. یکی از عوامل بحران لبنان، اصرار برخی از سردمداران مسیحی به حفظ امتیازات فرقه‌ای خود در دولت لبنان است، به گونه‌ای که منصب‌های مهم دولتی و مدیریتی و ارتشی را در دست خود دارند و این امر سبب پیدایش جناح‌بندی‌هایی در دولت شده و این احساس را در بسیاری از مسلمانان و مسیحیان پدید آورده که این منصب‌ها انحصاری است و آنان نمی‌توانند شایستگی‌های خود را برای خدمت به کشور به کار گیرند، همچنان که نمی‌توانند به آرزوها و آرمان‌های مشروع خود دست یابند. این وضع تا آن‌جا ادامه یافت که منجر به نوعی بی‌توجهی در احساس ملی شد و احساس ملی را در بسیاری از مردم کم‌رنگ کرد. این امر راه فروپاشی حکومت لبنان و بلکه جامع? لبنان را هموار کرد.

[امام موسی صدر گفت:] البته بحران عوامل دیگری نیز داشت: عوامل لبنانی و عربی و بین‌المللی؛ ولی اختلافات اسلامی- مسیحی به هیچ وجه جزو این عوامل نبود. طبیعی است که مشکل اجتماعی که بسیاری از مسلمانان از آن رنج می‌برند، در بروز بحران نقش داشته باشد، به‌ویژه که آن‌ها به خاطر درد مشترک محرومیت و به مقتضای احساس قومی خود، با مقاومت فلسطین احساس همدردی و همبستگی می‌کردند. با همبستگی میان این دو، جایگاه صاحبان امتیاز به لرزه افتاد و تهدید شد. خود صاحبان امتیاز نیز در این کار دست داشتند… متأسفانه در ابتدای بحران، برخی از رهبران سیاسی، از چپ‌گرا و راست‌گرا، شروع کردند به کوبیدن به طبل فرقه‌گرایی. به نظر من آن‌ها برای جذب نیروی مسلح دست به این شیو? خطرناک زدند، چرا که احزاب آن‌ها قادر نبود رزمندگان را با ایدئولوژی خود بسیج کند. از?این?رو، سلاح فرقه‌گرایی را در برابر شهروندان بی‌گناه به کار گرفتند و حوادث مشخصی را با رنگ و بوی فرقه‌ای پدید آوردند؛ مانند آتش زدن کامیونی که به سوی بیروت قرآن حمل می‌کرد یا حمله به برخی از کلیساها و شکستن ظرف‌ها و وسایل مقدس یا کشتن راهبان سالخورده در دیر بعکار یا بیرون کردن اقلیت‌ها از مناطق گوناگون و ربودن و کشتن برخی از عابران و مثله کردن اجساد آنان و رها کردن آن‌ها در خیابان و دیگر مواردی که با وضع لبنان بیگانه بود.

این حوادث و شایعاتی که به همراه داشت، نخستین موج‌های فرقه‌گرایی را ایجاد کرد و هم? احزاب از آن سوءاستفاده کردند و توانستند به آسان‌ترین شکل گروه‌های خود را مسلح کنند که این امر به شعله‌ور شدن جنگی طولانی و قربانی شدن افرادی بسیار انجامید. با این حال بستر عواطف مردم لبنان به‌طور کلی دور از فرقه‌گرایی باقی ماند و همین امر ما را بر آن می‌دارد که به بازگشت همزیستی میان لبنانیان، از مسیحی و مسلمان، طی دوره‌ای کوتاه امیدوار باشیم، به‌ویژه اگر درنظر بگیریم که تنها جانشین همزیستی، تجزیه است و تجزیه در لبنان خطری برای همزیستی اسلامی-