گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
مناسب راهنمایی کنند. در دیدار قبلی خود با حافظ اسد، نظر خود را در عرصههای سیاسی و امنیتی ابراز کردیم و گفتیم که نیروهای سوریه رفتارها و اعمال عجیبی انجام دادهاند. همچنین به ایشان گفتیم که دوست تو کسی است که با تو روراست باشد، نه کسی که تو را تأیید کند. اکنون کسانی که نمایند? سوریه در لبنان به شمار میآیند در هم? مناطق بسیار بد عمل کردهاند و مسائل به اندازهای به هم پیچیده شده که مسلمانان بسیار ناراحت شدهاند. احساس من این است که رفتارهای برادران سوری در لبنان، واکنشهای تندی را در پی خواهد داشت. نمیدانم سوریها تا چه اندازه این موضوع را درک میکنند. مسلمانان لبنان و فلسطینیان با توجه به نزدیکی و همبستگی با هم، از رفتار نیروهای سوری رنجیده و آزرده شدهاند، امّا برادران سوری تصور درستی از این وضع ندارند. دستگاههای اطلاعاتی آنها، تصویر درستی از حقایق ارائه نمیکنند. من وظیف? ملی و وجدانی خود را انجام دادم و حقایق را به آنها گفتم. دیگران هم میتوانند این کار را انجام دهند.
امام صدر: راهحل چیست؟
صائب سلام: دیگران هم میتوانند همین کار را انجام دهند و حقایق را بهصراحت به برادران سوری بگویند. من به جناب حافظ اسد در مورد شنهای روان عرص? سیاست لبنان هشدار دادم و گفتم که خطاها و اشتباهات نظامی ممکن است به ایجاد فاجعهای برای ما و سوریه منجر شود، زیرا سوریه پشتیبان ماست و قوت و ضعف آن در لبنان بازتاب دارد.
شیخ خالد: مطالبی که جناب صائب سلام مطرح کردند، ملاحظاتی است که به گذشته مربوط میشود و برای حل مشکلات فعلی کافی نیست. راهحل پیشنهادی جناب رشید کرامی مبنی بر حلوفصل ریشهای مشکل با سوریه مفیدتر خواهد بود. جناب صائب سلام نظر شما چیست؟
صائب سلام: مسئله این است که آیا لبنانیان از رفتار سوریها رنجیده و ناراحتاند یا نه؟ اگر بله، باید این حقیقت را به سوریها بگوییم.
شیخ خالد: پیشنهاد حل مشکل با سوریه هنوز مطرح است. نظر شما چیست؟
رشید کرامی: به عقید? من روش طرح موضوع و قانع کردن سوریها مهم است. اگر بخواهیم به سوریها بگوییم که شما اشتباه کردهاید و نیروهای شما در هم? زمینهها بد عمل کردهاند، این واکنش منفی دربر دارد. امّا اگر به آنان بگوییم که سرنوشت ما مشترک است و اشتراک منافع داریم و شما هم آنچه را موجب رنجشتان بوده مطرح کنید، میتوانیم به تفاهم برسیم.
صائب سلام: ظاهراً دوستان گفتههای مرا درست متوجه نشدهاند. بخش مهمی از سخنان من دربار? روابط برادرانه و علاقه به همکاری و همراهی بود. امّا گفتم که باید آشکارا و با صراحت سخن بگوییم. این به معنای وجود کینه و دشمنی نیست، بلکه به عکس، نشان? محبت و علاق? صادقانه به همکاری است و گمان نمیکنم جز این باشد. این را در جمع خودمان ذکر میکنیم، امّا در ظاهر از آن سخنی نمیگوییم تا به نتیج? معکوس منتهی نشود. تاکنون
