گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
حق و عدالت و قیام در برابر حکومتها و حاکمان ستمکار بوده است، به گونهای که عدهای شیعیان را «رافضی» توصیف کردهاند، غافل از اینکه چنین واژهای در معنای حقیقی خود، سربلندی و عزت نفس و کرامتی عظیم را دربر دارد.
امّا در دوران معاصر، گویی سرنوشت این فرقه چنین رقم خورده بود که رهبرانی سازشکار یا مصلحتاندیش عهدهدار امور آنان شوند و ماهیت انقلابی و پیشتازی تشیع را از آن بگیرند و حتی آن را از اصالت عربی خود دور کنند، هرچند تشیع همچنان زیربنایی مناسب برای هر جنبش ملی و انقلابی به شمار میرود و علت آن نیز این است که پیروان این مکتب از زمان اشغال عثمانیها تاکنون، همواره در معرض ظلم و سرکوب و ستم و محرومیت قرار داشتهاند. بحران کنونی بهترین گواه این مدعاست، چنانکه شیعیان در شیاح، نبعه، برج حمود و بقاع، پیوسته جنگهایی خانمانبرانداز را تجربه کرده و آواره بودهاند. بنابراین، شیعیان، شیعیان علی(ع) و حسین(ع)، همچنان هویت انقلابی خویش را حفظ کردهاند، هرچند برخی رهبران آنان با مواضع سخیف و سست خود چهر? انقلابی تشیع را خدشهدار کرده بودند.
زمانی که شما در اوایل ده? 1960 در لبنان حضور یافتید، امید در دلهای ما زنده شد. حضور شما، بازگشت هویت انقلابی تشیع و احیای نقش شیعیان پیشتاز در قیام در برابر ظلم و استبداد را نوید میداد.
ما نیز با وجود آنکه از تعصبات فرقهای کاملاً به دور بودیم، از این پدیده بهشدت استقبال کردیم، زیرا از وضعیت شیعیان و فقر و محرومیت آنان در پی بیتوجهی رهبران پیشین به تنگ آمده بودیم. آن بارق? امید، این احساس را در ما زنده کرد که شیعیان به روزهای تاریخی و پرافتخار خود در مبارزه با ظلم اجتماعی و محرومیت و رنج بازمیگردند و همچون گذشته پیشتاز دفاع از عربیت و مسائل سرنوشتساز جهان عرب خواهند بود. آن امید همچنان در جان ما زنده بود تا اینکه خبر دیروز را شنیدیم و سپس صدور بیانیه و موضعگیریهای پیدرپی را شاهد بودیم که آن خبر تنها بخشی از آن مواضع بود و بیانی? صادرشده نیز درواقع تأکید ضمنی آن به شمار میرفت.
حضرت امام!
«ارتش عربی لبنان»، پدیدهای انقلابی و منحصربهفرد است که در داخل ساختار ارتش لبنان ظهور یافت تا بیانگر درد و رنج عمیق ارتشیان باشد. گروهی از افسران شرافتمند که از گرایشهای فرقهای و اقدامات خودسرانه و جانبداری فرماندهان و به کارگیری توان نیروهای نظامی به نفع گروهی از افسران برخوردار یا وابسته به فرقه یا گروه خاص به تنگ آمده بودند، «ارتش عربی لبنان» را تشکیل دادند و اینجانب اطلاع دارم که حضرتعالی از طریق برخی از افسران برخاسته از میان محرومان و دوستان خود، از تمامی وقایع و اخبار آگاهی داشتید و شماری از شیعیان که از برتریجویی و خودکامگی فرماندهان ارتش و بیتوجهی آنان به هم? اصول حق و عدالت و انصاف به ستوه آمده بودند، برای شِکوه و گلایه از وضع موجود نزد شما میآمدند. وضعیت به گونهای شد که بر اثر رفتارهای فرماندهی ارتش، این ارتش دیگر به هم? لبنان تعلق نداشت، بلکه ارتش یک گروه و یک طبقه و فرقهای خاص بود، تا اینکه کاس? صبر ارتشیان لبریز شد و برخی افسران با خیزشی خودجوش، ارتش عربی لبنان را تشکیل
