گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
دادند و به نام دفاع از محرومان در ارتش و در سراسر وطن، با شعار مخالفت با طغیان و ذلت و محرومیت قیام کردند. در این میان سزاوار بود حضرتعالی از قیام آنان استقبال کنید و پشتیبان این ارتش باشید و با تمام قوا به یاری آن بشتابید، زیرا ارتش عربی لبنان، چه درست اقدام کند و چه نادرست، چه پیروز شود و چه شکست بخورد -هرچند به یاری خدا و نیروی ایمان و باور به شکستناپذیری، بیشک پیروز خواهد بود- هرچه باشد، تشکیل این ارتش تعبیری صادقانه و حقیقی از تباهی و ازهمگسیختگی ارتش لبنان و کجی و ناراستی راهی بود که در پیش گرفته است و بر همه لازم است که برای تقویت آزادمردانی که ارتش عربی لبنان را تأسیس کردهاند، همت بگمارند.
امّا دربار? «برادران» که از کشور دوست و برادر [سوریه] به ما هجوم آوردهاند، گفت? شاعر را به یاد میآورم که: «برای انسان آزاده ظلم و ستم نزدیکان، تلختر و ناگوارتر است که با شمشیر برکشیده بر او هجوم آورند.»[25]
حتی اگر آنان در ادعای خود صادق باشند و برای حل مشکل لبنان آمده باشند، اکنون واضح است که خود آنها خواسته یا ناخواسته- به مشکلی اصلی بدل شدهاند و در حالی که به اسم میانجی و برای حل و فصل بحران آمدهاند، اکنون خودشان یک طرف اصلی جنگاند -یا شاید تنها طرف درگیر آن- و دیگر نمیتوانند نقشی را که خود مدعی آناند -یا دیگران به غلط برای آنان قایل شدهاند- ایفا کنند.
امّا درگیر شدن با آنها که شما با آن موافق نیستید- از یک سو نبردی دفاعی و از سوی دیگر تهاجمی است و اگر قرار باشد کسی را از این کار نهی کنید، باید طرف مهاجم را بازدارید، نه طرفی را که برای دفاع از حاکمیت و عزت و کرامت خود ناچار به دفاع است و شما بهتر از هرکس از وضع دو طرف این نبرد باخبرید.
حضرت امام!
«برادران» سوری، محاصر? زحله را شکسته و اکنون برای «آزادسازی» عینطوره و ترشیش و المتین به سوی این مناطق در حرکتاند، در حالی که بهتر بود آنان را تشویق میکردید که ابتدا محاصر? نبعه و برج حمود را پایان دهند.
«برادران» سوری که همواره به برادران فلسطینی ما یادآوری میکنند که «راه فلسطین از جونیه نمیگذرد»، گویی خود فراموش کردهاند که مهاجمان به اردوگاه ضبیه و کسانی که به حارةالغوارنه هجوم بردند و ساکنان سبنیه را آواره کردند و اهالی نبعه و تلالزعتر را همچون کربلاییان از آب و غذا محروم کردند، همگی از جونیه آمده بودند…
برادران سوری که از ستمهایی که به اهالی قبیات و بیت ملات رفته به هراس افتادهاند، چهبسا از یاد بردهاند که اهالی مسلخ، سبنیه و حارةالغوارنه نیز همچون فرزندان شما و برادران ما در شیاح، همچنان در معرض ظلم و آوارگی و کشتار قرار دارند. خوب است این موضوع را به آنها یادآوری کنید. برادران سوری که به «وحدت دولت و ملت لبنان» اهتمام دارند، گویی نمیدانند که چه کسانی اقلیتها را طرد کردند و جنایتهایی مرتکب شدند که آخرین آنها هجوم به برخی از اهالی جنوب در میدان کاخ دادگستری بود، همانها که زشتترین روشهای
[25].?وظلم ذوی القربی أشدّ مرارة
علی الحرّ من وقع الحسام المهند.
