گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 252

سند شمار? 11-06-76

موضوع: نام? سرگشاد? محمود المقدم خطاب به امام صدر

مکان و تاریخ: بیروت.

مناسبت: در پی هجوم نهضت ملی و مقاومت فلسطین به امام صدر که پس از ورود نیروهای سوریه به لبنان صورت گرفت، این نامه خطاب به امام منتشر شد.

منبع: روزنام? المحرر بیروت، 11/6/1976.

متن

حضرت امام!

سلام علیکم ورحمةالله وبرکاته

پیش از نوشتن این مطلب مختصر خطاب به شما، تردیدهای بسیاری به ذهنم راه یافت، از اینکه مبادا نوشته‌هایم سوء‌تعبیر شود و بر من گمان بد برند و به داشتن سوء‌نیت متهم شوم، ولی به خدا سوگند چنین نیست و سوء‌نیت ندارم… همچنان در تردید بودم که فرمود? رسول خدا(ص) را به یاد آوردم که: «هریک از شما که منکری را می‌بیند، باید آن را با شمشیر اصلاح کند و اگر نتوانست با دستان خویش و اگر نتوانست با زبان خویش، که این پایین‌ترین مرتب? ایمان است!»[24] و من نیز از پایین‌ترین مرتب? ایمان آغاز کردم.

روز جمعه در برخی روزنامه‌ها خبری خواندم مبنی بر اینکه شماری از افسران سوری و برخی افسران لبنانیِ موافق با ورود نیروهای سوریه به لبنان، در بقاع با شما دیدار کرده‌اند و پس از آن یکی از افسران شورای فرماندهی «ارتش عربی لبنان»، جدایی خود از این ارتش را اعلام کرده و به جمع موافقان ورود نیروهای سوریه پیوسته است. در ادامه، ابتدا به‌طور تلویحی و سپس به‌صراحت از نقش شما در ایجاد شکاف در «ارتش عربی لبنان» به نفع دخالت نیروهای سوریه سخن به میان آمد؛ دخالتی که در حد حضوری معمولی باقی نماند، بلکه به حمل? مسلحانه و اشغال نظامی تبدیل شد.

فردای آن روز بیانی? پنج ماده‌ای جنبش محرومان در روزنامه‌ها منتشر شد که بدون تکذیب یا تأیید این خبر، همگان را به تقدیر از نقش مؤثر کشور برادر، سوریه در حفظ امنیت و پاسداری از مقاومت فلسطین فرامی‌خواند و هم? گروه‌ها را به خویشتن‌داری و گفت‌وگو و تلاش برای هماهنگی با ارتش عربی سوری برای حفظ امنیت تشویق می‌کرد…

خبر مذکور و بیانی? جنبش محرومان، انگیز? اصلی من از نگارش این نامه است.

حضرت امام!

فرقه‌ای که شما نماینده و رهبر آنید و من نیز افتخار انتساب به آن را دارم و جنبش محرومان نیز به آن منسوب است، فرقه‌ای که از ابوذر غفاری تا امام علی(ع) و فرزندش حسین(ع) و پس از آن تا [ابومسلم] خراسانی و برمکیان امتداد یافته، همواره مظهر خیزش و انقلاب در برابر ظلم و دعوت به


[24].?این روایت در منابع روایی به این صورت آمده است: «من رأی منکم منکراً فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه فان لم یستطع فبقلبه و ان ذلک اضعف الایمان.» (هریک از شما که منکری را می‌بیند، باید آن را با دستان خویش اصلاح کند و اگر نتوانست با زبان خویش و اگر نتوانست با قلب خویش، که این پایین‌ترین مرتب? ایمان است.) ابن ابی جمهور، عوالی اللیالی، ج 1، ص 431.